
هفت صبح| هفتم اردیبهشتماه، در تقویمهای سراسر جهان به عنوان روز جهانی گرافیک شناخته میشود؛ روزی برای پاسداشت هنری که در تمام تار و پود زندگی مدرن ما تنیده شده است. از بیلبوردهای خیابانی تا رابط کاربری تلفنهای همراه، از لوگوی برندهای محبوب تا پوسترهای رویدادهای فرهنگی، همه و همه محصول ذهن خلاق طراحان گرافیک هستند. اما گرافیک در ایران امروز، در چه نقطهای ایستاده است؟ آیا همچنان وامدار سنتهای گذشته و تایپوگرافیهای نوستالژیک است یا به سوی آیندهای نامعلوم در حرکت است؟

ورود هوش مصنوعی چه بلایی بر سر خلاقیت طراحان آورده و نسل جدید که با ایموجی و موشنگرافیک بزرگ شده، چگونه به این جهان نگاه میکند؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها و بررسی دقیقتر وضعیت امروز طراحی گرافیک در ایران، به سراغ یکی از چهرههای آکادمیک و باسابقه این حوزه رفتیم. مریم کهوند، دانشیار گروه ارتباط تصویری در دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه هنر ایران، در گفتوگویی تحلیلی و موشکافانه، تصویری شفاف از دغدغههای بصری، شکاف نسلی، اقتصاد هنر و چالشهای تکنولوژیک در جامعه امروز ایران ارائه داد. آنچه در ادامه میخوانید ماحصل این گفتوگو است؛ روایتی از یک رشته هنری که درست مانند جامعهاش، در یک «دوران گذار» تمامعیار به سر میبرد.
عبور از عصر تایپوگرافی؛ ما در یک دوران گذار بصری هستیم
اولین پرسشی که در مواجهه با فضای بصری امروز ایران به ذهن میرسد، تغییرات شگرف در محتوا و دغدغههای طراحی است. در دهههای گذشته، گرافیک ایران به شدت با هویتهای مبتنی بر خط و «حروفنگاری» گره خورده بود. اما آیا این دغدغهها امروز تغییر کردهاند؟
مریم کهوند در پاسخ به این پرسش، نگاهی محتاطانه اما دقیق دارد. او معتقد است که نمیتوان با قطعیت مطلق درباره تغییر محتوا صحبت کرد، اما تغییر «ذائقه بصری» کاملاً مشهود است. او میگوید: «ما شاهد یک تغییر ذائقه بصری جدی هستیم. تقریباً میتوانیم بگوییم از آن علاقه وافری که در دهههای گذشته به حروفنگاری یا استفاده فرمی از حروف در کار طراحی گرافیک ایرانی وجود داشت، فاصله گرفتهایم. اما اگر بپرسید آیا به سمت یک جریان خاص و مشخص حرکت میکنیم؟ پاسخ من منفی است.»
از نگاه این استاد دانشگاه، گرافیک ایران در حال حاضر در یک «دوره گذار» قرار دارد. دورانی که طراحان از یک سو در جستجوی عناصر هویتی در کارهایشان هستند و از سوی دیگر، تمایل دارند به جریانهای جهانی بپیوندند؛ جریانهایی که به شدت تحت تاثیر تغییرات سریع تکنولوژی و ارتباطات در جامعه جهانی هستند. کهوند تاکید میکند: «خود این حرفه اکنون در حال گذار از یک گذشته متفاوت به آیندهای است که هنوز نقش آن خیلی معلوم نیست. ما در وضعیتی هستیم که پاسخ مشخص و قطعی برای آینده بصریمان نداریم، زیرا ماهیت ارتباطات در حال دگرگونی است.»
هوش مصنوعی؛ ابزار پیشرفت یا موتور انفعال؟
صحبت از دگرگونی که به میان میآید، نمیتوان از سایه سنگین تکنولوژیهای جدید و به ویژه «هوش مصنوعی» چشمپوشی کرد. ابزاری که این روزها هم به عنوان یک معجزه و هم به عنوان یک تهدید برای مشاغل خلاق شناخته میشود. آیا این فناوریهای جدید برای گرافیک ایران آسیبزا بودهاند یا کمککننده؟
دانشیار دانشگاه هنر ایران، این موضوع را به رویکرد انسانها گره میزند. او معتقد است که تکنولوژی ذاتاً امکانات بیشماری خلق میکند و ارتباطات را تسهیل میبخشد، اما نحوه مواجهه ما با آن است که نتیجه را رقم میزند. کهوند با نگاهی انتقادی به وضعیت فعلی میگوید: «مثل هر فناوری ارتباطی دیگری که وارد کشور ما میشود، پیش از آنکه فرصت داشته باشیم بفهمیم از آن چه میخواهیم و چگونه باید به شکل اصولی از آن استفاده کنیم، دچار نوعی آلودگی و استفادههای نادرست میشویم.»
او به یک پدیده نگرانکننده در میان طراحان اشاره میکند: «انفعال». به باور کهوند، قابلیتهای شگفتانگیز هوش مصنوعی باعث شده تا موتور فکری و جستجوگر بسیاری از طراحان خاموش شود: «البته طراحان حرفهای زیادی هستند که از این ابزار به درستی و هوشمندانه استفاده میکنند و نباید آنها را نادیده گرفت. اما اگر به اطرافمان نگاه کنیم، نمودهای اجتماعی و ملی این تکنولوژی بیشتر در دست کسانی است که طراحان کمتجربهتری هستند اما به فناوری دسترسی خوبی دارند.»
این وضعیت، یادآور روزهای ابتدایی ورود نرمافزارهای گرافیکی به ایران است. زمانی که تکنولوژی دیجیتال هنوز برای طراحان حرفهای کاملاً در دسترس نبود، عده زیادی از افراد غیرطراح با استفاده از آن، بازار را از کارهای ناخوشایند اشباع کردند. امروز نیز تاریخ در حال تکرار است و ما بیشتر با دستاوردهای غیرحرفهای و ناخوشایند هوش مصنوعی در سطح جامعه مواجهیم.
نسل جدید طراحان؛ زبان مریخیها یا هوشمندی بصری؟
یکی از جذابترین بخشهای گفتوگو با مریم کهوند، تحلیل او از نسل جدید دانشجویان و طراحان گرافیک است. نسلی که با ابزارها، رویکردها و زبان بصری کاملاً متفاوتی وارد میدان شده و گاهی درک آنها برای نسلهای قبلی دشوار میکند.
کهوند از یک شکاف عمیق سخن میگوید: «نسل جدید ترکیب کاملاً پیچیدهای است. اگر در گذشته فکر میکردیم یک فاصله یا گپ بین نسلها باعث نداشتن زبان مشترک میشود، امروز باید بگویم این فاصله بسیار عمیقتر شده است. تا جایی که اگر حواسمان نباشد، آنها برای ما و ما برای آنها کاملاً غیرقابل درک میشویم.»
با این حال، او به عنوان یک معلم، نگاهی تحسینبرانگیز به این نسل دارد. از دید او، نسل جدید بسیار هوشمندانهتر از نسلهای قبل به تکنولوژی نگاه میکند. آنها توانایی بالاتری در استفاده از فناوری دارند و زبانی را به کار میبرند که نسل گذشته باید برای یادگیری آن تمرین کند.اما بزرگترین سوءتفاهم میان این دو نسل کجاست؟ کهوند معتقد است که نسل قدیم فکر میکند نسل جدید «کار نمیکند» یا دچار نوعی تنبلی است، در حالی که مدل یادگیری آنها تغییر کرده است.
او توضیح میدهد: «بخش زیادی از فراگیری نسل ما با تمرینهای بصری و دستورزیهای مداوم (کار با دست) بود. اما نسل جدید با دیدن یاد میگیرد. آنها مدیاهایی را مصرف میکنند که لزوماً ممکن است گرافیک کلاسیک نباشد. بازیهای رایانهای و ویدئویی یک ژانر مهم تصویری هستند که این نسل با آن زندگی میکند.»
به گفته این استاد دانشگاه، نسل جدید با «ایموجی»، «بازی» و «موشن گرافیک» زبانی را خلق کرده که برای نسلهای قبلی پیچیده است: «معنی این تفاوت این نیست که آنها کار نمیکنند. بلکه زمانی میگذرد تا این زبان جدید جا بیفتد و احتمالاً تا آن زمان، نسلی مثل من دیگر بازنشسته شده است. این یک تغییر ناپذیرفتنی و گریزناپذیر است و باید پذیرفت که دنیای آنها بسیار فرق میکند.»
سراب دهکده جهانی؛ چرا گرافیک ایرانی نباید در ترندهای غربی حل شود؟
در دنیایی که شبکههای اجتماعی مرزها را از بین بردهاند، سرعت واکنش طراحان ایرانی به ترندهای جهانی یکی از مباحث داغ است. اما مریم کهوند اساساً با صورتبندی این پرسش مشکل دارد. او معتقد است که نباید کورکورانه به دنبال تقلید از ترندهای جهانی بود.
او با تاکید بر اهمیت بومیگرایی در کنار جهانینگری میگوید: «زبان طراحی گرافیک، در عین اینکه پتانسیل جهانی شدن دارد، اما در نهایت باید در یک جایی لوکال، بومی و منطقهای باقی بماند. ایده دهکده جهانی در برخی جاها کارکرد داشته، اما ما به خاطر تفاوتهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعیمان ناچاریم همچنان به خودمان برگردیم.»
نگرانی اصلی کهوند، جایگزینی یک «الگوی غربی» به عنوان تنها راهحل جهانی است. او تاکید میکند: «جهانی بودن به این معنا نیست که ما یک نسخه یکدست برای تمام دنیا بپیچیم. این اصلاً معنی نخواهد داشت. جهانی بودن یعنی شما در کنار استفاده از زبان و خط نوشتاری خودت، زبان ارتباط بینالمللی را هم داشته باشی، نه اینکه هویتت پاک شود.»
جالب اینجاست که به گفته او، با وجود تمام گرایشها به جهانیسازی، امروزه در سطح دنیا نیز صداهای جدیدی شنیده میشود که بر اهمیت جستجو برای شکل دادن به «زبان تصویری بومی» تاکید دارند؛ رویکردی که در آینده گرافیک جهان، نقش بسیار مهمتری ایفا خواهد کرد.
اقتصاد گرافیک و سایه سنگین افراد غیرحرفهای
طراحی گرافیک، پیش از آنکه صرفاً یک هنر باشد، یک حرفه و شغل است. در این میان، نقش نهادهایی مانند «انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران» در تعیین تعرفهها و حمایت از حقوق طراحان همواره مورد بحث بوده است.کهوند که خود از اعضای این انجمن است، عملکرد انجمن را در حد مقدوراتش مثبت ارزیابی میکند. او میگوید: «انجمن در تمام دورهها تلاش کرده تا فارغ از نقدهایی که به هر هیئت مدیره وارد است، با نظرسنجی از اعضا، میانگینی از تعرفهها را استخراج و منتشر کند. وجود این تعرفهها و خود انجمن قطعاً اتفاق خوبی است.»
اما مشکل در کف بازار است؛ جایی که واقعیتهای اقتصادی، قواعد دیگری را دیکته میکنند. کهوند به یک معضل جدید در بازار کار اشاره میکند: «طراحان حرفهای یا حتی طراحان سطح متوسط، لزوماً نمیتوانند همیشه بر اساس تعرفهها رفتار کنند. شرایط اقتصادی بسیار تغییر کرده است. امروز ما شاهد یک معضل بزرگ هستیم؛ کارفرمایان برای فرار از هزینههای مراجعه به متخصصین، به افراد غیرحرفهای یا طراحان ردهپایین پناه میبرند.» این اتفاق، هم اقتصاد طراحان حرفهای را به خطر انداخته و هم سواد بصری جامعه را نیز با تولیدات بیکیفیت مخدوش کرده است.
تاثیر محدودیتهای اینترنت بر ارتباط تصویری
در بخش پایانی گفتوگو، به سراغ یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات روز رفتیم: قطعیهای گسترده اینترنت و محدودیتهای دسترسی. این موضوع تا چه اندازه به قشر طراح گرافیک آسیب رسانده است؟
پاسخ مریم کهوند به این پرسش، ریشه در ماهیت علمی این رشته دارد. او یادآوری میکند که نام دانشگاهی این رشته در ایران و جهان، «ارتباط تصویری» است. او میگوید: «طراح گرافیک کسی است که تسهیلگر ایجاد یک رابطه دیداری است. وقتی من یک لوگو طراحی میکنم، فقط یک فرم زیبا نمیکشم، چیزی را خلق میکنم که مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.» با این تعریف، وقتی بستر اصلی ارتباطات در دنیای مدرن مختل میشود، اساس کار طراح نیز زیر سوال میرود. او با لحنی هشداردهنده ادامه میدهد: «وقتی ارتباط از نوع شبکهای آن محدود و مختل میشود، ما در واقع داریم یک راه ارتباطی حیاتی را قطع میکنیم. این موضوع قطعاً تاثیرات سوء و عمیقی میگذارد.»
برخی ممکن است استدلال کنند که در گذشته نیز اینترنت نبود و طراحان کار میکردند. اما کهوند این استدلال را رد میکند: «یک وقت هست که میگوییم اینترنت اصلاً وجود نداشته و ما از راههای دیگری جستجو میکردیم. اما برای نسلی که متولد دوران ارتباطات است و چشمش را در کنار کامپیوتر و گوشی هوشمند باز کرده، نمیتوان گفت که دیگر در اینترنت جستجو نکن.»
او شرایط فعلی را ایجاد یک «سد غلط» در برابر جریان آزاد اطلاعات تصویری میداند و به عنوان یک استاد دانشگاه، از چالشهای آن در کلاسهای درس میگوید: «ما در دانشگاه همچنان بچهها را دعوت میکنیم که از منابع چاپی و تصاویر محیط اطرافشان الهام بگیرند. اما خودمان هم به خوبی میدانیم که این صرفاً یک راهحل جایگزین و موقتی است که در دنیای امروز لزوماً جواب نمیدهد.»
گفتوگو با مریم کهوند، آینهای تمامنما از وضعیت پیچیده، پرچالش و در عین حال پویای گرافیک امروز ایران بود. در روز جهانی گرافیک، شاید بهترین کار این باشد که به جای تجلیلهای سطحی، به شکافهای نسلی، تاثیرات عمیق تکنولوژی، لزوم حفظ هویت بومی و رفع موانع ارتباطی طراحان بیندیشیم تا این هنر بتواند مسیر گذار خود را به سلامت طی کند.





