
هفت صبح| مهر ماه سال قبل زن جوانی با ماموران پلیس تماس گرفت و خبر از ناپدید شدن ناگهانی مادر 57 ساله خود به نام ناهید داد. این زن جوان گفت:«شب قبل حال یکی از اقواممان وخیم شده و به بیمارستان منتقل شد. وقتی از خانه بیرون رفتم تا برای کمک به فامیلمان خودم را به بیمارستان برسانم مادرم در خانه بود و همه چیز طبق روال معمول زندگیمان عادی به نظر میرسید. آن شب فامیل ما در بیمارستان فوت کرد. برای همین من درگیر مراسم او شدم و روز بعد که به خانه رسیدم دیدم مادرم در خانه نیست و موبایلش هم خاموش شده است. حتی سگ مادرم هم نیست اما اگر قرار بود مادرم جایی برود حتما به من خبر میداد.» با اعلام این خبر تحقیقات برای یافتن ردی از ناهید در دستور کار کارآگاهان جنایی قرار گرفت. در همین حال مشخص شد مقداری از اموال ناهید از جمله پول و طلا و اشیا قیمتی خانه نیز به سرقت رفته است.
تحقیقات ابتدایی
در گام نخست از تحقیقات، ماموران به خانه مسکونی ناهید واقع در لواسان مراجعه کرده و تحقیقات محلی از همسایهها را آغاز کردند.در همین حین یکی از همسایههای این خانه ویلایی به ماموران گفت آخرین بار داماد ناهید را دیده که ساعتی قبل از ورود دختر کوچک خانواده؛ از خانه مادرزنش خارج شده است.در ادامه دختر کوچکتر ناهید اظهار داشت که منظور همسایه شوهرخواهرش به نام پیمان است. در همین حال بررسیها در خانه ویلایی ادامه پیدا کرد و ماموران با جسد زن میانسال در یک انباری متروکه مواجه شدند که فرش پیچ شده و آنجا رها شده بود. همچنین مشخص بود قبلا ناهید قصد داشته این مکان را تبدیل به سونا کند اما پشیمان شده بود و از آن فقط به عنوان انباری استفاده میکرد.
در حالی که پنج روز بعد از گم شدن ناهید، جسد او پیدا شد؛ بازپرس جنایی دستور انتقال جسد به سردخانه پزشکی قانونی برای تعیین علت تامه فوت را صادر کرد و در همین حال پیمان به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد. این در حالی بود که کارآگاهان تشخیص هویت پلیس آگاهی در بررسی ابتدایی، علت تامه مرگ را انسداد راه تنفسی منجر به خفگی تشخیص دادند.البته جسد به دلیل گذشت چند روز از مرگ تا حدودی متلاشی شده و تشخیص علت دقیق مرگ نیاز به معاینات دقیقتر داشت.
متهم در ابتدا سعی میکرد از بیان حقیقت طفره برود و ادعا کرد شب حادثه به همراه همسرش یعنی دختر بزرگ مقتول به نام ترانه، برای سفر به ویلای شخصی خود در شمال رفته بودند. اما در بررسیهای تکمیلی تصویر او که به ضبط دوربین مدار بسته نزدیک خانه مادرزنش رسیده بود ضمیمه پرونده شد و حالا دیگر پیمان راه گریزی برای فرار از حقیقت نداشت.در این تصاویر دیده میشد که او با گریم سعی در تغییر چهره داشته و با پوشیدن لباسهای زیاد تلاش کرده بود هیکلیتر از حد واقعی خود به نظر برسد اما با این حال قابل شناسایی بود.همچنین تصویر خروج او با خودروی ال نود از خانه ویلایی مادرزنش نیز به ثبت دوربینها رسیده بود.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی، پدر سالخورده ناهید به عنوان یکی از اولیای دم پرونده تقاضای قصاص قاتل دخترش را کرد و گفت:«متهم با گریم و شوکر به خانه دختر من رفته بود که این نشان میداد قصد شوم خود را از قبل داشته است. او میگوید با دختر من مشکل داشته.اگر اینطور بود میتوانست برای جلوگیری از درگیری پایش را آنجا نگذارد.او بعد از کشتن دخترم خانه را مرتب کرده بود تا اثری از خود برجای نگذارد.من از خون دخترم که اینطور بیرحمانه به دست دامادش به قتل رسید نمیگذرم.»
سپس نوبت به وکیل دختر کوچک ناهید رسید و او نیز در طرح شکایت موکل خود گفت:«متهم بعد از جنایت ماشین ال نود را که متعلق به مقتول بوده از خانه او خارج کرده و در جایی نزدیکی خانه او پارک کرده و دوباره به خانه برگشت تا آثار جرم را پاک کند. اگر او میخواست این مسافت را پیاده برگردد طبق بررسیهای ما، حدود سی دقیقه طول میکشید اما او هشت دقیقه بعد به محل جنایت رسید. همچنین خودروی کوییکی در همان دقایق آنجا تردد مشکوک دارد.با توجه به اینکه ترانه نیز خودروی کوییک دارد، این ادله نشان میدهد احتمالا او در محل حضور داشته و به شوهرش کمک کرده است.بنابراین موکل من از هر دو متهم پرونده شکایت دارد.»
این وکیل ادامه داد:«ترانه و شوهرش از ماهها قبل با ناهید اختلافاتی داشتند. حتی یک بار او را از خانه بیرون انداختند. همه اینها نشان دهنده سابقه کینه و عداوت آنها و انگیزه برای جنایت است.مقتول از درگیری قبلی فیلم هم گرفته که موجود است و ضمیمه پرونده میکنیم.»سپس نوبت به متهم رسید که در دفاع از خود گفت:«من اتهام قتل عمدی را قبول ندارم و اعترافات قبلی من تحت فشار بود.چند ماه قبل همسرم با مادرش دچار کدورت شد و وقتی به خانه مادرش رفت تا کتابهای خود را بردارد با هم بحثشان شد اما ما مادر او را از خانه بیرون نکردیم. ناهید در حین دعوا از من و ترانه فیلم گرفت اما هیچ کینهای در کار نبود و بعد از آن ما به مراسم نامزدی خواهر ترانه هم رفتیم.»
متهم درباره روز حادثه گفت:«آن روز من و همسرم شمال بودیم.من میخواستم اختلافات با مادرزنم را حل کنم برای همین راهی تهران شدم ولی دیر به خانهاش رسیدم و مهمان داشت. من در انباری پنهان شدم و فردای آن روز از تراس به خانهاش رفتم تا با او حرف بزنم.بعد پنهانی وارد توالت شدم.اما ناگهان سگ ناهید من را دید و پارس کرد. همان موقع ناهید به سمت من حمله کرد و گفت تو که هستی. من هول شدم و شوکر را درآوردم اما به دست خودم خورد و هر دو در سرویس بهداشتی افتادیم.چند دقیقه که گذشت دیدم ناهید نفس نمیکشد اما نمیدانم چرا فوت کرد.»
قاضی پرسید: «اگر قصد جنایت نداشتی چرا تغییر چهره دادی؟ و چرا شوکر همراه خودت بردی؟» متهم گفت:«من فکر میکردم شاید همسرم به مادرش بگوید من میخواهم با او حرف بزنم و ناهید من را راه ندهد و از طرفی میخواستم قوی هیکل به نظر برسم تا مادرزنم از من حساب ببرد و به حرفم گوش کند. شوکر را هم برای این بردم که در درگیری قبلی ناهید به صورت زنم چنگ انداخت. میخواستم در صورت درگیری از خودم دفاع کنم. بعد هم از ترسم سعی در اخفای ادله جرم کردم. وقتی داشتم ماشین ناهید را از خانه بیرون میبردم متوجه شدم سگ او همراهم آمده که او را در بیابان رها کردم. بعد به خانه برگشتم و جسد را داخل انباری گذاشتم و سعی کردم وانمود کنم قتل ناهید به دست سارق رخ داده است.من اتهام قتل عمدی را قبول ندارم چون هیچ ضربهای به مادرزنم نزدم.» سپس وکیل پیمان گفت:«پزشکی قانونی اعلام کرده که احتمال خفگی قابل رد نیست اما مرگ به دلیل سکته هیجانی رخ داده است.موکل من انگیزه مالی برای رقم زدن جنایت نداشته و با نیت قبلی وارد محل حادثه نشده است.»
در اینجا وکیل دختر کوچک گفت:«خون سگ ناهید روی دیوار بود و متهم دروغ میگوید که سگ را رها کرده است.همچنین اموال شوهر ناهید 160 میلیارد تومان تخمین زده شده که همین میتواند انگیزه مالی متهم را تائید کند.» سپس ترانه در دفاع از خود گفت:«من و شوهرم روز حادثه با هم شمال بودیم.من از خواب بیدار شدم و دیدم او در ویلا نیست. نمیدانستم کجا رفته و چه کرده است.» قاضی گفت:«چرا به کسی نگفتی پیمان ناگهان از ویلا رفته؟»
متهم گفت:«فکر میکردم اگر به پلیس چیزی بگویم آبروریزی میشود و پدر و مادر پیمان هم چیزی نگفتم چون آنها سالمند هستند و شوکه میشدند.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم و وکلای آنها برای صدور رای وارد شور شدند.
اعترافات اولیه
متهم در اعترافات ابتدایی خود به ماموران گفت: «پدر همسرم خیلی پولدار بود و در کار خرید و فروش ملک فعالیت میکرد. او چهار سال قبل فوت کرد و سرمایه زیادی برای دو دخترش به ارث گذاشت، اما همه چیز به نام مادرزنم بود. من فکر میکردم او ارث را تقسیم کند و ما هم مشکلاتمان حل شود، اما مادرزنم هیچ تصمیمی برای تقسیم نداشت. هر چقدر به او میگفتم اموال شوهرش را تقسیم کند و سهم همسرم را بدهد، فایدهای نداشت و او به خواستهام توجهی نمیکرد. همین باعث شد کینهای در دلم جمع شود تا اینکه تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم تا زودتر به ارثیه برسم.» در حالی که بررسیها نشان میداد ترانه در جریان دسیسه خونین شوهرش بوده، او نیز بازداشت شد و متهم شد به معاونت در قتل مادرش. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.








