روزنامه هفت صبح| نامه فوتبالی سهراب سپهری: سهراب سپهری اهل فوتبال بوده، خیلی از پنجشنبه‌ها و جمعه‌هایش در امجدیه می‌گذشته، نشریات ورزشی را به دقت می‌خوانده و جریان فوتبال ایران و جهان را دنبال می‌کرده است. این شاعر نامه‌ای را در اوایل دهه ۱۳۵۰ برای مجله «کیهان ورزشی» نوشته که حاوی نکته‌های جالبی است و وجهی دیگر و کمتر شناخته‌شده از علایق و روحیات او را به دوستدارانش نشان می‌دهد.

در بخش‌هایی از این نامه آمده: «مفسرین ورزشی که زیر جایگاه امجدیه می‌نشینند، تا آنجا که ما دیده‌ایم، کمتر به جریان بازی توجه دارند. حرف می‌زنند، شوخی می‌کنند، می‌خندند. تفسیر و گزارش آنان تا چه میزان می‌تواند دقیق باشد؟ چرا هیچ وقت کار یک داور را بررسی نمی‌کنید و همه جنبه‌های خوب و بد آن را باز نمی‌نمایید؟ مگر انتقاد درست داوری مجاز نیست؟ چه کسی باید داور را به خوب و بدش آگاه کند؟ اگر باز نمودن لغزش‌های یک داور اعتقاد مردم را نسبت به او سست می‌کند، چه بهتر که این اعتقاد سستی گیرد.

چرا باید مردم به داور بد، اعتقاد بی‌جهت داشته باشند؟ اما جنبه مثبت قضیه را هم در نظر باید گرفت. شاید انتقاد اصولی شما مددکار داور بود و قدرت داوری‌اش را فزونی دهد، همیشه این تماشاگران نیستند که در سر راه داوری خوب، سنگ می‌اندازند. مگر همین داور مسابقه تاج - عقاب، اعصاب همه ما را در امجدیه به بازی نگرفت. از شما می‌پرسم، اگر همین داور باز هم داوری یک مسابقه را به‌عهده بگیرد و سطح داوری‌اش همان باشد، واکنش کیهان ورزشی چه خواهد بود؟»

عشق ممنوع؟!
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، علیرضا کرمانی، پژوهشگر مطالعات کودکی، در نشست «نسل معترض، صدای نوجوان امروز» که عصر پنجشنبه گذشته در محل انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برگزار شد، در سخنانی گفت: «هیجان‌خواهی، تلاش برای جذب در گروه‌های همان و سعی برای عبور از کودکی و کسب هویت بزرگسالی از مهم‌ترین ویژگی‌های این گروه که می‌توان آن را «نسل ایکس» نامید به شمار می‌رود.»

زمانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که ما در تمام این سال‌ها فاقد نهادهای نوجوانی بوده‌ایم و نوجوانی به کودکی تقلیل پیدا کرده، اضافه کرد: ساختار کنترلی آموزش در مدارس، محتوای کتاب‌هایی که همواره از سوی دانش‌آموزان با مقاومت روبه‌روست، خشونت نرم محتوایی که سنخیتی با شخصیت نوجوان ندارد، سیاست «عشق ممنوع» در داستان‌ها و نبودِ شعر مناسب با این سن و توسعه‌نیافتگی اقتصادی و ناامیدی نسبت به آینده از عوامل قابل توجه درخصوص نسل نوجوان است.

علیرضا کرمانی در این نشست ضمن پرداختن به یافته‌های پیمایش «اینترنت و کودکان» که سال ۱۳۹۹ به سفارش یونسکو انجام شده، عنوان کرد: «۹۰درصد جامعه آماری این پیمایش شامل ۴۵۰۰ نفر افراد بین ۱۳ تا ۱۷سال از 10سالگی شروع به استفاده از اینترنت کرده‌اند. حدود ۸۰درصد این عده تجارب خوشی از سپری‌کردن اوقات خود با اینترنت دارند، تقریباً ۸۶درصد آنان به محتوای اینترنت اعتماد دارند و آن را معتبر می‌دانند و ۸۰ درصد آنان به میزان زیادی در استفاده از اینترنت به والدین خود کمک می‌کنند.»

کاموی عاشق فوتبال
کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در الجزایر فرانسه متولد شد. او اگرچه به‌خاطر فعالیت ادبی‌اش مشهور است، اما گفته است «همه آنچه را که مطمئناً در مورد اخلاق و تعهدات می‌دانم، مدیون فوتبال هستم.» آلبر کامو در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ به‌عنوان دروازه‌بان برای تیم نوجوانان آنجا بازی کرد. او اگرچه از فوتبال لذت می‌برد، بعدها به یکی از دوستانش گفت بود که بدون تردید، تئاتر را به فوتبال ترجیح می‌دهد. اما ابتلا به سل در ۱۷سالگی، دوران ورزشی او نیز با پایان این دوره تحصیلی‌اش به اتمام رسید.

کامو در جایی از زمان حضورش در دروازه گفته: «یاد گرفتم که توپ هرگز آن‌طور که انتظارش را دارید نمی‌آید. این به من در زندگی کمک زیادی کرد.» شاید این پرسش پیش بیاید که چرا آلبر کامو دروازه‌بان شد؟ ادواردو گالئانو، نویسنده اروگوئه‌ای گفته کامو نمی‌خواسته کفش‌هایش خراب شود، برای همین دروازه‌بان شد تا زیاد ندود. هربرت لوتمن، نویسنده بیوگرافی آلبر کامو هم نوشته که او در بچگی آنقدر نحیف و کوچک بوده که هم‌تیمی‌هایش برای محافظت، او را درون دروازه می‌گذاشتند.

پاتریک مک‌کارتی، نویسنده کتاب «کامو: بیگانه»، نیز بُعد دلاورانه دروازه‌بانی را که داوطلبانه و بیگانه است به این برنده نوبل مربوط دانسته چون نسبت به هر بازیکن دیگری کمتر جزیی از تیم است و گفته «احتمالا کامو هم از همین خوشش آمده». اما روژه گرنیه، نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی دلیل دیگری دارد: «شاید چون دروازه آدم را یاد صحنه می‌اندازد و دروازه‌بان توی آن احساس می‌کند که مثل هنرپیشه است.»

اسدالله حبیب درگذشت
اسدالله حبیب، نویسنده، شاعر و استاد ادبیات فارسی دانشگاه کابل و بیدل‌شناس در ۸۱ سالگی در هامبورگ آلمان درگذشت. به گزارش ایسنا، خانه ادبیات افغانستان با اعلام این خبر نوشته است: «اسدالله حبیب، نویسنده، پژوهشگر، داستان‌نویس و بیدل‌پژوه، یکی از استوانه‌های گران‌سنگ زبان و ادب فارسی از میان ما رخت برکشید. در زمانه یورش به کیان فرهنگ و ادب فارسی، نامش، زنده و راهش، الگوی ماست.» او روز گذشته (چهارم آذر/ قوس ۱۴۰۱خورشیدی) مطابق با ۲۵ نوامبر ۲۰۲۲ میلادی در ۸۱سالگی در آلمان از دنیا رفت. اسدالله حبیب متولد ۱۳۲۰، در شهر کابل بود.

او دوره مکتب را در ولایت فاریاب افغانستان سپری کرد و دوره لیسانس را در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل و دوره دکتری را در انستیتو زبان‌های شرقی دانشگاه مسکو خواند. پس از پایان تحصیل به کابل برگشت و استاد دانشکده ادبیات دانشگاه کابل شد. سال‌ها در این سمت فعالیت کرد. او علاوه بر استادی در دانشگاه کابل، مدتی سمت اتحادیه نویسندگان افغانستان و ریاست دانشگاه کابل را نیز برعهده داشت.

همچنین عضو آکادمی علوم افغانستان نیز بود. حبیب یکی از بیدل‌شناسان و ادبیات‌شناسان شناخته شده افغانستان بود و آثار پژوهشی زیادی در این عرصه از خود برجای گذاشته است. زنده‌یاد حبیب عضو حزب دموکراتیک خلق افغانستان نیز بود. او بعد از شروع جنگ‌های داخلی در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه 70، راه مهاجرت را در پیش گرفت و تا پایان عمر در آلمان زیست. «وداع با تاریکی»، «آتش در نارنج‌زار»، «سه‌ مزدور»، «آخرین آرزو» و… از جمله آثار اوست.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.