*مهران مدیری بعد از جلب توجه مخاطبان با پلاتوهای انتقادی صریحش در «دورهمی»، حالا با نمایش سبک زندگی مسئولان و آقازادهها در «هیولا» به دنبال جلب این توجه است
*روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی| سریال «هیولا» جدای از بحث کیفیت ساختار و محتوا، صرفا به خاطر دست گذاشتن روی سوژههای حساس و مبتلابه جامعه، این روزها طرفدارهای زیادی پیدا کرده. مهران مدیری که در برنامه «دورهمی» به خاطر پلاتوهای صریح و اعتراضیاش نسبت به عملکرد مسئولان و آقازادهها، حسابی مورد توجه قرار گرفته بود حالا پای همین مسائل را به سریالش باز کرده است و با دست گذاشتن روی مسائلی مثل زندگی چراغ خاموش مسئولان و ژن خوب و کنترل بازار ارز و اختلاس و آقازادگی و … در شبکه نمایش خانگی هم سر و صدای زیادی به پا کرده. با این حال هنوز طرفداران پروپاقرص آثار مدیری معتقدند این سریال در قد و قواره آثار قبلی این کارگردان نیست و از محصول مشترک مدیری و پیمان قاسمخانی، انتظار بیشتری داشتهاند. سریال «هیولا» به خاطر دست گذاشتن روی کدام یکی از مسائل مهم جامعه مورد توجه قرار گرفته است؟
*** زندگی چراغ خاموش مسئولان
سریال «هیولا» در وهله اول شمایی کلی از سبک زندگی مسئولان بالارتبه کشور به نمایش گذاشته است. افرادی که یک جورهایی نبض کل تجارت و بازار و جامعه را به دست گرفتهاند و میتوان ردپایشان را در هر حرکت مهم اقتصادی دید. آنها در ظاهر، سادهزیست هستند، در خانههای کوچک زندگی میکنند و مدل ماشینهایشان مشابه مدل ماشین مردم معمولی است و مشغول اعمال خیرخواهانهاند و برای خدمت به مردم دور هم جمع شدهاند اما در واقعیت، بالاترین سطح زندگی را دارند و به اصطلاح چراغ خاموش زندگی میکنند.
***بحث آقازادگی و ژن خوب
یکی از نکات پررنگ سریال «هیولا» شوخی با پدیده آقازادگی است.کامروا، یکی از همان مسئولان چراغ خاموش، معتقد است بحث حذف کنکور ابتدا باید از فرزند مسئولان شروع شود و اگر جواب داد آن را همهگیر کنند. هوشمند، پسر کامروا، درحالی که مدام در پارتیهای شبانه وقت میگذراند، با رشوه به معلم، تبدیل به دانشآموز نمونه مدرسه میشود و تا سطح المپیاد پیش میرود. پدرش او را به عنوان رئیس ارزی ریالی صندوق ذخیره فرهنگیان معرفی میکند و به او دو ماه مهلت میدهد تا تیم اقتصادیاش را بچیند. این تیم اقتصادی از میان دوستان اهل دود و دم او در یک مهمانی انتخاب میشوند. خود کامروا معتقد است علت پیشرفت ناگهانی پسرش، «ژن خوب» است و دلش میخواهد ژنش را به کشورهای دیگر هم صادر کند. مسئله دیگر اینکه، رئیس هیات مدیره صندوق ذخیره فرهنگیان هم، پسر جوانی به نام نور دیده است که از قضا او هم به صورت موروثی به این جایگاه رسیده.
***اختلاس صندوق ذخیره فرهنگیان
بحث مهم دیگر «هیولا» ماجرای اختلاس از صندوق ذخیره فرهنگیان است؛ بحثی که هنوز هم داغ است و کماکان پروندهاش جریان دارد. اعضای هیات مدیره فعلی صندوق بازنشستگی فرهنگیان، درباره رئیس هیات مدیره قبلی که اختلاس هزار و ۵۰۰ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومانی را انجام داده، میگویند که او به همه دروغ میگفته. بعد تصاویری از فرد اختلاسگر نشان داده میشود که در همه حال به فکر سپردهگذاران بوده و مدام شعار میداده که «بیایید بیشتر به فکر سپردهگذاران باشیم.» جالب اینکه نشان داده میشود این شخص، حتی هنگام فرار به کانادا و تفریح در یک بار هم مدام نگران حال سپردهگذاران بوده است.
***کنترل بازار، تجارت و نبض جامعه
حضور چند چهره محدود در صدر تمام اتفاقهای مهم جامعه، از جمله موارد دیگری است که در «هیولا» مطرح میشود. بنا به اقتضای داستان، مدام جلسات هیات مدیره شرکتهای مختلف را میبینیم که اعضای آنها هیچ تغییری نمیکنند. فقط در هر هیات مدیره، یکی از آنها رئیس است و سایرین از او تبعیت میکنند. این جلسات در طبقههای منفی شش و هفت یک مرکز تجاری بزرگ برگزار میشود. تصمیم درباره سرنوشت کل امور صادرات و واردات کشور در طبقات مختلف این مرکز و پشت درهای بسته گرفته میشود. این چند چهره خاص، علاوه بر اینها، روی دور زدن تحریمها، تعیین نرخ ارز و قیمت کالاهای اساسی، شایعهسازی برای کنترل احساسات مردم و … هم اثرگذارند. آنها شایعه میکنند یک چهره مهم مملکت فرار کند و بعد مجددا شایعه دستگیریاش را سر زبانها میاندازند و همزمان از درگیری افکار عمومی استفاده میکنند و قیمتها را بالا و پایین میبرند. همین گروه، در ماجرای قطع درختان و قاچاق کاغذ دست دارند و بزرگترین پروژههای کمک آموزشی و کلاسهای کنکور هم زیر نظر آنها فعالیت میکنند. آنها حتی در تغییر سیستم آموزشی کشور هم دست دارند و در عین حال، به نام کمک و اعمال خیرخواهانه،
فعالیتهای تجاری مختلف را مدیریت میکنند و … درواقع مدیری بحث کمرنگ شدن شرافت را با ورود یک معلم ساده به جمع این اعضای هیات مدیره پیوند زده و درست مثل «دورهمی» بحثی انتقادی راه انداخته است.



