روزنامه هفت صبح | دیروز اینترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران، روز چهارم اعتصابشان را پشت سر گذاشتند. آنها ۲۰۰ دانشجوی رشته علوم پزشکی هستند که هر کدام در بیمارستانهای مختلفی مشغول به کارند. یکی از این دانشجویان به سوالهای روزنامه هفت صبح درباره ماهیت این اعتراض توضیح میدهد و میگوید هدف اصلی آنها اعتراض به عدم تناسب حقوق و ساعات کاری و همچنین رفتارهای آزاردهنده دانشجویان بالادستی است.
آنها اگرچه ماهانه ۳۰۰ ساعت در بیمارستان کار میکنند که گاه شامل ۱۰ کشیک ۲۴ ساعته میشود، اما در مقابل فقط یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان حقوق میگیرند.در حال حاضر فقط کارهای صبح بخشهای بیمارستان که معمولا شامل کارهای اداری میشود، ترک کردهایم. حضورمان در سایت اورژانس ادامه داشته و حتی کشیکهایمان را هم انجام میدهیم که مریضها بابت این مسائل متضرر نشوند. یک ماه پیش هم اینترنهای دانشگاه شیراز اعتراض کرده بودند که دو روزه به نتیجه مطلوبشان رسیدند.
یکی از اعتراضهای ما به انجام کارهایی است که در حیطه مسئولیتهای ما قرار ندارد. در بیمارستان هر کار اضافهای که مسئولی برای انجام دادن ندارد، به اینترنها میسپارند. این کارهای نامربوط از نوشتن چند برگه، جابهجا کردن چند مهر و جا به جا کردن بیمار شروع میشود و گاهی به آوردن و بردن کیف اتند سال بالایی هم میرسد. شاید ۱۵ تا ۲۰ درصد از کارهایی که به ما میسپارند به حوزه پزشکی ارتباط دارد و بقیه آنها کاملا نامرتبط هستند.
از طرف دیگر بین میزان کار و حقوق دریافتی ما هیچ توازنی وجود ندارد. در جلسهای که با رئیس دانشگاه داشتیم هم همین را مطرح کردیم که اگر ما دانشجو هستیم پس باید یک فرایند آموزشی را طی کنیم. اگر هم کارمند هستیم که به حقوق کار نیاز داریم. ما در ماه بین ۲۵۰ تا ساعت۳۰۰ و یا بیشتر از آن کار میکنیم. بسته به بخش، تعداد کشیکهایمان فرق دارد اما ماهانه به طور میانگین حدود ۱۰ کشیک ۲۴ ساعته میدهیم که عملا از ۷ صبح تا ظهر آینده طول میکشد.
برای مثال در تمام بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران اینترن ارتوپدی در ۱۵ روز ۱۰ کشیک ۱۲ ساعته دارد یا اینترن طب اورژانس باید ۲۰ کشیک ۱۲ ساعته در یک ماه بگذراند. مسئله دیگر عدم توازن قدرت بین سطوح متفاوت است. اول این را در نظر داشته باشید که در ساختار پزشکی سه سال و نیم در دانشگاه به عنوان دانشجوی علوم پایه حضور داریم. بعد از آن وارد مرحله فیزیوپات و سپس استیجری میشویم که شبیه دوره کارآموزی است.
سپس یک سال و هشت ماه اینترن هستیم و کارمان از اینجاست که به صورت جدی شروع میشود. بعد از آن وقتی تخصص قبول میشویم وارد مرحله رزیدنتی خواهیم شد. سپس دانشجوهای فلوشیپ هستند و به سطح بالاتر از آن اتند میگویند. اینترنها کف این هرم قدرت هستند. ساختار قدرت در اینجا به نحوی بوده که رزیدنت اجازه دارد طوری با اینترن رفتار کند که هیچ احترام و شأنی برایش باقی نماند. هیچ پروتکل مشخصی هم وجود ندارد که با کمک آن بتوانیم شکایت کنیم.
وقتی به روسای مسئول میگوییم، میگویند که چهار شاهد بیاورید و اعتراض کنید که غیرممکن است. از طرف دیگر آنها در بیمارستانها رعب و وحشت ایجاد میکنند. ساختار قدرت طوری شکل پیدا کرده که رزیدنت سال یک که فقط یک سطح بالاتر از اینترن است میتواند اینترن را ۱۰ساعت بیشتر از آنچه باید نگه دارد. اگر هم اینترن طبق خواسته او رفتار نکند، مدام تهدید به تجدید دوره میشود. آنها فضایی درست کردهاند که اینترنها حتی از اعتراض کردن هم میترسند.
همین امروز که ما در اعتصاب هستیم، از درون بخشها دائم به ما فشار میآورند که ما را مجبور به تجدید دوره میکنند. برای مثال کسی که دوبار دوره جراحی را گذرانده تهدید شده که باید برای دفعه سوم آن را بگذراند؛ آن هم دوباره در همین فضای رعب و اضطراب. یا اینترنی به خاطر انجام ندادن یک کار نامرتبط که رزیدنت از او خواسته بود، از آمدن به بیمارستان امیراعلم منع شده است. آنها با اینترن هر طور که میخواهند برخورد میکنند و روی این قدرتشان کسی نظارت ندارد.
اگرچه ساعت کاری ما زیاد است اما هدف اولیه اعتراض ما، نه کاهش ساعت کاری بلکه همین نوع رفتار بالادستیهاست. همچنین به ماهیت کارهایی که به ما میدهند معترضیم. اعتراض ما کاملا صنفی است. ما از رفتار سطوح بالادستیمان در بیمارستان شکایت میکنیم آن وقت رئیس دانشگاه مصاحبه کرده و گفته است که نمیگذاریم دشمنان نظام به اهدافشان برسند. اینکه از افراد بخواهیم صرفا به خاطر قدرتی که در یک جایگاه دارند، به دختران اینترن آزار نرسانند یا با اینترنها محترمانه رفتار کنند صنفی نیست؟



