
حدود یک سال پیش مردی با مراجعه به پلیس از بیخبری چند روزه از خواهرش و اعضای خانواده او خبر داد و خواستار رسیدگی به این موضوع شد.
وی در اظهارات خود به مأموران گفت: «چند روزی است از خواهرم خبری ندارم. هرچه تماس میگیرم جواب نمیدهد همسر و پسر نوجوانش هم پاسخگوی تماسهایم نبودند به خانهشان رفتم اما کسی در را باز نکرد و حالا هم نگرانم و احتمال میدهم اتفاقی برایشان افتاده باشد.»
پس از ثبت این گزارش، مأموران پلیس با دریافت مجوز قضایی راهی محل سکونت این خانواده شدند. بررسیها و ورود قانونی به منزل، پرده از حادثهای تلخ برداشت؛ حادثهای که چندین عضو یک خانواده را قربانی کرده بود.
ماموران پس از ورود به خانه با پیکر بیجان زن جوان، سه فرزند خانواده و همسر او مواجه شدند. در ادامه و با دستور مقام قضایی، اجساد برای انجام بررسیهای تخصصی و تعیین علت و زمان فوت به پزشکی قانونی منتقل شد.
کارشناسان پزشکی قانونی پس از انجام معاینات و بررسیهای لازم، به این جمعبندی رسیدند که به احتمال زیاد پدر خانواده در بازههای زمانی کوتاه و با فاصله حدود نیم ساعت تا یک ساعت، ابتدا فرزندان خود را به قتل رسانده و سپس در انتظار بازگشت همسرش مانده است. بر اساس این بررسیها، پس از ورود همسر به منزل، وی نیز قربانی این حادثه شده و در نهایت عامل این جنایت با حلقآویز کردن خود به زندگیاش پایان داده است.
پس از روشن شدن ابعاد اولیه حادثه، تحقیقات پلیس برای بررسی انگیزهها و سوابق خانوادگی ادامه یافت، اما یافتههای پرونده تصویر متفاوتی را نشان میداد.
بررسیهای انجام شده حکایت از آن داشت که پدر خانواده فردی آرام بوده و سابقه کیفری یا اعتیاد نداشته است. همچنین تحقیقات نشان داد زندگی خانوادگی این افراد پیش از وقوع حادثه با اختلافات و تنشهای شناختهشده همراه نبوده است.
در نهایت و پس از آنکه نقش پدر خانواده به عنوان عامل قتل اعضای خانواده احراز شد، پرونده از جنبه کیفری مختومه اعلام شد، اما ماجرا به همین نقطه پایان نیافت.
در ادامه، هشت نفر از بستگان زن جوان با مراجعه به دادسرا، درخواست دریافت دیه از بیتالمال را مطرح کردند؛ موضوعی که موجب شد پرونده وارد مرحله حقوقی جدیدی شود.
بر همین اساس، پرونده برای بررسی درخواست مطرح شده و رسیدگی به ابعاد حقوقی موضوع، به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد تا تصمیمگیری قانونی درباره آن انجام شود.








