
هفت صبح | داستان «دیور» در ایران انگار تمامشدنی نیست. کمتر پیش میآید یک برند مشهور مد بتواند در فضای مجازی ایران چنین موجی از شوخی، خلاقیت و خاطرهگویی راه بیندازد. آن هم در شرایطی که بسیاری از مردم زیر فشار مشکلات اقتصادی، نگرانیهای معیشتی و اضطرابهای ناشی از تحولات منطقهای و جنگ زندگی میکنند، این تصاویر طنز و شوخی و لبخند را به شبکههای اجتماعی بازگرداند.

ایرانیها همیشه به شوخطبعی مشهور بودهاند. طنزی که در بسیاری از مواقع، راهی برای تابآوری، تحمل سختیها و حفظ روحیه بوده است. شاید همین روحیه باعث شد که کاربران ایرانی به جای نگاه کردن به قیمت لباسها، نام طراح یا جزئیات کالکشن، چیز دیگری ببینند، یعنی گذشته خودشان را.با انتشار تصاویر تازهترین کالکشن «دیور»، بسیاری از کاربران ایرانی احساس کردند این لباسها را پیشتر جایی دیدهاند. منظور آلبومهای خانوادگی خودشان است. برای خیلیها این سوال طنزآمیز شکل گرفت که مگر مردم ایران در دهههای پنجاه و شصت چقدر خوشپوش و خوشسلیقه بودهاند که حالا یکی از مشهورترین برندهای جهان، چند دهه بعد به همان سبک و سیاق رسیده است؟

شوخیها هم یکی پس از دیگری منتشر شد. بعضیها نوشتند شاید دیور به آلبومهای خانوادگی ایرانیها دسترسی پیدا کرده است. عدهای دیگر گفتند: «دیور فکر میکرد کالکشن پاییزه معرفی کرده، اما ایرانیها تصور کردند آلبوم خانوادگیشان لو رفته است!»کمتر برندی پیدا میشود که بتواند همزمان یاد پدر، عمو، معلم پرورشی، همسایه قدیمی و حتی یک شهروند با ماشین پیکان خودش را زنده کند. یکی از کاربران نوشته بود: «این آقا دقیقاً همان دایی من است که سال ۱۳۶۵ جلوی پیکانش عکس انداخته بود.»

اما ماجرا اصلاً درباره لباس نبود. طراحان «دیور» احتمالاً انتظار داشتند مجموعه جدیدشان از منظر طراحی، پارچه، دوخت یا زیباییشناسی بررسی شود، اما در ایران، داستان کاملاً متفاوت پیش رفت. کمتر کسی درباره برش لباس یا رنگ پارچه صحبت کرد. کاربران، خاطراتشان را ورق زدند که سالها در گوشه ذهنشان مانده بود و فقط به یک جرقه نیاز داشت تا دوباره زنده شود.گاهی ممکن است تصویری را برای چند ثانیه ببینیم تا بوی گذشته را احساس کنیم. انگار یک آلبوم قدیمی را باز کردهایم. همان آلبومهایی که سالها گوشه کمد خانه ماندهاند و هر بار ورق زدنشان، هم لبخند میآورد و هم حس دلتنگی. تصاویر دیور برای بسیاری از ایرانیها دقیقاً چنین اثری داشت.

یکی گفته بود: «بابام دقیقاً همین لباس را داشت.» دیگری عکس قدیمی مراسم خواستگاری خانوادهاش را کنار تصویر یکی از مدلهای دیور گذاشت. خیلیها هم با کمک هوش مصنوعی، مدلهای فرانسوی را به دل پیکنیکهای دهه شصت بردند. کنار سماور زغالی، زیرانداز چهارخانه، پیکان سفید، درختهای پارک و فلاکس چای. بعضی دیگر آنها را به آتلیههای قدیمی یا مراسم عروسی دهه شصت بردند. انگار هر ایرانی، نسخه مخصوص خودش از این شوخی را ساخته بود.

اما شاید جالبترین بخش ماجرا این باشد که هیچکس از قبل برای چنین موجی برنامهریزی نکرده بود. هزاران نفر از شهروندان ایرانی با سنین و سلیقههای مختلف، تقریباً به یک برداشت مشترک رسیدند.
در واقع چیزی فراتر از یک شوخی به نام حافظه جمعی در جریان بود و هست. حافظه جمعی همان آرشیو نانوشتهای است که میان اعضای یک جامعه مشترک است. مدل یک لباس، قاب یک عکس، مدل مو، شیوه ایستادن، رنگ یک کت یا حتی فرم یک عینک میتواند ناگهان دهها خاطره را از گوشه ذهن بیرون بکشد. برای همین بود که بسیاری از کاربران احساس کردند مدلهای دیور، غریبه نیستند. انگار سالها پیش آنها را در میان اعضای خانواده یا همسایههای خود دیدهاند.

در کنار این موضوع، قدرت شبکههای اجتماعی نیز بار دیگر خود را نشان داد. وقتی یک تصویر وارد فضای مجازی میشود، دیگر متعلق به عکاس یا طراح نیست. هر مخاطب آن را با تجربههای شخصی خود معنا میکند. شاید طراح دیور به چند دهه قبل اروپا فکر کرده باشد، اما مخاطب ایرانی، آلبوم خانوادگی خودش را دیده است. هیچکدام هم الزاماً اشتباه نمیکنند. چون تصویر، پس از انتشار، زندگی مستقلی پیدا میکند و هر جامعه آن را از دریچه فرهنگ و خاطرات خود تفسیر میکند.

درعین حال مدتها بود که شبکههای اجتماعی فارسی کمتر شاهد یک خنده جمعی بودند. فضای مجازی به گروهها و سلیقههای مختلف تقسیم شده و کمتر سوژهای پیدا میشود که بتواند همه را دور یک میز بنشاند. اما حالا یک کالکشن مد، ناخواسته همان کاری را کرد که شاید مدتها هیچ موضوع دیگری نتوانسته بود انجام دهد. مردم با دیدگاههای متفاوت، برای چند روز روی یک شوخی مشترک اتفاق نظر پیدا کردند.

واقعیت این است که ما به جای این که به لباسهای دیور توجه کنیم، به خاطرات خودمان لبخند زدیم؛ به عکسهایی که سالها در آلبومها خاک خوردهاند، به سفرهای خانوادگی، لباسهایی که روزی کاملاً عادی بودند و اکنون رنگ نوستالژی گرفتهاند.

قاعدتا چند وقت دیگر این موج هم فروکش میکند و سوژه تازهای جای آن را خواهد گرفت. اما اتفاقی که دیور رقم زد، یک حقیقت را دوباره یادآوری کرد.
بعضی خاطرهها هرگز پیر نمیشوند. ممکن است تصویری شبیه آنها ببینیم تا دوباره دور هم جمع شویم، بخندیم و برای چند دقیقه فاصله چند دهه را فراموش کنیم. بزرگترین موفقیت کالکشن جدید دیور، ورق خوردن دوباره آلبوم خانوادگی میلیونها ایرانی بود.







