روزنامه هفت صبح | یک: ‌ این چند تا خبر را در کنار هم بخوانیم: مسئولان سازمان سینمایی اعلام کرده‌اند که بیشتر فیلم‌های موجود در دولت قبلی ساخته شده‌اند و به لحاظ اخلاقی مشکلاتی دارند و تلاش می‌کنیم که تمهیدی برای نمایش آنها پیدا کنیم. از طرفی بخش‌های نزدیک به دولت هم تلاش می‌کنند مردم به دیدن فیلم‌های بدون قرار قبلی و هناس بروند.

در اتفاقی دیگر سینمادارها از عدم استقبال مردم از سینماها شکایت دارند و درخواست دارند که چند تا کمدی مانده در صف انتظار برای اکران آماده شوند. همان کمدی‌هایی که به نظر سازمان سینمایی مشکل دارند. و بالاخره این‌که سازمان سینمایی شکایت دارد که تعداد تماشاگران فیلم‌های ایرانی ۱۰ تا ۱۲درصد جمعیت کشور هستند و باید با ساخت سالن‌های مجهز ۵ تا ۶درصد به این تماشاگران در فاز اول اضافه شود.

سوال اینجاست که این سینماها را ساختید چه فیلم‌هایی می‌خواهید در آنها پخش کنید؟ مشخص است که تماشاگر ایرانی بخش بزرگی از فرصت سینمارفتن خود را برای دیدن کمدی‌های ایرانی در نظر گرفته است. همان کمدی‌هایی که عموما پر از شوخی‌های دوپهلو و گاه جنسی هستند. می‌دانم که تنگه ابوقریب و یا بدون قرار قبلی فیلم‌های شریف و نجیبی هستند اما می‌توانید با کمک آنها تماشاگران را به سالن‌های سینماهای جدید‌التاسیس خود بیاورید؟ بحران اقتصادی گریبانگیرتان نخواهد شد؟

فیلم آمریکایی می‌آورید؟ ماکه استقبال می‌کنیم اما شما توانش را دارید؟ نکند تسلیم آن نگاهی شوید که مفهوم تماشاگران و مردم عادی را در بسته‌های پاکیزه و انحصاری تقدیم شما می‌کنند؟ مردم ایران و فرهنگشان مسئله بسیار گسترده و پیچیده‌ای است و برخی مظاهر مردم‌پسند و عمومی آن باب‌طبع آن قشر خاص موردنظر طیف جدید سیاستگذاران نیست. ‌‌

سینمای ایران فیلم‌های مزخرف فراوانی می‌سازد اما با بگیر و ببند، مشکل حل نمی‌شود. تسلیم آن نگاه خطرناک که می‌گوید «فیلم‌های کمدی تاثیر تربیتی عمیقی بر روی مردم دارند» و این‌جور چیزها نشوید. نگاهی که یک یا دو فیلم کمدی سخیف را همچون بلایی خانمانسوز ترسیم می‌کند و خب متاسفانه آن نگاهی که همه‌چیز را از دریچه مهندسی اجتماعی می‌بیند تا بخواهد دوباره و البته در ایران چندباره به نتایج تصمیمات اشتباه خود برسد چهار پنج سال از عمر مردم تلف می‌شود.

به‌جای تلف کردن نیرو برای این‌گونه مهندسی اجتماعی بی‌حاصل باب‌طبع قشرهای خاص،‌ تمرکز کنید در ساختن فیلم‌های خوب. تمرکز کنید در هدایت سرمایه‌های مالی دولتی عرصه فرهنگ به پروژه‌های مفید. فیلم‌هایی که بخش خصوصی توان ساختن آنها را ندارند. این پیشنهاد ماست و خب می‌دانیم که به‌جایی نخواهد رسید.

دو: کلیپی از کنسرت یک گروه پاپ منتشر شده که با حضور بی‌شمار طرفداران این گروه و شور و ولوله‌ای هم برپاست. اما خدا شاهد است که اگر به‌اندازه یک سر سوزن متوجه شده باشیم خواننده پرتلاش و ناآرام این کنسرت که با یک کت نصفه چرم،‌ مدام در حال بالا پایین پریدن است کلا چه می‌خواند و اصلا موسیقی چه می‌گوید. به جایش صدای جیغ می‌شنویم و هیاهو و صداهای ناجور و موسیقی زمخت. مطمئنا کنسرت‌گذارهای محترم خیلی از این وضعیت راضی هستند اما از مسئولان عزیز استدعا داریم که بروید همین حالا سیاوش قمیشی و معین و حتی حسن شماعی‌زاده را با احترام به تهران برگردانید که حداقل آنچه می‌خوانند را متوجه می‌شویم. قیمت بلیت کنسرت‌هایشان هم احتمالا معقول‌تر است.

سه: قسمت بد ماجرا را گفتیم از همایون شجریان هم بگوییم که معنای واقعی اثر فاخر موسیقایی است. قطعات کنسرت او (جدا از حرکات آزارنده رهبر محترم ارکستر که این توهم را پیش می‌آورد که نور اصلی صحنه را می‌خواهد) از اتفاقات خوب فضای مجازی هستند. قدر همایون را بدانیم.

چهار: حضور ساپینتو و مورائیس و قربان بردیف سه مربی خوب خارجی در لیگ امسال،‌خود به خود سطح بازی‌ها را بالا خواهد آورد و مطمئنا چهره‌های جوان و بااستعدادی به فوتبال ایران اضافه خواهد شد. حالا مربیان ایرانی مثل نکونام و گل‌محمدی و قلعه‌نویی و ربیعی و تارتار و حسینی باید خود و توانایی‌هایشان را ثابت کنند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.