روزنامه هفت صبح | از دو هفته قبل تا امروز، مردم اجازه ورود زباله به دل جنگلهای سراوان را ندادهاند. ماشینهای حمل زبالهای که از سراسر استان گیلان به جنگلهای هیرکانی و سایت زباله سراوان میآمدند، در روزهای اول چند مرد را میدیدند که راه ورودی را بستهاند. در روزهای اخیر زنان و بچههای اهالی روستاهای سراوان، کچا، جوکلبندان هم با آنها همراه شدهاند. ۷ صبح تا ۲ بعدازظهر ساعت خلوت سایت زباله سراوان است.
بعدازظهر سایت کمکم شلوغ میشود و حضور مردم به چهارصد نفر هم میرسد. در این روزها بساط افطاری برپا بوده. اهالی روستای سراوان و سایر روستاها اغلب کشاورزند و از چهار دهه قبل که در هشت هکتار از جنگل کوه صد متری زباله ایجاد شده تا بهحال بارها مقابل ورودی سایت ایستادهاند. این بار اما ماجرا جدی است. دو هفته، هر روز نزدیک به چهارصد زن و مرد و کودک دور هم مینشینند، سحری میخورند، افطار میکنند و نمیخواهند ماشین حمل زباله پایش به سراوان باز شود. بهروز، از اهالی سراوان که دو هفته گذشته را به نگهبانی گذرانده، زنان و بچهها را نقطه قوت ماجرا میداند.
اما ماجرای سایت زباله سراوان عمری حدودا چهل ساله دارد. سایتی که قرار بود زمانی به شکل موقتی محل دفن زبالههای رشت و چند شهرستان دیگر باشد، در گذر زمان به چاهی بدل شد که زبالههای کل استان گیلان را در خود جای داد و از دورترین شهرها و روستاهای استان گیلان تا خود رشت، زبالهها به جنگل سراوان آورده شد که جایی در نزدیکی امامزاده هاشم و در فاصلهای کم با رشت قراردارد. دو سال قبل قرار بود این سایت سامان بگیرد و وعده ساماندهی هم آبانماه سال ۹۸ بود.
آبانماه گذشت و با وجود آنکه آنموقع هم مردم بار دیگر مقابل ورودی سایت زباله جمع شده بودند، اما درنهایت آمدن کرونا ورق را برگرداند. اهالی سراوان مانند بقیه خانهنشین شدند و بعد از آنهم رمقی برای پیگیری نماند تا امسال که یکبار دیگر جمع شدند. از پارسال قرار بر این شد که فقط این سایت زبالههای رشت و روستاهای اطراف را در خود جای دهد اما گویا هنوز ماشینها از جاهای دیگر میآیند. از رودسر، لنگرود، رحیمآباد و…
تابلوی جدید مقابل سایت زباله سراوان میگوید که قرار است این مشکل تا پایان سال ۱۴۰۱ حل شود و در این روزها هم چند مسئولی که راهشان به اینجا کشیده شده، همین را تکرار کردهاند: «تا پایان سال ۱۴۰۱ برای ساماندهی وقت بدهید.» زنان در این دو هفته از بعدازظهر هر روز تا صبح روز بعد همراه بودهاند. آنها هم اغلبشان کشاورزند و این سالها شیرابههای کوه زباله، کشاورزیشان را نابود کرده. مهین، ازجمله زنانی است که چند سال قبل دخترش را با عوارض عجیب پوستی و گوارشی در بیمارستان رشت بستری کرد و در این مدت هم هیچ روزی نبوده که پای کار نباشد.
شبهای احیا هم با وجود آنکه به آنها گفته شد که نباید در ورودی سایت برگزار شود و باید به مسجد محل بروند، اما آنها ماندند؛ خانم مهین به هفت صبح می گوید : «آقای استاندار هم تا به حال نیامده. معاونش آمد. گفتند خودش میخواهد در مسجد مردم را ببیند. اما ما همینجا منتظریم. برای دیدن ما به اینجا بیایند. تمام ساعت روز اینجاییم و تا زمانیکه مکان دیگری برای ساماندهی تعیین نشود از اینجا نمیرویم.»
در این سالها هم قرار بود مکان جدیدی برای دپوی زباله معرفی شود و هم قرار بود ماشین زبالهسوز آورده شود اما همچنان خبری از مکان جدید و ماشین زبالهسوز نیست. محلیها شنیدهاند مکانی در یکی از روستاهای صومعهسرا برای ساخت سایت جدید انتخاب شده اما اهالی آن روستا اعتراض کردند و به نتیجه نرسیده است.
تنها مسکن دردهای سراوان
ماجرای آمدن زبالهسوز و یا جانمایی مکان جدید در شرایط فعلی اما شاید تنها مسکّنی برای درد فعلی سراوان باشد. هرچند از بین بردن کوه صد متری زباله هم خود ماجرای دیگری است. جانمایی مکان جدید بدون فکر به تغییر نگاه به پسماند هم نمیتواند کاری از پیش ببرد. اگر تفکیک زباله از مبدا در شهرها و روستاها جدی گرفته نشود، تنها باید در آینده منتظر شکل گرفتن چند سراوان دیگر بود. این اما برای محلیها که سالها در جوار این جنگل زندگی کردهاند سخت است و آنها فعلا فقط میخواهند راهی برای نیامدن زباله جدید به سراوان پیدا شود.



