
هفت صبح| مردی که متهم است صاحبخانه سابق خود را با شلیک گلوله در یکی از پارکهای یکی از شهرهای حاشیه تهران به قتل رسانده و خودروی او را نیز سرقت کرده است، در دادگاه مدعی شد این جنایت را پس از آزار و اذیتهای مکرر مقتول نسبت به همسرش مرتکب شده است؛ ادعایی که با انکار خانواده مقتول و تناقضهای متعدد در اظهاراتش، به یکی از محورهای اصلی رسیدگی قضات تبدیل شد .
تابستان سال گذشته، صدای شلیک گلوله در یکی از پارکهای یکی از شهرهای حاشیه تهران، سکوت شب را شکست. دقایقی بعد، شهروندان هراسان موضوع را به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ گزارش کردند. با اعلام این خبر، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به همراه بازپرس ویژه قتل راهی محل حادثه شدند.در نخستین بررسیها، جسد مرد میانسال در حالی پیدا شد که گلولهای به سرش اصابت کرده و جانش را گرفته بود. اما این تنها سرنخ پرونده نبود؛ خودروی مقتول نیز از محل جنایت ناپدید شده بود و همین موضوع احتمال وقوع قتل با انگیزه سرقت را در ذهن تیم جنایی ایجاد کرد.
تحقیقات میدانی آغاز شد و کارآگاهان با بررسی دوربینهای مداربسته، تماسهای تلفنی و آخرین رفتوآمدهای مقتول، به سرنخ مهمی رسیدند. بررسیها نشان داد آخرین تماس با مقتول از طریق یک سیمکارت بینام و نشان برقرار شده و او پس از همان تماس برای ملاقات با فردی ناشناس راهی پارک شده است.اگرچه سیمکارت هویت مشخصی نداشت، اما بررسیهای فنی روی گوشی تلفن همراه، مسیر تحقیقات را تغییر داد. کارآگاهان دریافتند این سیمکارت داخل گوشی مردی قرار گرفته که پیشتر مستاجر مقتول بوده است.
همین سرنخ کافی بود تا مأموران با هماهنگی قضایی، مستاجر سابق را بازداشت کنند. او در نخستین بازجوییها هرگونه دخالت در قتل را انکار کرد، اما وقتی با مستندات فنی و شواهد پرونده روبهرو شد، سکوتش شکست و به قتل اعتراف کرد.متهم در تحقیقات مدعی شد انگیزهاش از این جنایت، رفتارهای غیراخلاقی مقتول نسبت به همسرش بوده است. او در تشریح ماجرا گفت دو سال قبل یکی از واحدهای خانه سهطبقه مقتول را اجاره کرده بود و در آن زمان رابطهای عادی با صاحبخانه داشت، اما پس از مدتی، مقتول برای همسرش پیامهای نامناسب ارسال میکرد و از او میخواست با وی رابطه برقرار کند.
به گفته متهم، حتی وعده داده بود اگر این خواسته را بپذیرد، دیگر نیازی به پرداخت اجارهبها نخواهد داشت. او مدعی شد یک بار نیز به این رفتارها اعتراض کرده اما مقتول همه چیز را انکار کرده و گفته چنین حرفهایی صحت ندارد. متهم ادامه داد که مدتی بعد، زمانی که سر کار بوده، همسرش با او تماس گرفته و گفته صاحبخانه دوباره به خانه آمده و قصد تعرض به او را داشته است. پس از این اتفاق، خانواده تصمیم گرفتهاند خانه را تخلیه کنند، اما مقتول بازگرداندن پول پیش را به بهانه مشکلات مالی به تعویق انداخته است. متهم در ادامه اعترافاتش گفت پس از ادامه یافتن پیامهای مقتول، تصمیم به انتقام گرفت. او با یک شماره ناشناس با مقتول تماس گرفت و به بهانه اینکه خودرویش کنار پارک بدون بنزین مانده و از او خواست مدتی کنار همسرش بماند تا خودش برای تهیه سوخت برود، وی را به محل قرار کشاند.
به گفته متهم، ساعت حدود ۱۱ شب، مقتول به محل آمد اما وقتی متوجه شد خبری از زن جوان نیست، درگیری میان آنها آغاز شد. او مدعی شد مقتول به سینهاش ضربه زده و در همان لحظه با اسلحهای که همراه داشت به سر وی شلیک کرده است. پس از قتل نیز خودروی مقتول را از محل خارج کرد و ساعتی بعد در نقطهای دیگر رها کرد. با تکمیل تحقیقات، برای متهم به اتهام قتل عمد و سرقت خودرو کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه محاکمه، ابتدا اولیای دم مقتول ضمن درخواست قصاص، خواستار مجازات متهم شدند. آنها همچنین بابت سرقت خودرو نیز شکایت خود را مطرح کردند، هرچند اعلام کردند خودرو پس از کشف به خانواده بازگردانده شده است.
سپس متهم بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و روایت خود را تکرار کرد. او مدعی شد همسرش در مراحل اولیه تحقیقات حقیقت را پنهان کرده، زیرا نگران درگیری میان دو طایفه بوده است. به گفته وی، بعدتر و با اجازه بازپرس، در تماس تلفنی از همسرش خواسته واقعیت را بیان کند و او نیز ادعای تعرض را مطرح کرده است. اما قاضی با اشاره به تناقضهای موجود در اظهارات متهم، از او درباره اعترافات قبلیاش سؤال کرد؛ جایی که گفته بود قصد قتل نداشته و به دلیل مصرف مواد مخدر کنترل خود را از دست داده است. متهم این بار گفت هدفش از ابتدا کشتن مقتول بوده و اظهارات قبلیاش اشتباه بیان شده است. تناقض دیگر درباره اسلحه قتل بود. متهم در تحقیقات اولیه گفته بود اسلحه را خریده است، اما در دادگاه مدعی شد شش ماه قبل هنگام حضور در خانه مقتول، او یکی از دو قبضه اسلحه خود را در اختیارش قرار داده و همان سلاح، وسیله ارتکاب قتل شده است.
وکیل مدافع متهم نیز با اشاره به ادعاهای موکلش گفت فشارهای روحی ناشی از رفتارهای مقتول و همچنین مصرف مواد مخدر در روز حادثه باعث شده وی کنترل خود را از دست بدهد. او مدعی شد تحریکهای مقتول نقش موثری در وقوع جنایت داشته است. در مقابل، وکیل اولیای دم این دفاعیات را غیرقابل پذیرش دانست و با اشاره به تناقضهای متعدد در اظهارات متهم گفت اگر واقعاً خانواده متهم از افشای ماجرا به دلیل احتمال درگیری میان دو طایفه هراس داشتند، پس چگونه بعدها موضوع را مطرح کردند بدون آنکه اتفاقی رخ دهد؟
وی همچنین تاکید کرد اگر رابطه متهم و مقتول تا این اندازه پرتنش بوده، منطقی نیست که مقتول با یک تماس تلفنی و به درخواست متهم، نیمهشب برای کمک به او در پارک حاضر شود. به گفته وکیل، این تناقضها نشان میدهد روایت متهم با واقعیت همخوانی ندارد. در پایان جلسه، قضات با اعلام ختم رسیدگی، پرونده را برای صدور رأی تحت بررسی قرار دادند.








