روزنامه هفت صبح| انتخاب بهترین بازیگران مرد تاریخ سینما چالش گسترده و پیچیدهای است که شما را میان سبکهای مختلف بازیگری و موجهای تاریخی و تحولات سینمایی سرگردان میکند. ما در مجموع و در ارزیابی همه امتیازات لازم در درخشش و اعتبار یک بازیگر سینمایی به چنین فهرستی رسیدهایم. 10 بازیگر برتر و یک فهرست ضمیمهای از 30 بازیگر بزرگ دیگر. بخوانید و سرگرم شوید.
یک: آل پاچینو: در دهه 70 پدیده دنیای بازیگری بود. یک نیویورکی متوسط القامت با چهرهای خنثی و حتی میشود گفت روشنفکرانه. با پدرخوانده چهره شد و با سرپیکو و بعدازظهر سگی و مترسک و پدرخوانده 2 (همگی ساخته شده در نیمه اول دهه 70) شهرتی افسانهای یافت. از نیمه دوم دهه 80 اسیر مشروبات الکلی شد اما در دهه 90 با فیلمهایی مثل بوی خوش زن و راه کارلیتو و مخمصه، بازگشتی خیرهکننده داشت. موفقیت پیاپی فیلمهای دوره اخیرش محبوبیت گمشدهاش را دوباره احیا کرده است. در همین چند سال اخیر با فیلمهایی مثل آیریشمن و خاندان گوچی دوباره درخشیده و سریال هانتر. او در حال حاضر 82 ساله است.
بهترین فیلمها: پدرخوانده (1972)، بعدازظهر سگی (1975)، صورت زخمی(1984)، راه کارلیتو(1994)
فیلمهای مطرح دیگر: سرپیکو (1972)، پدرخوانده2 (1974)، مخمصه (1995)، نفوذی (1999)
دو: مارلون براندو: اسطوره بازیگری. اولین نمونه اعلای مکتب آکتورز استودیو. با اعتماد به نفسی خیرهکننده که گاه پهلو به پهلوی خودپسندی میزد. دهه 50 با فیلمهایی مثل اتوبوسی به نام هوس، زندهباد زاپاتا و در بارانداز چهره شد و در دهه 70 با پدرخوانده به یک افسانه زنده بدل شد. برخلاف انتظار تعداد فیلمهای بزرگش چندان زیاد نیست اما تاثیر موحشی بر نسل بعدی بازیگران گذاشته است. دلمشغولیهای سیاسی و اقتصادیاش و میلش به انزوا کارنامه او را به اندازه کافی پربار نساخته است. اما در همین معدود شاهکارهایش، نبوغ بینظیر بازیگریاش با تمام وجود احساس میشود.
بهترین فیلمها: اتوبوسی به نام هوس (1951)، در بارانداز (1954)، پدرخوانده(1972)
فیلمهای مطرح دیگر: زندهباد زاپاتا (1952)، وحشی (1953)، شیرهای جوان (1958)، آخرین تانگو در پاریس (1973)
سه: رابرت دنیرو : این بازیگر محبوب اسکورسیزی (او در 8 فیلم اسکورسیزی بازی کرده است) با بازی در فیلمی از کاپولا شهرت جهانی پیدا کرد. در پدرخوانده 2 و در نقش جوانیهای دن کورلئونه. تواناییاش در نمایش خشم کنترل نشده، عصیانهای ناگهانی و تلاطمهای احساسی او را به بازیگر محبوب اسکورسیزی بدل کرد. چهره ایتالیایی تبار او موجب شد تا به شکل سنتی در نقش گانگسترها ظاهر و مشهور شود. از دهه 90 این پدیده مسلم بازیگری، استعداد کمیک خود را جدیتر گرفت و در مجموعهای از فیلمهای مردمپسند کمدی ظاهر شد (مثل این را تحلیل کن). او یکی از استوانههای بازیگری معاصر است که همچنان توانایی جذب مغناطیسی تماشاگر را داراست. با ایفای نقش اول در آیریشمن و نقشی فرعی در جوکر حضور خود در سطح اول سینمای جهان را حفظ کرده است.
بهترین فیلمها: پدرخوانده 2 (1974)، راننده تاکسی (1975)، گاو خشمگین (1980)
فیلمهای مطرح: سلطان کمدی (1982)، روزی روزگاری آمریکا (1984)، مخمصه (1995)، کازینو (1996)، آیریشمن(2018)
چهار: کری گرانت : او را میتوان عصاره تمام فضائل بازیگری هالیوود دانست. نمایشی از طنز، چهره جذاب، زمانسنجی و تواناییهای استاندارد بازیگری. او از ابتدای دهه 30 تا نیمه دهه 60 به مدت 35سال ستاره مسلم سینما باقی ماند و با مجموعهای از مشهورترین کارگردانان هالیوود همکاری کرد. شیوه سهل و ممتنع او در بازیگری هرگز در سینما تکرار نشده است. او متخصص بازی در فیلمهای کمدی بود اما در نقشهای درام نیز جلوه فراموش ناشدنی دارد. تاثیر او بر بازی ستارگانی مثل تام هنکس و جورج کلونی محسوس است. او از آن دسته ستارگانی است که هرگز به اسکار نزدیک هم نشد.
بهترین فیلمها: نگهداری از بیبی (1938)، فقط فرشتهها بال دارند (1939)، بدنام (1946)، شمال از شمالغربی (1959)
فیلمهای مطرح: حقیقت تاسفبار (1938)، تعطیلات (1938)، داستان فیلادلفیا (1940)، ارسنیک و توری کهنه (1944)، ماجرای به یادماندنی (1957)، معما (1963)
پنج: جیمز استوارت: مرد نجیب سینما کمی پس از کری گرانت جلوه کرد و یک دهه پس از او از سینما کناره گرفت. این یعنی 40 سال بازی در سینما در بالاترین سطح ممکن. قامت بلند و احساسی او ، عدم تعادل روحی را به تماشاگر منتقل میساخت که باعث جلب همدلی تماشاگر میشد. چهره او به رغم خوشایند بودن هیچ ارتباطی با قهرمان استاندارد آمریکایی نداشت. او ایفاگر نقش مردانی اخلاقگرا، کمی رمانتیک با حسی از طنز و درگیر مشکلات روزمره زندگی بود. ردپای او بر بیشمار شاهکار سینمایی از بزرگترین کارگردانان سینما به چشم میخورد و در همه این فیلمها او کار خودش را به بهترین شکل ممکن انجام داده است.
بهترین فیلمها: آقای اسمیت به واشنگتن میرود(1939)، مغازه سرنبش (1940)، چه زندگی شگفتی (1946)، پنجره عقبی (1954)، سرگیجه (1958)
فیلمهای مطرح: داستان فیلادلفیا (1940)، طناب (1948)، وینچستر 73(1950)، مهمیز برهنه (1953)، مردی که لیبرتی والانس را کشت (1961)
شش: دنیل دی لوئیس : نابغه ایرلندی تاریخ سینما که با بردن سه اسکار آن هم در کارنامه نه چندان حجیم دوران بازیگریاش (کمتر از بیست فیلم طی سی و پنج سال کار حرفهای) قدرت و تواناییهای خود را نشان داده است. چهره کاریزماتیک او با نمایشی همزمان از احساسات، قدرت، خردمندی و حتی جنون او را به ستارهای بیهمتا در تاریخ سینما بدل ساخته است. او از سال 2017 و بعد از درخشش در فیلم رشته خیال دیگر در فیلمی ظاهر نشده است.
بهترین فیلمها: پای چپ من (1989)، خون به پا میشود (2006)، لینکلن (2012)، رشته خیال (2017)
فیلمهای مطرح: سبکی تحملناپذیر هستی (1988)، آخرین موهیکان (1992)، عصر معصومیت (1993)، به نام پدر (1993)
هفت: جک نیکلسون : قیافه سمپاتیک او راه را برایش هموار ساخته است. او به هیچ وجه زیبا نیست و حتی بارقهای شیطانی در چهرهاش احساس میشود اما از آن چهرههایی است که نمیتوان چشم ازشان برداشت. در دهه 70 در یک دوره شکوفایی حیرتانگیز کاراکترهایی را ایفا کرد که در هیچ سبک و سیاق بازیگری نمیگنجند و محصول نبوغ غریزی او به عنوان یک بازیگر فوق مدرن بودند. او به عنوان بازیگر از حس همذات پنداری تماشاگر میگریزد و او را به چالش میکشد. حضور او در هر فیلم یعنی سهمی از جذابیت یک فیلم. او از اواخر دهه 60 تا امروز همیشه یکی از وزنههای هالیوود باقی مانده است. به تازگی خبرهایی در مورد ابتلایش به آلزایمر منتشر شده است.
بهترین فیلمها: محله چینیها (1974)، دیوانه از قفس پرید (1975)، تلالو (1980)
فیلمهای مطرح: چند قطعه آسان (1971)، حرفه خبرنگار (1975)، پستچی دوبار زنگ میزند (1979)، پتمن (1989)، بهترین شکل ممکن (1996)
هشت: پل نیومن : در دهه 50 به عنوان جانشین جیمز دین جوانمرگ ظاهر شد. در نقش جوان معترض احساساتی منزوی اما به سرعت نشان داد که تواناییهای فراتری از آن بازیگر فقید را در چنته دارد. بدون آن حس خوددلسوزی آزارنده جیمز دین. او به سادگی در نقشهایش میلغزید و به راحتی توانست در قالب کلاسیک بازیگران هالیوود جای بگیرد. او از آن دسته بازیگرانی است که در یادآوری فیلمها و شخصیتهایی که بازی کرده ناخودآگاه لبخندی بر صورتتان مینشیند. او در دهه 60 ستاره بیرقیب سینمای جهان بود. شهرت او در دهه 70 رو به زوال رفت و در دهه 80 (به رغم بردن یک اسکار) خاموش شد.
بهترین فیلمها: گربه روی شیروانی داغ (1958)، بیلیاردباز (1961)، لوک خوش دست (1967)
فیلمهای مطرح: هاد (1963)، مرد (1966)، بوچ کسیدی و ساندنس کید (1969)، نیش (1973)
9 : هنری فاندا : یکی دیگر از بلندقامتانی که در دهه 30 در سینمای آمریکا درخشیدند (گرانت، استوارت، کوپر و جان وین نیز همگی از قدی بالای 185 برخوردار بودند) در چهره او نوعی رمانتیسیسم ویکتوریایی موج میزد اما به سرعت نشان داد که در عرصه کمدی نیز بازیگر مطرحی است. فاندا از 1935 بازیگری را آغاز کرد و در سال 1981 در آخرین فیلمش یعنی برکه طلایی ظاهر شد. 46 سال بازی و جالب آنکه برای آخرین فیلمش بالاخره برنده اسکار شد. در این میان از اواخر دهه 40 تا نیمه دهه 50 به شوق بازی در تئاتر سینما را به طور موقت ترک کرد. او یکی از شمایلهای وقار عمیق مردانه در سینماست.
بهترین فیلمها: خوشههای خشم (1940)، لیدی ایو (1941)، کلمنتاین عزیزم (1946)، 12 مرد خشمگین (1958)
فیلمهای مطرح: تنها یک بار زندگی میکنی (1937)، آقای لینکلن جوان (1939)، مرد عوضی (1957)، روزی روزگاری در غرب (1969)
10: همفری بوگارت : بوگارت جدا از ظرفیتهای بازیگریاش بیشتر به عنوان یک شمایل در سینما حضور دارد. نمایشی عینی از کلبی مسلکی، تلخ اندیشی، وارستگی اخلاقی و در ترکیب با یک زبان گزنده و نیشخندهای ملایم. او در دهه 30 با سینمای گانگستری شروع کرد اما در دهه 40 در زمان اوجگیری سینمای سیاه به عنوان چهره اصلی این نوع سینما مشهور شد. نمیتوان ارزیابی دقیقی از تواناییهای او به عنوان یک بازیگر انجام داد. افسانه پیرامون او چنان با واقعیت ترکیب شده که سخت است بوگارت حقیقی را تشخیص داد. مرگ او در سن 58 سالگی این افسانه را تشدید کرد.
بهترین فیلمها: شاهین مالت (1941)، کازابلانکا (1942)، خوب ابدی (1946)، در مکانی خلوت (1950)
فیلمهای مطرح: سی یرای مرتفع (1940)، داشتن و نداشتن (1944)، گنجهای سی یرا مادره (1948)، قایق آفریکن کویین (1951)



