روزنامه هفت صبح| «مارتین مکدونا» را میتوان یکی از بهترین نمایشنامهنویسان دنیا دانست که نمایشنامههای او سالانه در سراسر دنیا به روی صحنه میرود. سبک نوشتاری و موضوعات مدنظرِ وی در ایران نیز طرفداران زیادی دارد و بسیاری از نمایشنامههای این نویسنده ایرلندی به زبان فارسی ترجمه شده است. او همچنین در فیلمسازی نیز دست داشته و فیلمهایی از جمله «در بروژ» و «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» را کارگردانی کرده.
مکدونا شخصيتی آرام دارد، خشونتی در زندگیاش به خرج نداده و به قول خودش آدم خوشحالی است و این درست نقطه تضاد او با شخصیتهایی است که خلق میکند. در نوشتههای وی خشونتی پنهان نهفته است که طنزِ تنیده شده در نمایشنامه، بارِ این خشونت را کمی سبک میکند. نوشتههای مک دونا سرشار از شکنجههایی است که در جامعه عادی به نظر میرسد. در آثارش خون و خشونت عنصر جدا نشدنی است و شخصیتهایش بدبین و شکاکاند.
او جوایز زیادی را نیز در کارنامه دارد که از جمله آنها میتوان به جایزه لارنس الیویه برای نمایشنامه «مرد بالشی» اشاره کرد که بالاترین افتخار برای یک نمایشنامهنویس در بریتانیاست. نمایشنامه «مرد بالشی» داستان نویسندهای به نام کاتوریان را روایت میکند که به دلیل محتوای دلهرهآور داستانهای کوتاهش و شباهت آنها به قتل کودکانی که در محل زندگی او صورت گرفته، مورد بازجویی قرار میگیرد. داستان این نمایشنامه در کشوری بینام و نشان میگذرد که در آن خبری از عدالت، دادگاه و اجرای درست قانون نیست و بازجویان خود میتوانند حکم اعدام افراد را صادر و اجرا کنند.
«مرد بالشی» از خشونت نسبتا زیادی برخوردار است، داستان قتلها و چگونگی کشتن کودکانی که مشخص میشود کار برادر کاتوریان، مایکل است، خود میتواند مخاطب را بیازارد، اما آمیختن این حجم خشونت با طنز کلامی به فضایی متعادلتر منجر میشود. خشونتی که در این نمایشنامه جاری است در کودکیِ شخصیتهای اصلی نمایش، یعنی کاتوریان و مایکل ریشه دارد.
زمانی که کاتوریانِ چهارده ساله پدر و مادرش را میکشد تا دیگر برادرش مایکل را که از لحاظ ذهنی مشکل دارد، آزار ندهند. او شروع به نوشتن داستانهایی با محوریت مرگ و قتل کودکان میکند بیآنکه بداند در همان زمان مایکل در حال عملی کردن داستانهای اوست.
«محمد یعقوبی» و «آیدا کیخایی» در اجرای این نمایش از انیمیشن و نقاشی پخش شده بر پرده نیز استفاده میکنند تا دنیای نویسنده را از کودکی تا روزی که چهارصد اثر خلق کرده است، به تصویر بکشند.
نمایش بیشتر بر دیالوگ استوار است، اما نمیتوان نقش بازیها را نیز در آن نادیده گرفت. بازی «پیام دهکردی» در نقش توپلفسکی بسیار دلنشین و جذاب از کار در آمده است، شخصیتی که میتوان او را به نوعی مرکز پنهان خشونت نیز دانست. «نوید محمدزاده» نیز در نقش اریلِ عصبانی خوش نشسته و بازی «علی سرابی» در نقش مایکل نیز جذابیتهای خودش را دارد.
این نمایش دوبار در تماشاخانه ایرانشهر و فرهنگسرای ارسباران به روی صحنه رفته که در دومی «احمد ساعتچیان» به گروه اضافه و «احمد مهرانفر» از گروه کم شده است، اما فیلم تئاترِ آن با بازی مهرانفر موجود بوده و دیدنش میتواند برای مخاطب جذاب باشد.
نویسنده: مارتین مکدونا
کارگردان: محمد یعقوبی
آیدا کیخایی
بازیگران: پیام دهکردی
علی سرابی/ نوید محمدزاده
احمد مهرانفر



