روزنامه هفت صبح| «سیامک احصایی» که بیشتر بهعنوان طراح صحنه شناخته میشود، دانشآموخته نقاشی از دانشگاه کلیولند اوهایو آمریکاست. وی که سابقهای طولانی در طراحی صحنههای تئاتر و فیلمهای سینمایی دارد در تجربه خود از کارگردانی تئاتر سراغ متنی از «محمد چرمشیر» رفته. متنی که برای فهم بیشتر آن نیاز به آشنایی با سهگانه سوفوکل، یعنی «ادیپ شهریار»، «ادیپ در کولونوس» و «آنتیگونه» است.
ادیپ شاه با وجود فرار از سرنوشتی که برایش مقدر شده است، باز هم در مسیر آن قرار میگیرد، پدر را میکشد، همسر مادرش میشود و فرزندانی نیز به دنیا میآورد. پس از اطلاع از این سرنوشت، مادر، خودش را کشته و ادیپ خود را کور میکند، اما مدتها با تبعید این شاهِ گناهکار از تب موافقت نمیشود. او در روزهای پیری و کوری روانه تبعید میگردد و در این راه دخترش، آنتیگونه، او را همراهی میکند. دختر دیگرش، ایسمنه، در تب میماند و آنتیگونه شروع به نوشتن نامههایی به تب میکند تا به دست خواهرش برسد.
متنی که محمد چرمشیر نوشته، دربرگیرنده این سه نمایشنامه مهم و در میانه آنها قرار میگیرد. اجرای «سیامک احصایی» از متن چرمشیر، بهشدت تصویری و زیباست. صحنه با خاکی که به قول کارگردان از کویر مرنجاب به تماشاخانه منتقل شده است، پوشیده شده. خاکی که از کویر آمده و قرار است بیحاصلی این زندگی را نشان دهد، خاکی که در آن هیچ گیاهی نمیروید و زندگیای که در آن هیچکس سامانی نمییابد.
متن چرمشیر متشکل از دو کاراکتر است، یک خواهر و برادر اما کارگردان در اجرای خود از این متن، از عنصر تکثیر استفاده کرده است؛ او آنتیگونه را تکثیر میکند و برادر را نیز. تنها ادیپ تکثیر نمیشود، ادیپی که چشمهای نابینایش زیر تاجی عجیب پنهان شده، سرخی لباسش چشم مخاطب را به سوی او میبرد و سرگردانیاش همراه با تخت شاهیاش از این سوی صحنه به سوی دیگر حرکت میکند.
صحنهای پر از خاکِ کویر و نامههایی که با اتفاقی چون انفجار به روی صحنه میبارند و البته کاراکترهایی که خاکیِ لباسشان با صحنه یکی شده است. تمام این عناصر، فضایی وهمآلود و کابوسوار ساخته و شنزاری که در آن همه چیز پنهان شده است، همه چیز از اشیا و اشباح گرفته تا سرنوشت.
کاراکترهای تکثیرشونده این نمایش در طی آیینی منتظر مرگ ادیپ هستند، ادیپی که در زیر تاج رازآلود خود درد میکشد از سرنوشتی که گریزی از آن نبوده است. «نامههایی به تب» نمایشی از تیرهبختی و رنج خانوادگیِ ادیپ و فرزندانش از زبان آنتیگونه است که در قالب نامههایی به خواهرش در تب روایت میشود و نویسنده تمام تمرکز خود را بر روی این مهم گذاشته است.
چرمشیر در روایت خود، هر آنچه متعلق به فضای بیرون از این خانواده است را حذف کرده و احصایی در اجرای خود تمام این رنجها را بر روی نامههایي که کل صحنه را در بر میگیرد به تصویر کشیده است. فیلمتئاتر «نامههایی به تب» اثری است که با وجود غیاب اجباری عنصر اصلی تئاتر یعنی زنده بودن، باز هم میتواند زیبایی صحنه ساخته شده توسط کارگردان را به خوبی به مخاطب نشان داده و از رنجی سخن بگوید که چندین نسل یک خانواده را در برگرفته و از تقدیری حرف بزند که از آن راه گریزی نیست.
نویسنده: محمد چرمشیر
کارگردان: سیامک احصایی
بازیگران: فاطمه معتمدآریا/ شبنم مقدمی/ احمد ساعتچیان/ علیرضا محمدی/ پانتهآ پناهیها/ محمدرضا حسینزاده/ عاطفه تهرانی/ مریم شیرازی/ آنکیدو دارش



