
گروه فرهنگ و هنر | عقربههای ساعت که به ساعات پایانی شب نزدیک میشوند خیابانهای اطراف سالنهای نمایشی شهر، جان تازهای میگیرند. اینجا دیگر خبری از فرش قرمزهای پرزرقوبرق سینما یا کاتهای پیدرپی دوربینهای تلویزیونی نیست، اینجا تئاتر است جایی که نفس بازیگر و تماشاگر در هم گره میخورد. اما در سالهای اخیر، اگر پیش از شروع نمایش نگاهی به بروشورها بیندازید، متوجه یک تغییر مسیر جذاب و تاملبرانگیز در اکوسیستم هنرهای نمایشی خواهید شد.
نامهایی که تا پیش از این آنها را بر سردر سینماها یا در تیتراژ سریالهای پرمخاطب میدیدیم، حالا در مقام «تهیهکننده» یا «کارگردان» تئاتر ظاهر شدهاند. این روزها، تئاتر ایران شاهد موج جدیدی از حضور چهرههای مشهور سینمایی در پشت صحنه است. گویی پرده نقرهای دیگر برای ارضای جاهطلبیهای هنری این ستارهها کافی نیست و آنها به دنبال کشف دوباره ریشههای هنر، به بلکباکسها و سالنهای تاریک نمایش پناه آوردهاند. این گزارش، روایتی است از این کوچ جذاب، از رامبد جوان و نوید محمدزاده تا منوچهر هادی و عباس جمشیدیفر.
جمشیدیفر و تزریق سرمایه به کمدی فلسفی
برای درک بهتر این جریان کافی است سری به سالن تازهتاسیس استاد جوانمرد در عمارت خانه تئاتر بزنیم. جایی که دور سوم اجراهای نمایش «هیپوکامپوس» به زودی روی صحنه میرود. نمایشی به نویسندگی امید طاهری و کارگردانی میثم عبدی که یک نام آشنا را در پیشانی خود به عنوان تهیهکننده میبیند: «عباس جمشیدیفر».جمشیدی که بیشتر او را با نقشآفرینیهای شیرین و کمدیاش در سینما و شبکه نمایش خانگی میشناسیم، هوشمندانه روی اثری دست گذاشته است که ژانر «کمدی-فلسفی» را یدک میکشد. حضور چهرههای سینمایی در مقام تهیهکننده، صرفا یک اعتبار هنری نیست و چرخه اقتصاد تئاتر را نیز به گردش درمیآورد. «هیپوکامپوس» پیش از این در تماشاخانه نوفل لوشاتو و لبخند، میزبان ۵۵۰۰ تماشاگر بوده و فروش چشمگیر یک میلیارد و چهارصد میلیون تومانی را تجربه کرده است.حمایت از این نمایش نشان میدهد که جمشیدیفر به جای استفاده از سلبریتیها روی صحنه، ترجیح داده اعتبار خود را خرج حمایت از بازیگران اصیل تئاتر کند.
عصیان نوید محمدزاده، از بازیگری تا خلق جهان تاریک روی صحنه
در سوی دیگر این شهر، کُر باکسِ پردیس تئاتر و موسیقی دکُر، از سیام اردیبهشت ماه میزبان یکی از یاغیترین ستارههای دهه اخیر سینمای ایران بود. نوید محمدزاده که ریشه در تئاتر دارد و خاک صحنه را به خوبی میشناسد، این بار نه به عنوان بازیگر که در مقام طراح و کارگردان، نمایش «پرنده سیاه» اثر درخشان دیوید هریر را روی صحنه برده بود.محمدزاده که پیش از این تهیهکنندگی نمایش «درد» را در کارنامه خود ثبت کرده بود، حالا تسلط خود بر جهان نمایش را گسترش داده است. «پرنده سیاه»، دومین تجربه کارگردانی او پس از نمایش «شهربازی» است که در آذرماه سال ۱۴۰۳ در تماشاخانه لبخند اجرا شد. ورود چهرهای چون محمدزاده به عرصه کارگردانی و تهیهکنندگی، نشاندهنده نیازی درونی برای کنترل بیشتر بر خروجی هنری و خلق جهانبینی شخصی است. او که در سینما همواره در نقشهایی ملتهب ظاهر شده، در تئاتر نیز به سراغ متنهایی میرود که لبههای تیز روانشناختی دارند و مخاطب را با چالشهای عمیق انسانی روبهرو میکنند.
رامبد جوان، بازگشت پسر بازیگوش به خانه مادری
اگر بخواهیم از استمرار و وفاداری به تئاتر صحبت کنیم، نمیتوانیم نام رامبد جوان را نادیده بگیریم. مردی که عمده فعالیتهایش در دهههای اخیر معطوف به تلویزیون و سینما بوده، اما هر از چندگاهی، دلتنگ بوی چوب صحنه میشود. او در تازهترین فعالیت خود، تهیهکنندگی نمایش «زنبورهای کارگر» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا نجف را بر عهده گرفته که در مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه میرود.
رامبد جوان تئاتر را به خوبی میشناسد. او پیشتر در تماشاخانه ایرانشهر، با بازی در آثاری سنگین و متفاوت نظیر «درخت بلوط» وحید رهبانی، «زنی از گذشته» محمد عاقبتی، «کالیگولا» همایون غنیزاده و در نهایت «قصر موروثی خاندان فرکنشتاین» به کارگردانی آتیلا پسیانی (سال ۹۸)، عیار خود را روی صحنه ثابت کرده بود. اما جاهطلبیهای جوان به بازیگری ختم نمیشود. او پیش از «زنبورهای کارگر»، با تهیهکنندگی آثاری چون «مثل شلوار جین آبی» و «اسلحه ناموس منه» (هر دو به کارگردانی احسان گودرزی) و «زیبایی گاهی زن است» (سهراب حسینی)، نشان داده بود که دغدغه حمایت از جریانهای تجربی و جوانتر تئاتر را دارد. حضور او به عنوان تهیهکننده، نوعی چتر حمایتی برای کارگردانان جوان است تا ایدههای خود را با خیالی آسودهتر از دغدغههای مالی، روی صحنه ببرند.
منوچهر هادی، گیشه سینما در خدمت روانکاوی تئاتر
شاید یکی از غافلگیرکنندهترین نامها در میان تهیهکنندگان تئاتر، منوچهر هادی باشد. نویسنده و کارگردانی که نامش با آثار تجاری و پرمخاطب سینما و تلویزیون گره خورده است. اما او در جدیدترین حضور تئاتری خود، از شانزدهم تیرماه، تهیهکنندگی نمایش «دستان او» به نویسندگی و کارگردانی فرشاد لطفی را در خانه نمایش دا بر عهده گرفته است.
هادی که پیشتر تهیهکنندگی آثاری نظیر «کال بک»، «شالهنگ»، «سوگواری در خیابان ریچموند»، «کات»، «خانه روشنی» و «اتاق شماره ۶» را برعهده داشته، نشان داده که حضورش در تئاتر یک هوس زودگذر نیست. نکته جالب توجه در مورد «دستان او»، فضای به شدت متفاوت آن با کارنامه سینمایی هادی است. این نمایش، نخستین تجربه جدی و مستقل فرشاد لطفی است و روایتی تلخ و روانشناختی از انسانهایی را ارائه میدهد که زیر سایه قدرت، گناه و گذشتهای پنهان دست و پنجه نرم میکنند. اینکه یک چهره کاملا تجاری، سرمایه و اعتبار خود را صرف یک اثر اجتماعی با لایههای پنهان روانشناختی میکند، از آن دست پارادوکسهای زیبایی است که تنها در اتمسفر تئاتر رقم میخورد.
سعید آقاخانی، حمایت از تئاتر دانشگاهی و یک اجرای سولدآوت
در کنار نامهای مطرح شده، حضور چهرهای چون سعید آقاخانی در مقام تهیهکننده نمایش «تلخاب» نیز از اتفاقات جالب توجه و موفق این روزهای تئاتر است. این اثر به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی، در حالی دور دوم اجرای خود را در تالار مولوی (مهد تئاتر دانشگاهی) پشت سر گذاشت که بلیتفروشی آن به طور کامل به پایان رسیده است. حضور چهره شناختهشدهای مانند آقاخانی به عنوان تهیهکننده در یک سالن دانشجویی و استقبال کامل مخاطبان از آن، نشاندهنده موفقیت پیوند سینماگران با جریانهای جوان و مستقل است. «تلخاب» یک درام تاریخی-روانشناختی است که با روایتی دراماتیک از چالشهای یک ملکه قاجاریِ تحت فشار دوگانه نازایی و قدرت، به روی صحنه رفت. این نمایش سفری درونی و کابوسگونه به ترومای کودکی و سایههای پدری است که در نهایت به کشف رهایی میانجامد. سرمایهگذاری چهرههای سینمایی روی چنین آثاری و اتمام بلیتهای آن، نشان میدهد مخاطب تئاتر به خوبی از آثار عمیق و واکاوانه روح انسان استقبال میکند.








