روزنامه هفت صبح، آرش خوش‌خو| سینمای ایران روزهای افول خود را سپری می‌کند. کرونا‌،‌ اعتراضات و حملات منتقدان جوگیر در خارج و داخل کشور و علم کردن مسائل کم اهمیت موجب شد تا بخشی از بهترین فیلمسازان فعلی ما دچار رکود موقت شوند. فضای سیاست زده احتمالا موجب می‌شود نفس سینما به این سادگی‌ها سرجایش نیاید. به هرحال براي کمی خاطره‌بازی سراغ بهترین فیلم‌های عمرم رفته‌ام. لیستی که در گذر عمر تغییرات کمی داشته است.

شاید حرف زدن درباره‌شان اشتیاقمان به فیلم دیدن را و به سینمای ایران را دوباره زنده کند.‌در این روزهای اسفندی و در هنگامه‌ای که کلا فیلم قابل بحثی در سینماهاي ایران اکران نمی‌شود و فیلم مهمی هم در حال ساخت نیست، گفتم حداقل یک مروری کنم به فیلم‌های مورد علاقه‌ام از سینمای ایران. همان لیست مشهور ده فیلم برتر. امیدوارم این فهرست شما را گیج نکند و سلیقه شخصی مرا به عنوان سلیقه غالب بر فضای انتقادی سینمای ایران نگیرید‌.

‌ لیلا
کارگردان‌: داریوش مهرجویی. 1375
ملودرام خوش ساخت مهرجویی که از ورای مفهوم سنت و مدرنیته به مسائل بسیار مهم‌تری در جامعه ایرانی نقب می‌زند. و مفهوم زیست سنتی و معصومانه ایرانی و مواجهه‌اش با عناصر زندگی امروز را به چالش می‌کشد. فیلم داستان یک آزمون عاشقانه است. یک رابطه‌ ویرانگرانه بین زن و مرد و پیوند آن با عناصر زندگی جدید. فیلم بسیار جذاب و سینمایی روایت می‌شود و مهرجویی را در اوج دوران خلاقیت تصویری و بصری‌اش نشان می‌دهد.

درخت گلابی‌
کارگردان‌: داریوش مهرجویی. 1376
دل انگیزترین فیلم سینمای ایران. همچون یک خاطره خوش تابستانی. فیلمی درباره گذر عمر و خاطرات. درباره نوجوان بودن و عاشق شدن‌. فیلمی درباره کوچکی انسان درتوفان سرنوشت. فیلمی که مهرجویی درآن با تکیه بر داستان مهربانانه گلی ترقی‌، روایت روشنفکر خوش قلب منفعل و سرگردان خود را پی می‌گیرد. داستانی که در هامون و پری هم روایت شده بودند.

باد ما را خواهد برد
کارگردان: عباس کیارستمی‌.1379
این زیباترین فیلم کیارستمی (بهترین فیلم کیارستمی کپی برابر اصل است که خب اصلا فیلم ایرانی نیست) شانس اکران عمومی در ایران راپیدا نکرد. داستان حکمت‌آمیزی است از دوگانه مرگ و زندگی. سبک خاص کیارستمی که از کلوزآپ شکل گرفته بود اینجا به متعالی‌ترین شکل خود تبدیل می‌شود. تمام زوائد تصویری حذف می‌شوند و فیلم بر بستری از اشعار خیام به ستایشی از زنده بودن بدل می‌شود.

آبادانی‌ها
کارگردان‌: کیانوش عیاری.1371
فیلم قدرندیده کیانوش عیاری که اتودی جسورانه بر داستان فیلم دزددوچرخه است و آن قدر اوج می‌گیرد که از نسخه اصلی خود نیز فراتر می‌رود. ترسیم تصاویری آخرالزمانی از تهران سال 1370 که از محدودیت‌های سینمای واقعگرای اجتماعی ایران فراتر می‌رود و به یک توفان بی‌پایان از تصویر و روایت و شخصیت بدل می‌شود. یک فیلم کاملا شخصی.

دندان مار
کارگردان: مسعود کیمیایی. 1368
این فیلم متواضعانه کیمیایی هنوز و در هربار دیدن و پس از گذشت 33 سال موثر و قدرتمند است. داستان پرسه زدن‌های رضا با بازی فرامرز صدیقی در روزهای سوگواری پس از مرگ مادرش‌. داستانی که در آن شما می‌توانید نشانه‌های رفاقت و عشق و مهربانی و کنشمندی را در لحظه به لحظه این فیلم زیبا جست‌و‌جو کنید.

شوکران
کارگردان: بهروز افخمی.1378
برداشت آزاد و کوبنده از جاذبه مرگبار آدریان لین. با گردش‌های جذاب در شخصیت‌ها و خطوط داستان. مثل همه ملودرام‌های خوب سینمای ما‌، نمایشی عمیق و دقیق از تضادهای جامعه معاصر ایرانی را نیز در بطن خود دارد. زوج هدیه تهرانی و فریبرز عرب نیا استثنایی هستند.

ناخدا خورشید
کارگردان: ناصر تقوایی. 1365
روایت استادانه ناصرتقوایی از رمان داشتن و نداشتن که ناگهان سقف کفایت حرفه‌ای سینمای ایران را چندین پله بالا می‌برد. در طراحی صحنه‌، بازی‌ها‌، میزانسن و فیلمنامه و البته دوبله. یک شاهکار به ظرافت صنایع دستی ایرانی.

طلای سرخ
کارگردان: جعفر پناهی. 1380
یک نئو نوآر واقعی با فیلمنامه‌ای از عباس کیارستمی متعلق به دوران خلاقیت جعفرپناهی قبل از این که جاذبه جشنواره‌ها‌، اشتیاق او به روایت و صناعت را از بین برده باشند. فیلمی تاثیرگذار با انبوهی از مولفه‌های اجتماعی ایران معاصر.

قیصر
کارگردان: مسعود کیمیایی. 1348
در تماشای مکررش ذره‌ای از زیبایی و قدرت هولناکش کم نشده است. هنوز از دقایق ابتدایی فیلم که مربوط به کشته شدن ناصرملک مطیعی است دلخورم که خب قسمت‌هایی بوده که از سوی تهیه کننده به فیلمساز جوان تحمیل شده‌اند اما در نهایت فیلم تلخ و کوبنده با داستانی بدیع و حتی وحشیانه به سمت انتهای استثنایی خود پیش می‌رود. فیلم می‌تواند نمایی آخرالزمانی از قهرمان پاکباخته خود ترسیم کند.

اژدها وارد می‌شود
کارگردان: مانی حقیقی. 1394
سقف تخیل و رهایی از قیدوبندهای روایتی و شخصیت‌پردازی در سینمای ایران. منتهی‌الیه فرار از پیام محوری و معناگرایی و باج دادن به تماشاگران. یک روایت بی‌نظیر و گیج کننده و تماشایی از یک حادثه تخیلی در دهه چهل ایران که با خود توفانی از تحلیل‌ها و تفسیرهای غیرقابل بیان را به همراه می آورد. جذاب و پرکشش و با یک سبکبالی خاص در روایت که با سختگیری دلنشین در شکل روایت و کفایت حرفه‌ای مستتر در فیلم‌، همراه می‌شود.

فیلم‌های محبوب دیگر:
اجاره‌نشین‌ها(مهرجویی 1365)،مهمان مامان (داریوش مهرجویی 1382)، سارا(داریوش مهرجویی 1370)،هامون (مهرجویی 1368) ، گزارش (کیارستمی 1356) ، کلوزآپ (کیارستمی 1368)، طعم گیلاس (کیارستمی 1376)، کاغذ بی‌خط (ناصر تقوایی 1380)، چیزهایی هست که نمی‌دانی (فردین صاحب الزمانی 1389) ، نفس (نرگس آبیار1394)، جنایت بی‌دقت (شهرام مکری 1398)، تی تی (آیدا پناهنده 1398)، پله آخر(علی مصفا1390)،سرب (کیمیایی 1366)حاجی واشنگتن(حاتمی 1363)

قلندر(حاتمی 1351)، ایستگاه (یدالله صمدی 1366)، شیرسنگی (جعفری جوزانی 1365) مهاجر(حاتمی کیا1368)، آلبوم تمبر (کیومرث پوراحمد 1366) ، دونده (امیر نادری 1363)، مرگ یزدگرد(بهرام بیضایی 1361)، خشت و آینه (ابراهیم گلستان 1344)، ،بن بست (پرویز صیاد 1356)، رقاصه شهر(شاپور قریب 1351)، آتابای (نیکی کریمی 1398)، ماجرای نیمروز (مهدویان 1395)،پرویز(مجید برزگر 1393)، خانه پدری ( کیانوش عیاری 1391 )، سن پترزبورگ(بهروز افخمی 1387)

تحسین کننده جدی اصغر فرهادی به عنوان یک سینماگر درجه یک هستم.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.