روزنامه هفت صبح، مرتضی کلیلی| چرا باید در تابستان به آبادان سفر کنیم؟ هنگامیکه نام آبادان را میشنویم، اولین چیزی که به ذهنمان میآید این واژههاست؛ فوتبال و برزیل و فلافل و سمبوسه و غذاهای تند با ادویهجات هندی و تهلنجیها و البته هوای گرم و مهمتر از همه عینک ریبن (ریبون به قول آبادانیها) که این آخری را اصلش را در آبادان فقط پیدا میکنید...

از آنجا که آبادان جنوبیترین منطقه استان خوزستان بهحساب میآید، همیشه به گرما و شرجی معروف بوده است. گرمای «خرماپزون» بهاصطلاح خود آبودانیها. آبادان به دلیل قرار گرفتن در مجاورت رود بهمنشیر و کارون تابستانی بسیار مرطوب دارد. خیلیها معتقدند آبادانیها تنها دو فصل تابستان و پاییز را بهچشم خود میبینند و اکثرا که قصد سفر به این شهر را دارند، فصل زمستان یا اوایل بهار و فروردینماه را انتخاب میکنند تا از شر گرمای این روزهای تیرماه که بهنظر من و البته دماسنج خودروها ظهرها به ۵۸ درجه میرسد، فرار کنند.
گرمایی که انصافا کولر اتومبیلهای وطنی از پس آن برنمیآیند و ماشین را به کوره متحرک آدمسوزی در خیابانها تبدیل کردهاند. پس اگر احیانا در تیر ماه هوس سفر به آبادان را داشتید، حتما لذت سواری با اتومبیلهای خارجی پلاک اروند را از دست ندهید و خیابانگردی با یک کادیلاک اسکالید عظیمالجثه یا دوج چلنجر یا فورد موستانگ جیتی یا شورولت تاهوی غولپیکر در دمای مطبوع را تجربه کنید.
خب از این قصه پر غصه اتومبیلهای رنگارنگ پلاک اروندی که میدانم حسرت دیدن یکی از آنها را در شهرهای خود دارید، میگذریم. القصه… میزان رطوبت بالای آب و هوای آبادان، عامل دیگری است که خیلیها را برای سفر در این ماه به آبادان منصرف میکند. معمولا از تیر تا شهریور ماه، آبوهوای آبادان رطوبت بالایی دارد؛ بالای 90درصد! این رطوبت بههمراه گرمای زیاد، باعث کمشدن تحمل شما در سفر به آبادان خواهد شد. احتمالا تا حالا متوجه شدهاید که تابستان فصل خوبی برای سفر به آبادان نیست اما من میگویم اشتباه میکنید.
آبادان شهر شب زندهدارهاست. آبادانیها را در تابستان و روزها معمولا بیرون نمیبینید. باید بیایید و ببینید که آخر شب چطور جوانان تکنیکی در دستههای مختلف در زمینهای آسفالت کنار سینما تاج فوتبال بازی میکنند. (آنوقت باشگاه صنعتنفت شیرالدین بابایف تاجیکستانی را میخرد!)
آبادانیها شبها را برای خرید و گردش و تفریح انتخاب میکنند. مراکز خرید تا دیروقت باز هستند. اگر سری به خیابان تهلنجیها بزنید به چشم خود شور و نشاط جوانان را در شرجی و گرمای 50 درجه میبینید که چطور بساط اجناس خارجی و بهقولی تهلنجی خود را پهن کردهاند و با نوای نیهمبون و تیمپو و البته حرکات موزون شما را به خرید ترغیب میکنند.
در اینباره جملهای هم بخوانید از یکی از دوستان در فضای مجازی که میگوید؛ «اگه یکبار مرداد ماه برید آبادان دیگه به خورشید نمیگید «خورشید خانوم»؛ خورشید فقط تو تهران خانومه؛ توی آبادان، خورشید یک مرد عصبانیِ فلفلیِ تنده.»
فرقی نمیکند با خودروی شخصی یا با هواپیما وارد آبادان شوید؛ از دور آتش مشعل فلرهای پالایشگاه را خواهید دید که یکجورهایی نماد آبادان هم هستند. شهر آبادان دقیقا وسط پالایشگاه است. تابستان را برای سفر به آبادان به این خاطر دوست دارم که عاشق بوی «گیس» پالایشگاه هستم که در شرجی هوا که بادی نمیوزد، بوی آن ماندگار است.
گیس همان گاز است که از صدها واژه یادگار مهندسان و کارگران انگلیسی که پالایشگاه آبادان را ساختند، در گویش مردم آبادان باقی مانده است. آبادانیها سالهاست که بوی گیس را میبلعند و هر روز گرد کاتالیز را از روی اتومبیلها و موزاییکهای حیاط خانه و در و پنجرهشان پاک میکنند. البته اینهایی که نوشتم، برای من که چند دهه از کوچمان به تهران میگذرد لذتبخش و نوستالژیبازی است اما برای مردمی که آنجا زندگی میکنند و هیچ سهمی از این همه ثروت پالایشگاه و پتروشیمی ندارند، احتمالا آسیبزننده است.
بگذریم… در این روزها که تب فوتبال و نقل و انتقالات لیگبرتر داغ است، حتما دیدن آلاچیق کانون هواداران صنعتنفت در پارک شاپور در خیابان امیری که به رنگ زرد و پرچم برزیل مزین شده دیدن دارد و آن را با دیگر آلاچیقها که خانوادهها تا پاسی از شب را در آن به تفریح میگذرانند، متمایز میکند.
کانون هوادارانی که با شور و هیجان از وضعیت تیم میگویند و بازیکن میخرند و ترکیب مورد نظر خود را ارنج میکنند. فقط کافیست وارد این پارک شوید؛ قطعا صدای بلند این هواداران متعصب را از دور خواهید شنید که حتی در تابستان و گرما و شرجی نفسگیر و با وجود تعطیلی لیگ، تقریبا هر شب این جلسات را برگزار میکنند.
در آخر هم اینکه بهعنوان یک صنعتنفتی خیلی خوشحالم که آبیهای پایتخت اولین بازی خود را در لیگبرتر باید در گرما و شرجی وحشتناک و طاقتفرسای مرداد آبادان برگزار کنند؛ به جهنم واقعی آبادان خوش آمدید.




