روزنامه هف صبح، نگین باقری | مسئله این روزهای واکسنهای داخلی کمبود داوطلب است. این را دیروز مدیر پروژه واکسن فخرا به صورت شفاف به یک خبرگزاری گفته. آنها روی روزی هزار تا هزار و ۵۰۰ داوطلب حساب کردند اما حالا چه اتفاقی افتاده؟ این عدد به ۱۰۰ نفر در روز رسیده و همین موضوع آنها را به مرز شکست رسانده. این درگیری چیزی نیست که فقط دامن فخرا را گرفته باشد. تقریبا سه واکسن داخلی با چنین مسئلهای روبهرو شدهاند.
واکسن فخرا باید برای گرفتن مجوز تزریق عمومی حداقل در فاز سه کارآزمایی بالینی به ۴۶ هزار داوطلب تزریق شود و با روزی ۱۰۰ نفر داوطلب این فرایند یک سال و پنج ماه زمان میبرد. یعنی مجوز اضطراری با این مسیر بهمن سال دیگر صادر خواهد شد. بیایید نگاه دقیقی به حرفهای مدیر پروژه واکسن فخرا بیاندازیم تا ببینیم واکسنی که قرار بود ماهی پنج میلیون دز تولید کند چطور هنوز نتوانسته مجوز تزریق عمومی هم بگیرد تا به مرحله اعلام نتیجه اثربخشی فاز سوم برسد. احمد کریمی این حرفها را زده است:
تعداد داوطلبان کم شده است. در حال حاضر سن واکسیناسیون از ۱۲ سال به بالا اعلام شده و همه میتوانند واکسن بزنند و طبیعتا انگیزه برای شرکت در مطالعات کم شده است و به همین دلیل واکسنسازهای داخلی که الان در مرحله کارآزمایی بالینی هستند، دچار چالش شدهاند و روند مطالعه کارآزمایی بالینی کند شده است.
توقع داشتیم بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ داوطلب در روز داشته باشیم اما این عدد به حدود ۱۰۰ نفر رسیده و از آنجا که در فاز سه حجم نمونه باید زیاد باشد، عملا چالش ایجاد شده است.
مسئله جدی برای واکسنهای رازی و فخرا
از اینجا به بعد میتوانیم از حرفهای او دو موضوع را واشکافی کنیم. اولی مسئله کمبود داوطلب و دومی هزینه سنگین واکسن داخلی. در حال حاضر نزدیک به ۵۹ درصد از مردم واکسن تزریق کردند و تعداد همه آنهایی که حداقل یک دز واکسن زدند نزدیک به۵۰ میلیون نفر رسیدهاست. بنابراین با کاهش ظرفیت جمعیت دریافت کننده و افزایش ورودی واکسن خارجی کارآزمایی این واکسنها را دشوارتر کرده است. این فقط مشکل فخرا است؟ نه. این اتفاق درباره واکسن کووپارس رازی هم احتمالا رخ داده است.
واکسنی که اکنون در تهران و البرز در حال تزریق است و آمار واکسنهای تزریق شده آن در مرحله فاز سوم کارآزمایی بالینی به بیش از ۱۴هزار دز رسیده و تا عددی که باید برسد ۲۶ هزار دز (۱۳ هزار نفر) فاصله دارد. همین رویه برای واکسن نورا که هنوز به فاز دوم نرسیده پیش خواهد آمد و نخواهد توانست جمعیت مورد نظر داوطلبان را تامین کند. با اینکه اسپایکوژن تازه هفته پیش مجوز تزریق اضطراری گرفت هم احتمالا کار سختی پیش رو دارد.
این فقط برکت و پاستورکووک هستند که از پیچ سخت کمبود داوطلب گذر کردند. دکتر احسان مصطفوی، یکی از مسئولان واکسن پاستور به هفتصبح اینطور میگوید: «ما خوشبختانه اولین سازنده واکسن داخلی بودیم که فاز سوم کارآزمایی بالینی را در کشور شروع کردیم. بررسی اثربخشی واکسن پاستورکووک در اول شهریور برای جمعیتی که دو تزریق را داشتند تمام شد. همچنین این بررسی برای اثربخشی سه تزریق هم دهم مهر ماه به پایان رسید.
این فرصتی برای ما فراهم کرد که ۸۰ درصد از جمعیت مورد نظر ما از اردیبهشت واکسن بزنند. دلیل آن هم این بود که آن زمان که واکسن برای همه در دسترس نبود داوطلبان ما واکسن زدند و وقتی بررسی اثربخشی به پایان رسید که دسترسی به واکسن هم افزایش یافته بود.» همچنین دکتر حامد حسینی از مسئولان واکسن برکت به هفتصبح اینطور میگوید:
« واکسن برکت تمام ۲۰ هزار داوطلب مطالعه فاز سه را پایان خرداد ماه به طور کامل وارد مطالعه کرده است و الان صرفا پیگیری داوطلبان را انجام میدهد. فکر میکنم این مشکل برای همکارانی که در حال حاضر در فاز دو یا سه هستند، پیش آمده است که خب بهخاطر در دسترس بودن واکسن در سطح جامعه است و هم قابل پیشبینی بود هم متاسفانه پژوهشگران چارهای هم برای مقابله با این مشکل ندارند.»
دو هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری در سال اول روی واکسنهای داخلی
بودجهای که روی واکسنها سرمایهگذاری شده چقدر است؟ تا امروز دقیق اعلام نمیشد که به هر واکسن چه مبلغی پرداخته شده ولی بخش دیگر این مصاحبه دقیقا همین اطلاعات را داشت ارائه میکرد:
در دوم شهریور و همزمان با صدور مجوز کمیته اخلاق برای مطالعه فاز سه، در پی نامه یکی از معاونان در مجموعه وزارت بهداشت به کمیته اخلاق، مجوز تزریق واکسن فخرا نیز به تعویق افتاد و چالش جدی ایجاد شد. به این دلیل که تولید کنیم به چه کسی بدهیم؟ حتی قولهایی داده شده که پیشخرید انجام شود اما تا به الان از سمت وزارت بهداشت برای پیشخرید واکسنهای تولیدی نیز اقدامی صورت نگرفته است.
توقع داریم حداقل ۱۰ درصد رقم واردات که به کشورهای مختلف از جمله امارات برای واردات واکسن سینوفارم چینی میدهیم، به واکسنسازهایی که در مرحله مطالعات بالینی به دلیل واردات واکسن به چالش برخوردهاند، اختصاص پیدا کند.
به ما ۱۰ میلیون یورو ارز دولتی داده شد و بقیه واکسنهای داخلی ۴۰ میلیون دلار گرفتند. کمک بلاعوضی به ما داده نشد و ارز دولتی فروخته شد و پول آن هم از ما گرفته شد.
پس یعنی تا اینجای کار ۳۲۰ میلیارد تومان به فخرا و هزار و ۸۸ میلیارد به دیگر واکسنها که در مجموع نزدیک به هزار و ۴۰۸ میلیارد تومان میشود. به غیر از این عدد سازمان هدفمندی یارانهها از محل منابع درآمدی، تا کنون بیش از ۳۰۰ میلیارد تومان بابت تولید واکسن کووپارس به موسسه تحقیقاتی رازی پرداخت کرده است. پیش از این نیز حدود ۲۰۰ میلیارد تومان اعتبار از سوی سازمان هدفمندسازی یارانهها برای تولید ۲۰ میلیون دز واکسن کووپارس به موسسه رازی پرداخت شده بود که مجموع پرداختی به این موسسه را به بیش از ۳۰۰ میلیارد تومان میرساند.
این اعداد به اضافه مبلغی که مسئول واکسن فخرا اعلام کرده مجموع هزینه دولت برای واکسن داخلی را به عدد دو هزار میلیارد تومان خیلی نزدیک میکند (هزار و ۹۰۸ میلیارد تومان). این عدد تقریبا برابر با بودجه صدا و سیما برای برنامههای صوتی و تصویری است.حالا با وجود این هزینه جهت تولید ۹ واکسن داخلی آیا آنها آنطور که باید و شاید به موقع رسیدند؟ به جز برکت و پاستورکووک بقیه عمدتا دیر به اولین دز رسیدند. اخیرا با مصاحبه رئیس کمیته علمی مبارزه با کرونا مشخص شد که کشور برای دزهای سوم و حتی چهارم روی تولید داخل حساب کرده است.
در این مصاحبه اینطور گفته شده بود که مردم باید هر سال دو بار واکسن تزریق کنند و برای این میزان نیاز نمیشود سال دیگر واکسن وارد کنیم. در نتیجه این سرمایه دو هزار میلیارد تومانی تقریبا برای پروژهای هزینه شده که قرار است عملا سال دیگر دست ما را بگیرد. اینطور که مسئولان وزارت بهداشت خیلی وقت است اعلام کردند، قرار است به جای سینوفارم، پاستورکووک و برکت تزریق شود و بهجای آسترازنکا، پاستورکووک.



