روزنامه هفت صبح | یک: صحنه سوررئالی بود. علیرضا دبیر در کنار پولادگر معاون وزیر ورزش نشسته در مجمع عمومی روسای فدراسیون. در حال صحبت با موبایلش است و با غیظ و در حالی که سعی میکند صدایش شنیده نشود از کم شدن و یا صفر شدن بودجه فدراسیون کشتی به مخاطب موبایلش گلایه میکند و میگوید دارم دهنش را سرویس میکنم. بعدا زنگ میزنم…. و ما این صدا را کامل میشنویم.
یا میکروفنش باز بوده یا شیطنت خبرنگارهاست. اما این فضای سوررئال ادامه دارد. اینبار پولادگر است که دبیر را (رئیس فدراسیون کشتی) به بچه بازی متهم میکند. دبیر کمی به او خیره میشود و در سکوت سنگین حاکم بر مجمع میگوید:یعنی شما الان بچه شدهاید…
اصلا نمیخواهم در این مجادله که بر سر بودجه فدراسیون کشتی شکل گرفته بود طرف کسی را بگیرم.
پولادگر را به عنوان رئیس فدراسیون تکواندو میشناسم که در دوران ریاستش این رشته پرطرفدار نزول کرد و برخی از قهرمانانش هم مهاجرت کردند،علیرضا دبیر را هم وقتی مسئول بودجه شهرداری تهران بود و درگیر اختلافات شدید با قالیباف،یک بار در حسینیه حضرت قاسم که در واقع به نوعی دفتر کار علیرضا دبیر هم بود ملاقات کردم. در انتهای خیابان الف در مقدس اردبیلی. بگذریم. باز هم میگویم که نمیخواهم داوری کنم فقط فضای عجیبی بر این مجادله طولانی در مجمع روسای فدراسیون حاکم بود.
دو: در توئیتر دیدم یکی از شیرازیها از سختگیریهای دور جدید در این شهر شکایت کرده بود و تعطیلی چندین کافیشاپ و کتابفروشی و از اینجور چیزها. خب قاعدتا اشتباه است و فکر کنم در حال نظاره کردن تکرار یکسری تصمیمات ناموجه هستیم. باز هم یک دوره چند ساله.به قول فرنگیها مثل دژاوو میماند.
سه: پدیده پژمان جمشیدی برایمان عادی شده است. اینکه یک فوتبالیست حرفهای تا تیم ملی هم پیش برود و بعد در تجربه بازیگری به آرامی به صدر جدول بازیگران سینمای ایران صعود کند و حالا عنوان پولسازترین بازیگر سینمای ایران را با دو سه نفر دیگر شریک باشد و از آن مهمتر در تایتل بهترین بازیگر مرد فعلی سینمای ایران هم مدعی باشد.
پدیده پژمان جمشیدی در هیچ نقطه دنیا مشابهی ندارد. یک پدیده عجیب از یک چهره چند وجهی. حتی در بازیگری هم این چند وجهی بودن را در خود لحاظ دارد. همین الان روی پرده فیلم کمدی دینامیت را دارد(که البته بدترین فیلم در کارنامه جمشیدی است) و فیلم دراماتیک علفزار را . شخصا جمشیدی را در فیلمهای کمدی ترجیح میدهم.



