روزنامه هفت صبح، بهنام مظاهری| ‌سی‌‌و‌هشتمین جشنواره موسیقی فجر هم برگزار و پرونده‌اش بسته شد. جشنواره‌ای که اجرایش با نظم اما کم‌رمق‌تر از سال‌های پیش بود. موزیسین‌های مختلفی از نواحی ایران و نقاط مختلف جهان هم حضور داشتند، روی استیج رفتند و اجرا هم کردند. یکی از نکات قابل ذکر این دوره از جشنواره فجر این بود که گروه‌های تلفیقی کمتری به نسبت سال‌های پیش حضور داشتند و بیشتر کنسرت‌ها مربوط به موزیسین‌‌های نواحی، بین‌المللی و دست آخر پاپ بود.

خواننده‌های پاپ در این جشنواره بیشتر از هر وقت دیگری زیر ذره‌‌بین بودند و اخبار کنسرت‌هایشان لحظه به لحظه بیرون می‌آمد.سی‌و‌هشتمین جشنواره حواشی خاص خودش را هم داشت. فالش‌خوانی داشتیم و تا این لحظه یکی از خواننده‌ها مشکوک به پلی‌بک هم هست. اما از همه این‌ها که بگذریم در هیچ دوره‌ای برای خواننده‌های پاپ اجرا در جشنواره فجر تا این حد حساسیت نداشت.

خواننده‌ها با نگرانی از قضاوت شدن در شرایط پیچیده این روزها روی استیج رفتند. آن‌ها در میان انبوهی از کامنت‌های مثبت و منفی درباره اجرا کردن و اجرا نکردن روی صحنه رفتند و کارشان را انجام دادند. از گرشا رضایی که یکی دو ساعت قبل از اجرایش، پدرش سکته کرد و کنسرتش با اشک و بغض برگزار شد تا اجرای آهنگ‌های شاد علی یاسینی. همه‌چیز داشتیم.

بهنام بانی هم بود، مصطفی راغب، میثم ابراهیمی و ناصر زینعلی هم در این جشنواره اجراهای خود را روی استیج بردند و جزو کم‌حاشیه‌ترین کنسرت‌ها هم بودند. روز پایانی جشنواره تنها با دو اجرای پاپ مجید رضوی و رضا بهرام به اتمام رسید و نهایتا چراغ کنسرت‌های جشنواره خاموش شد. جشنواره‌ای عجیب و در میان التهاب اخبار که بعضی کنسرت‌هایش شور و هیجان داشت و بعضی‌هایش طعم درد و همدردی با مردم و زلزله‌زدگان و…

اما در مورد کنسرت‌های خارج از جشنواره باید گفت که در 6 ماه اخیر تعداد کنسرت‌های موسیقی اجرا شده به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. دلیل آن‌هم مشخص است. شرایط اجتماعی کشور، برای برگزاری برنامه‌های موسیقایی مساعد نبوده است. اما این فقط بخشی از ماجراست و کمیت اجراهای موسیقی در سال 1401 به‌گونه‌ای بوده که می‌توان آن را نوعی رکورد‌شکنی منفی در تاریخ موسیقی ایران به‌حساب آورد.

در سالی که گذشت، چون روال هر ساله، موسیقی ایران در ماه‌های محرم، صفر و ماه مبارک رمضان عاری از اجرای زنده بود. این وقفه 9 ماهه، در اجرای زنده را اما باید طولانی‌تر دید. ما در کشوری زندگی کرده‌ایم که پروسه کرونا در آن طولانی‌تر از بسیاری دیگر از کشورهای دنیا بود و همین امر سبب شد تا اجراهای زنده دست‌‌کم برای دو سال و نیم مسکوت بماند. این وقفه چند ساله در اجراهای زنده برای هنر-صنعتی که اقتصاد آن تنها از این راه می‌گذرد، فاجعه‌ای تمام‌عیار است و برای فعالان آن یک اتفاق بزرگ.

شرایط زمانی دشوارتر می‌شود که به این نکته توجه داشته باشیم که به دلیل نبود قانون کپی‌رایت، هنرمندان نمی‌توانند از آن‌چه خلق می‌کنند، منفعتی مالی ببرند و صنعت نشر نیز دیگر مدت‌هاست که هیچ ثمر مالی نداشته و تنها شیوه‌‌ای آرشیوی پیدا کرده است. تبعات این ماجرا در شکلی کلان، آسیب‌‌های فرهنگی و اجتماعی به‌دنبال دارد؛ اما در نگاهی جزئی‌تر دامن فعالان این حوزه را بیش از هر کسی نشانه گرفته است. همه این مسائل باعث شده بسیاری از موزیسن‌ها تغییر شغل بدهند و در روزهای اخیر مشاهده شده خیلی از نوازنده‌ها حتی نام‌آشنا، سازهایشان را برای فروش گذاشته‌اند.

اقتصاد موسیقی هم شامل هنر موسیقی و هم صنعت موسیقی می‌شود. برای بررسی این ماجرا لازم است به این نکته توجه کنیم که اقتصاد موسیقی چه چرخه‌ای را می‌گذراند؟ بیشترین سهم صنعت موسیقی در کنسرت‌هاست. در دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ چرخه درآمدی، در قالب لوح‌های فشرده بود؛ ولی در دهه ۹۰، این لوح‌ها جای خود را به کنسرت‌ها دادند.

به همین دلیل درآمدهای موسیقی در کنسرت‌ها رشد کرد. پس طبیعی ا‌ست که اولین لطمه‌ای که اقتصاد موسیقی با آن مواجه می‌شود در عدم برگزاری کنسرت‌هاست.در ماه‌های اخیر، نوازندگان و استودیوهای موسیقی بیشترین آسیب را دیدند و می‌توان گفت درآمدها به صفر رسید. قطعا یکی از بازیگران این عرصه، نوازندگان هستند که چه در شکل ضبط آهنگ و چه در اجرای صحنه‌ای، نقش مهمی را ایفا کرده و عدم‌ اجرای کنسرت، آرایش زندگی این قشر که اتفاقا از ضعیف‌ترین فعالان این صنعت به‌شمار می‌روند را با خطراتی جدی مواجه کرده است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.