روزنامه هفت صبح، نگین باقری | دیروز ماجرای سه زن در راس اخبار رسانه‌ها قرار گرفت. اول موضوع تیراندازی به زنان اصفهانی بود که هفته پیش از سمت روزنامه شرق مطرح شد. دوم واکنش آخر پلیس به ویدئوی بازداشت زنی در خیابان و سوم ماجرای مرگ زن عکاس بوشهری است که به صورت خلاصه هر سه را اینجا آورده‌ایم.

خمپاره که نخورده!
خبرگزاری ایسنا اینطور گفته که بعد از انتشار گزارش، خانواده یکی از قربانیان این حادثه به دفتر این خبرگزاری آمده تا زوایای تازه‌ای از این حادثه را تعریف کند. در گزارش ایسنا به صورت خلاصه این نکات مطرح شده: ۲۸ تیرماه بود که با یکی از دوستانم رفتیم کتاب بخریم، ساعت ۹ شب بود که در راه برگشت دوستم با تلفن صحبت می‌کرد صورتم سمت دوستم بود و پشتم به خیابان بود، یک‌مرتبه صدای بلندی آمد و من درد شدیدی در کمرم حس کردم، چشمانم سیاهی رفت و روی زمین افتادم‌‌. هیچ خبری نبود، حتی موتور هم رد نشد، به دوستم گفتم تو کسی را دیدی؟ گفت اصلاً. بعد فهمیدیم یک نفر از آن‌طرف خیابان با تفنگ ساچمه‌ای، تیر شلیک کرده بود.

دست که به کمرم زدم دیدم لباسم پاره شده و دستم پر از خون شد. همان‌جا یک بوتیک بود، رفتیم داخل که در اتاق پرو ببینیم چه اتفاقی افتاده است. فروشنده گفت فکر کنم ساچمه خوردی، این صدای ساچمه بود. داخل اتاق پرو دوستم دید بدنم سوراخ شده و خونریزی دارد. همان‌جا یک درمانگاه بود اما گفتند پزشک نداریم و نمی‌توانیم عکس بگیریم باید بروی بیمارستان. در راه پدرم به پلیس زنگ زد و گفت چه اتفاقی افتاده است. به‌محض اینکه وارد بیمارستان کاشانی شدیم، پذیرش بیمارستان به همکارش گفت دوباره ساچمه‌ای آوردند! یک نفر دیگر هم قبل از ما پذیرش شده بود که ساچمه به کتفش خورده بود.

{بعد از عدم پذیرش در سه بیمارستان} دکتر جراح عکس‌ها را که دید گفت ساچمه در بدن حرکت کرده و باید خارج شود، اما اگر یکی دو سانت آن‌طرف‌تر خورده بود قطع نخاع شده بودم. همان شبی که به بیمارستان مراجعه کردم ماموران پلیس آمدند و پیگیری کردند که چه اتفاقی افتاده، روزی که از بیمارستان مرخص شدم یعنی ۴۸ ساعت بعدازاین اتفاق هم تماس گرفتند و گفتند فردی که شلیک کرده بود دستگیرشده و به پدرم گفتند می‌توانید بیایید او را ببینید. پدرم که رفته بود و او را دیده بود، می‌گفت یک جوان حدود ۳۵ ساله است که قدبلند و هیکل درشتی دارد. پدرم می‌گفت یک فرد کاملاً عادی است.

در بیمارستان یک خانم دیگر بستری بود که ساچمه به کتفش خورده بود. یعنی ۱۰ دقیقه بعد از دختر من در خیابان بالاتر ساچمه خورده بود اما چون همان اول به بیمارستان آمده بود، زودتر از ما پذیرش‌ شده بود. یک خانم دیگری هم می‌گفت بچه‌ام را برده بودم بیمارستان دیگری، اما چون بیمار کرونایی داشتند آنجا او را پذیرش نکردند و آمدم کاشانی؛ آنجا دیدم که یک خانم دیگر مثل دختر شما تیر خورده بود. همان شب هم گفتند دو نفر دیگر آمده بودند اما سرپایی درمان شدند و رفتند، اما ما چون جراحی داشتیم در بیمارستان ماندیم. بعداً که شکایت کردیم و دنبال کارهای پزشکی قانونی بودیم یکی دیگر از خانم‌ها را هم دیدم که دو روز بعد از دختر من تیرخورده بود.

ما اولین خانواده‌ای بودیم که شکایت کردیم، خانواده دیگری که شکایت کرده بود را بعداً در پزشکی قانونی دیدیم که دخترشان آخرین فردی بود که تیر ساچمه ای خورده بود و بعدازآن متهم دستگیرشده بود. خانواده سوم را هم در جریان شکایت دیدم اما دیگر خبری از آن‌ها ندارم.
‌چند روز بعد، فکر می‌کنم حدود دو هفته بعد تماس گرفتند بیایید دادگاه، قبلش مادر و خاله متهم سراغ ما آمده بودند که رضایت بدهیم. یک روز بعدازظهر مادر و خاله‌اش یک جعبه شیرینی گرفته بودند و آمدند در خانه و گفتند آمده‌ایم حلالیت بطلبیم. گفتم شما یک مادری و بچه‌ات هر کاری کرده، کاری به شما ندارد. حتی یک بار هم پدرش را ندیدیم.

بعد از این اتفاق عمویش تماس گرفت و دوباره ادعاهایی مبنی بر پارتی داشتن و … را مطرح کرد و گفت من او را بیرون می‌آورم! چند روز بعد دوباره زنگ زد و گفت نمی‌آیید رضایت بدهید؟ گفتیم نه، گفت حالا خمپاره که نخورده یک تیر ساچمه‌ای بوده، بیایید رضایت بدهید.
هر بار یک‌چیزی می‌گفتند، یک‌بار گفتند عاشق یک نفر بوده و به آن نرسیده، حالا مشکل روحی پیدا کرده است. اما اعتیاد را نه آن‌ها و نه در دادگاه به ما نگفتند. دو روز بعد هم به دختر دیگری تیراندازی کرده بود، پس جنون آنی نبوده و قطعاً ذهنش کار می‌کرده که دوباره این کار را تکرار کرده بود. حدود ۱۰ روز قبل بود که خبر آزادی‌اش را شنیدیم. یک نفر با ما تماس گرفت و گفت من از پزشکی قانونی تماس می‌گیرم و متهم آزادشده است؛ سند گذاشته و آزاد شده.

از شاکیان دیگر پرونده هیچ اطلاعی ندارم. گفته‌اند شکایت کرده‌اند اما می‌ترسند با رسانه‌ها صحبت کنند. درباره سرانجام این پرونده همچنین علی اصفهانی-دادستان اصفهان گفته: شاکیان این پرونده سه نفر هستند که هر سه به پزشکی قانونی معرفی شده‌اند، منتها فقط یک نفر از آنها جواب پزشکی قانونی را آورده که جراحت سطحی در سطح دامیه است و دو نفر دیگر هنوز جواب پزشکی قانونی را نیاورده‌اند.

این متهم دو ماه تحت قرار بازداشت موقت بوده و با قرار تامین وثیقه مناسب و سنگین تحت دسترس است. پیش‌بینی شده قرار نظارت قضایی نیز صادر شود تا به صورت نوبه‌ای خودش را به پلیس معرفی کند تا پرونده تکمیل و به دادگاه ارسال و حکم قانونی صادر شود. دادستان اصفهان این را هم گفته که براساس تحقیقاتی که تاکنون انجام شده حرکت شخصی بوده و به گروه یا سازمانی وابستگی نداشته و متهم پرونده صرفا به خاطر مصرف مواد روانگردان دست به این اقدام زده است.

کسبه تقاضای بازداشت زن را داشتند؛ برخورد پلیس مورد تأیید نیست
بعد از گذشت چند روز از انتشارفیلم جنجالی بازداشت همراه با خشونت زنی در خیابان‌، معاون اجتماعی فرماندهی تهران بزرگ توضیحاتی داد. سرهنگ مراد مرادی معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ به خبرگزاری مهر اینطور گفته که علت دستگیری او بی‌حجابی نبوده است: « بررسی‌ها نشان می‌دهد که علت دستگیری وی بدحجابی نبوده و بنا به درخواست مردم و کسبه محل از پلیس به اتهام دیگری صورت گرفته است و زمان دستگیری ضمن توهین و پرخاشگری، از دستور پلیس تمرد و سرپیچی کرده است که در این خصوص پرونده قضایی تشکیل و تحویل مقامات قضایی شده است.»

با انتشار این ویدئو گروهی از کاربران نسبت به برخورد با این زن معترض شده بودند که در همین رابطه معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ هم در خصوص شیوه دستگیری متهم بیان کرد: «البته رفتار مأمور در صحنه، غیرحرفه‌ای بوده و این‌گونه برخوردها مورد تأیید نیست و با شخص مذبور نیز برخورد لازم صورت گرفته است.» واکنش آخر هم روز گذشته از سمت رئیس جمهور اعلام شد. در این دستور که بنا بر شنیده‌های موثق الف از سوی رئیس دفتر رئیس‌جمهور به وزیر کشور ارجاع شده، از وزیر کشور خواسته شده ضمن پیگیری مسئله نسبت به ارائه گزارش به ریاست جمهوری اقدام کند.

خودت خراب بودی!
خواهر فرحناز خلیلی، عکاس بوشهری که گفته شده در پی فشار روانی ناشی از تجاوز و «برخورد بد قاضی پرونده»، خودکشی کرده است، در مصاحبه با پایگاه خبری «دیده‌بان ایران» می‌گوید که وقتی فرحناز خلیلی در پی اختلافات مالی، خشونت کلامی و جسمانی و حتی تجاوز شکایت کرده، یک مسئول به او گفته است: «حتما خودت خراب بودی که به چنین جایی رفتی.» پسرعموی فرحناز خلیلی، عکاس ۲۵ ساله بوشهری پیش‌تر اعلام کرده بود که او دو ماه پیش از خودکشی در پی حضور در یک مراسم عروسی به منظور عکاسی، از سوی صاحب باغ مورد تجاوز قرار گرفته بود.

به گفته خواهر او، خانواده در بیمارستان متوجه آثار کبودی و سوختگی روی بدن او شده‌اند و در بیمارستان برگه‌ای با دست‌خط او دریافت کرده‌اند که در آن نوشته شده بود «من نتوانستم حقم را بگیرم بعد از من تو برو حقم را بگیر». چند روز پیش دادگستری استان بوشهر ادعای خودکشی فرحناز خلیلی به دلیل رفتار قاضی را تکذیب کرده بود. به گفته خواهر خانم خلیلی او در ماه‌های آخر زندگی دائما مشغول گریه بوده و قرص‌های آرام‌بخش مصرف می‌کرده و دلیل این وضعیت را «استرس کاری» و دلیل شکایت خود را «طلب مالی» عنوان ‌کرده است.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.