روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی | یک: فرانسوا تروفو درباره فیلم «خانم ناپدید میشود» گفته است: «بارها تصمیم گرفته¬ام این فیلم را با هدف بررسی فرآیند حرکت قطار و تدوین و جلوههای ویژه آن ببینم، ولی دوباره چنان محو داستان آن میشوم که مکانیک پشت فیلم اصلا یادم میرود!» این آخرین فیلم هیچکاک در انگلیس، از جمله تحسین شدهترین فیلمهای او هم هست و همیشه مورد تجلیل فراوان فیلمسازان و منتقدان فراوانی قرار گرفته است.
دو: زن جوانی به نام آیریس (مارگارت لاکوود) در قطار با پیرزنی به نام خانم فروی (می ویتی) آشنا میشود. اما کمی بعد خانم فروی ناپدید میشود. نه تنها هیچ ردی از او برجای نمانده بلکه همه مسافران قطار هم ادعا میکنند چنین مسافری اصلا در قطار وجود نداشته است. آیریس که به سلامت عقل خود شک کرده، با همکاری مردی به نام گیلبرت (مایکل ردگریو) جستجوی خود را ادامه میدهند و متوجه میشوند خانم فروی در اصل یک جاسوس انگلیسی بوده و قرار است در این قطار به قتل برسد. حال وظیفه آنها، نجات اوست.
سه: هیچکاک وقتی این فیلم را میساخت، هنوز چهل سالش هم نشده بود. اما تمام عناصر و در واقع، شناسنامه کارهای او در این فیلم دیده میشود؛ از تعلیق و غافلگیری گرفته تا مک¬گافین و البته طنز هوشمندانه همیشگی او. هیچکاک با همین فیلم بار خودش را بست و به هالیوود رفت و برای همیشه آنجا مشغول فیلمسازی شد. اما با دیدن «خانم ناپدید میشود» میتوانیم بپذیریم که فیلمهای انگلیسی استاد مزه دیگری داشتند و کاش او کمی بیشتر در زادگاه خود فیلم میساخت. مهمترین ویژگی فیلم، طنز بریتانیایی هوشمندانه آن است که در فیلمهای آمریکایی هیچکاک به سختی پیدا می¬شود. انگلیسی زبانها مثلی بین خودشان دارند و میگویند کمدی آمریکایی تلاش میکند بامزه باشد، اما کمدی انگلیسی ذاتا بامزه است. و این چیزی است که در این فیلم به زیبایی دیده می¬شود.
چهار: فیلم را ابتدا قرار بود روی ویلیام نیل کارگردانی کند. اما عوامل فیلم با پلیس یوگسلاوی به مشکل خوردند و فیلمبرداری متوقف شد. کارگردان هم کار را رها کرد و رفت و هیچکاک به پروژه اضافه شد. هیچکاک طبق معمول تغییرات زیادی در فیلمنامه اعمال کرد. در واقع بخش زیادی از فیلمنامه طی بازنویسی تغییر کرد. چارترز و کالدیکت، دو شخصیت انگلیسی بامزهای که دغدغه اطلاع از نتایج مسابقات کریکت را دارند هم از جمله ایدههای خود هیچکاک بودند. این دو شخصیت فوقالعاده مشهور شدند و حتی خیلیها آنها را معروفترین زوج کمدی تاریخ سینمای بریتانیا میدانند.
پنج: یکی از بخشهای تماشایی فیلم مربوط به فصلی است که همه مسافرین قطار ادعا میکنند اصلا زنی به نام خانم فروی در قطار وجود نداشته است. کمکم خود آیریس هم دچار تردید میشود که شاید خیالاتی شده است. به تدریج مخاطب هم همراه با آیریس دچار شک میشود و تشخیص واقعیت و خیال برایش سخت میشود. رابرت اشونتکه هم در فیلم 2005 خود به نام «نقشه پرواز» از این تمهید به خوبی استفاده میکند. در آن فیلم هم کایل پرت با بازی جودی فاستر همراه با دختر خود وارد هواپیما میشود، اما دخترش ناپدید می¬شود و همه مسافرین ادعا میکنند او اصلا دختری با خود نداشته است.
نکته جالب این است که در هر دو فیلم یک عامل قهرمان را مطمئن میکند که فکر و خیالی در کار نیست و شخصیتی که او دنبالش میگردد واقعا گم شده است؛ نقشی که روی شیشه بخار گرفته کشیده میشود. در «نقشه پرواز» دختر کایل یک قلب روی شیشه میکشد و در «خانم ناپدید میشود»، خانم فروی اسم خود را روی شیشه مینویسد. این تنها سندی است که قهرمان را از پاپوشی که دوخته شده نجات میدهد.
شش: خود هیچکاک بعدا در مصاحبهای گفته بود که این بخش فیلمنامه با الهام از داستان یک زن انگلیسی ساخته شده است که در پاریس دهه 1880 در هتلی مریض میشود. دخترش به دنبال دارو میرود و وقتی برمیگردد، میبیند هیچ اثری از مادرش نیست و کارکنان هتل وجود آن را انکار میکنند. البته گویا علت اصلی آن این بوده که زن طاعون داشته و کارکنان هتل میدانستند، اگر این خبر پخش شود، کل پاریس خالی میشود. به همین دلیل کلا صورت مسئله را پاک کردهاند.
هفت: یکی از ویژگیهای فیلمهای هیچکاک این است که در آن¬ها ماجرا زیاد رخ میدهد. یعنی ما همراه با قهرمان مجموعهای از اتفاقات متنوع و غیرقابل پیشبینی را پشت سر میگذاریم، به حدی که بعد از مدتی اصلا فراموش میکنیم داستان چگونه آغاز شد. شاید همین باعث شده که فیلمهای هیچکاک تاریخ انقضایی نداشته باشند و با گذشت چندین دهه، همچنان اینقدر میخکوبکننده باقی بمانند. در «خانم ناپدید میشود» هم این اصل هنرمندانه رعایت میشود.
فیلم اصلا با دو قهرمان دیگر در هتلی گیر کرده در برف و بوران شروع میشود. اما کمی بعد قهرمان خود را عوض میکند، وارد قطار میشود و کلی شخصیت تماشایی و تازه معرفی میکند. هر وقت صحبت از مک گافین در فیلمهای هیچکاک میشود، همه از فیلم «روانی» او یاد میکنند. اما باید اعتراف کرد مک گافین «خانم ناپدید میشود» نه تنها چیزی از «روانی» ندارد، بلکه حتی می¬توان گفت یک سرو گردن بالاتر است.
ابتدا تصور میشود کل داستان فیلم قرار است در هتل و با مسافرانی بگذرد که به خاطر بهمن آنجا گیر افتادهاند. هیچکاک هم با هنرمندی همه شخصیتهای خود را در همان هتل معرفی میکند تا این فرضیه تقویت شود. اما نیم ساعت از فیلم نگذشته که هتل و ماجراهایش را رها میکنیم و به کلی وارد اتفاقات تازهای میشویم و اصلا فراموش میکنیم نیم ساعت قبل منتظر چه چیزی بودیم.



