‌روزنامه هفت صبح، علی ملاصالحی| ‌یک پسر نوجوان بی‌گناه توسط پلیس فرانسه کشته می‌شود و تصاویر مربوط به این صحنه که با موبایل ضبط شده، به سراسر کشور مخابره می‌گردد. مقتول سه برادر دارد؛ اول عبدل که نظامی است، دوم کریم نوجوان و سوم مختار که یک قاچاقچی مواد است. هر کدام به شکلی به فوت برادر کوچکترشان واکنش نشان می‌دهند.

این روایت «آتنا» ساخته رومن گاوراس پسر فیلمساز مشهور فرانسوی-یونانی کوستا گاوراس است که اولین بار در جشنواره ونیز سال گذشته در بخش مسابقه به نمایش درآمد.«آتنا» فیلمی است که در این روزها تماشایش را می‌توان به افراد زیادی توصیه کرد. فیلم روایت آشوب در یکی از محله‌های مسلمان‌نشین فرانسه است و چهره‌ای از حومه پاریس به ما نشان می‌دهد که در کمتر فیلمی دیده‌ایم: پاریسی پر از آشوب و نیروهای ضدشورش و خشم فروخورده نوجوانان و جوانانی که حس می‌کنند بخشی از فرانسه نیستند.

نسلی که تبعیض و نژادپرستی را مخصوصا علیه مسلمانان در این کشور تجربه کرده‌اند و به دولت اعتمادی ندارند. در روایت فیلم سه برادر هرکدام با نقطه نگاه متفاوتی به مرگ برادر کوچکشان واکنش نشان می‌دهند. عبدل (با بازی دالی بن‌صلاح) سرباز ارتش فرانسه است که به‌تازگی از ماموریتی در الجزایر آمده و از سوی مسئولان برای دعوت به آرامش و حضور در مقابل دوربین انتخاب می‌شود.

کریم (سامی سلیمانه) اما این حرف‌ها را باور نمی‌کند و رهبر یک آشوب در منطقه می‌شود، کلانتری را از اسلحه خالی می‌کند، با همکاری بقیه اهالی منطقه آتنا را می‌بندد و با گروگان گرفتن یک پلیس، درخواست تحویل قاتلان برادرش را دارد. مختار (اوسینی امبارک) هم که آتنا مرکز پخش مواد مخدرش است، با وحشت از حضور دائم پلیس در آتنا به‌دنبال خالی کردن محموله‌هایش با کمک پلیس‌های فاسد فرانسوی است، اما جریانی که برادرش راه انداخته مدام مزاحمش می‌شود.

داستان فیلم گاوراس تنها دلیل تماشایش نیست؛ اگر از دنیای اکشن‌های هالیوودی خسته شده‌اید و به‌دنبال اثری دیدنی با جلوه‌های بصری واقعی و کارگردانی تروتمیز هستید، «آتنا» یکی از بلندپروازانه‌ترین تولیدات این سال‌هاست. فیلم پر است از صحنه‌های حیرت‌آوری از برخوردهای خیابانی که هرگز در سینما نمونه آن را ندیده‌اید.

فیلمی پر از برداشت‌های بلند و کات‌های مخفی که شما را به دل درگیری می‌برد و ترسی هم ندارد از مواد منفجره و آتشی که دائم از زمین و آسمان بر سر کاراکترها و دوربین نزدیک به آن می‌ریزد. گاوراس که کار خود را با ساختن موزیک‌ویدئو شروع کرده، تسلط بصری کاملی در نمایش اتفاقات دارد که شما را همیشه در اوج هیجان نگه می‌دارد.

شاید «آتنا» به معنی کلاسیک یک فیلم اکشن نباشد اما صحنه‌های هیجان‌انگیز آن از‌جمله محاصره‌ نیرو‌ها و آتش‌افروزی توسط کریم، شاید از هر صحنه پر از جلوه‌های ویژه کامپیوتری در سری فیلم‌های «سریع و خشن» یا «ترنسفورمر‌ها» در سال‌های اخیر دیدنی‌تر است.
در کنار دستاورد بصری، فضاسازی درست هم یکی دیگر از امتیازات فیلم است.

شاید به این خاطر که فیلم واقعا در یک مجتمع ساختمانی حومه پاریس و با کمک ساکنان محل ساخته شده، آن هم در مجموعه‌ای که قرار است به‌زودی نابود شود. جزئیاتی مثل اقامه نماز جماعت، تاثیر امام جماعت بر افراد و حتی حضور یک عضو داعش (به‌نام سباستین) که در این مجتمع پناه گرفته، تصویری ملموس و متفاوت از مسلمانان جداافتاده در دنیای غرب را به نمایش می‌گذارد.

از نظر فنی و اجرا، کمتر کسی می‌تواند به «آتنا» ایراد بگیرد. بزرگ‌ترین مشکلی که خیلی از تماشاگران با فیلم پیدا کرده‌اند، مربوط به پایان‌بندی آن است. مخصوصا که کوستا گاوراس یکی از مشهورترین فیلمسازان سیاسی چپ تاریخ بوده و با شاهکارهایی مثل «زد»، «حکومت نظامی» و «گمشده» همواره نگاه تندی به اقتدارگرایی داشته است، چه در اروپا و چه در آمریکای جنوبی. اما انگار فرزندش خواسته مسیری مجزا از پدر را برای خود ایجاد کند و نگاه سیاسی کاملا متفاوتی را به فیلم تزریق نماید.

تماشای فیلمی درباره رویدادهای شهری ملتهب در نقطه دیگری از کره زمین، می‌تواند تفاسیر متفاوتی را به همراه داشته باشد. «آتنا» نفسگیر و تماشایی است و اگر پایان بهتری داشت، قطعا می‌توانست یکی از بهترین فیلم‌های سال باشد، اما حالا حداقل نوید حضور آقازاده سینمایی بااستعداد و تازه‌واردی را در سینمای فرانسه می‌دهد که شاید بتواند میراث گاوراس‌ را برای چندین و چند سال حفظ کند و حتی ارتقا دهد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.