
هفت صبح| در دو پرونده جداگانه که در یک روز در دادگاه کیفری رسیدگی شد، یکی از متهمان به اتهام قتل پسر خود و متهم دیگر به اتهام قتل پدرش محاکمه شد. نقطه تشابه هر دو پرونده هم گذشت شاکیان از مجازات متهمان بود.
اولین پرونده
اوایل مهر سال قبل بود که رسیدگی به قتل پسر جوانی به نام فربد با اعلام از سوی پدرش در دستور کار کارآگاهان جنایی قرار گرفت. به دنبال این تماس، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به همراه اکیپ بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه شدند. مأموران پس از ورود به خانه با جسد پسر جوانی مواجه شدند که غرق در خون روی زمین افتاده و گلویش نیز بریده شده بود.
بلافاصله تحقیقات بازپرس ویژه قتل برای یافتن حقیقت آغاز شد. در همان حال پدر فربد که بهت زده بالای سر جسد فرزندش ایستاده بود به ماموران گفت:«من قاتل پسرم هستم.» بررسیهای ابتدایی تیم تشخیص هویت حکایت از آن داشت که چند ساعتی از قتل فربد گذشته است. همچنین تحقیقات ابتدایی نیز نشان داد قاتل کسی جز پدر مقتول نیست. فرد غریبهای در نیمه شب وقوع حادثه وارد خانه آنها نشده بود. به این ترتیب پدر فربد بلافاصله در محل دستگیر شد.
اعتراف به قتل
این مرد در اعترافات تکاندهنده خود درباره انگیزه جنایت گفت: «پسرم چند سالی بود که مواد مخدر مصرف میکرد. او مدام به من و خانوادهام زور میگفت و پول میخواست. تقریباً هر شب با هم درگیری داشتیم. شب گذشته هم در جمع خانوادگی مرا مورد ضرب و جرح قرار داد. بعد از آن همسرم به خانه یکی از دخترانمان رفت و من و پسرم تنها ماندیم. همانجا نقشه قتل را کشیدم. منتظر شدم تا بخوابد، وقتی به رختخواب رفت، چکش را برداشتم و بالای سرش رفتم و ناغافل ضربهای محکم به سرش زدم.»
او ادامه داد: «میخواستم این فرزند ناخلف را از بین ببرم اما طاقت دیدن زجر کشیدنش را هم نداشتم. نفسش به شماره افتاد و احساس کردم درد میکشد. به همین علت به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم.سپس دوباره سراغ پسرم رفتم و گلویش را بریدم که زودتر تمام کند.صبح وقتی مطمئن شدم همهچیز تمام شده، با پلیس تماس گرفتم و ماجرا را گزارش کردم.»
با دستور مقام قضایی، جسد مقتول برای انجام معاینات دقیقتر به پزشکی قانونی منتقل شد. متهم نیز برای تحقیقات تکمیلی و روشن شدن ابعاد پنهان این پرونده در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. .با توجه به اینکه متهم یکی از اولیای دم نیز هست، به این ترتیب پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، رسیدگی به پرونده صرفا به لحاظ جنبه عمومی جرم در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران آغاز شد.
در دادگاه
رسیدگی به پرونده در حالی انجام شد که دیگر شاکیان پرونده، از متهم اعلام گذشت کردهاند.متهم در برابر دفاع از اتهام خود گفت: «پسرم من را ذله کرده بود. او اعتیاد شدید داشت و برای تامین هزینه موادش، من و مادرش و حتی خواهرانش را اذیت میکرد تا به هر طریقی از ما پول بگیرد اما همه ماجرا به همین جا ختم نمیشد. اخیرا همسایهها هر روز به خاطر آزار و اذیتهایش مقابل خانه ما میآمدند.دیگر در محل و بین همسایهها برایم آبرو نمانده بود.حتی کار به جایی رسیده بود که روی من یا مادرش دست بلند میکرد.»
متهم ادامه داد: «شب حادثه وقتی در جریان درگیری من را کتک زد، تصمیم گرفتم او را بکشم.او تنها پسرم بود اما وجودش باعث آزار همه خانواده شده بود.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.
دومین پرونده
یک سال قبل رسیدگی به قتل مرد میانسالی به نام کاظم با اعلام از سوی کادر درمان یکی از بیمارستانهای جنوب تهران در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. به این ترتیب کارآگاهان پلیس بلافاصله بالای سر جسد مقتول در سردخانه بیمارستان حاضر شدند. مشاهدات اولیه حکایت از آن داشت که مقتول با اصابت چند ضربه چاقو به قتل رسیده است.
پس از ایراد جراحت و صدمات بدنی، مقتول بلافاصله به بیمارستان منتقل شده و اقدامات درمانی برای نجات جانش آغاز شد.اما شدت صدمات به حدی بود که او جان خود را از دست داد. به این ترتیب رسیدگی به موضوع برای روشن شدن راز جنایت کلید خورد.
دستگیری پسر
در بررسیهای نخستین مشخص شد که کاظم در جریان درگیری در خانه خودش، به دست پسر سیساله خود به نام فرهاد مجروح شده،سپس به کام مرگ فرو رفته است. به این ترتیب فرهاد توسط ماموران جنایی بازداشت شد و در همان برخورد ابتدایی با بازپرس ویژه قتل به جنایت اعتراف کرد. فرهاد انگیزه خود را از قتل پدرش اختلافات مالی بر سر پول توجیبی عنوان کرد و بعد از تکمیل تحقیقات صحنه جنایت را نیز بازسازی کرد.
به این ترتیب با صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد اما اولیای دم پیش از فرارسیدن موعد محاکمه نسبت به متهم اعلام گذشت کردند.به این ترتیب رسیدگی به پرونده تنها به لحاظ جنبه عمومی جرم انجام شد.
در دادگاه
در جلسه رسیدگی فرهاد به دفاع از خود در برابر اتهام انتسابی پرداخت و گفت:«من و پدرم همیشه به خاطر پول تو جیبی با هم بحث داشتیم. او به من میگفت که با سی سال سن باید دستت در جیب خودت باشد و سر کار بروی.او فکر میکرد با گیر دادن به من میتواند من را سربه راه کند.اما من از این بحثهای تکراری که هر شب در خانهمان راه میافتاد خیلی خسته شده بودم.»
متهم درباره شب حادثه گفت:«آن شب باز هم پدرم شروع کرد به گیر دادن به من.خیلی عصبانی شدم و نمیدانم چطور شد که دست به چاقو شده و به جان پدرم افتادم. من قصد کشتن او را نداشتم اما در آن لحظه شدت خشم و عصبانیتم خیلی زیاد شده بود.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.








