روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| ‌سه کتاب ترجمه کرده: «بایگانی کودکان گم‌شده»، «خانه‌ای برای دو خانواده» و «مردی که پنجشنبه بود». شاید کم به نظر بیاید اما مترجمی است که با دقت و وسواس کار می‌کند. ضمن اینکه هر کتابی را برای ترجمه دست نمی‌گیرد. به انتخاب‌های او هم اگر دقت کنید، چنین رویکردی روشن است. به‌ویژه اینکه سراغ کتاب‌هایی می‌رود که مضامینی تازه برای مخاطبان فارسی‌زبان باشد. به عنوان مثال می‌شود به «بایگانی کودکان گم‌شده» اشاره کرد. نویسنده این کتاب، والریا لوئیزی متولد 1983 در مکزیک و ساکن ایالات متحده است.

او تاکنون موفق به دریافت چندین جایزه‌ بین‌المللی شده و آثارش نه تنها در نشریات معتبر دنیا همچون نیویورک تایمز، گرانتا، مکسوئینی، نیویورکر منتشر شده، بلکه به 20 زبان زنده دنیا هم ترجمه شده است. در سال 2014 «جایزه‌ پنج نویسنده‌ زیر سی‌وپنج سال» را از طرف بنیاد ملی کتاب از آن خود کرده و در سال 2019 برنده‌ کمک‌هزینه‌ تحصیلی مک‌آرتور بوده. از کتاب‌های دیگر در کارنامه ترجمه سلیمی‌نژاد، «خانه‌ای برای دو خانواده است». در این گفت‌وگو او درباره اهمیت این کتاب هم گفته. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو با این مترجم است درباره رشته‌ای که خوانده، مضامین آثاری که ترجمه کرده و علت گزیده‌کاری‌اش.

اهل کجا هستید خانم سلیمی‌نژاد؟
اهل تبریزم.

رشته تحصیلی‌تان چیست؟
رشته تحصیلی من کارشناسی علوم ‌آزمایشگاه و ارشد تغذیه بود، ولی به علت علاقه‌ای که از ابتدا به ترجمه داشتم، همچنان پی‌گیر، این حوزه را دنبال می‌کردم. چند سالی که مقیم انگلستان بودم، رفتم زبان خواندم و مدرک گرفتم. و بعد از برگشت به ایران هم ارشد مترجمی خواندم؛ و دوره ویراستاری گذراندم.

پس کارشناسی ارشد مترجمی زبان هستید. چطور شد سراغ ترجمه کتاب «بایگانی کودکان گمشده» رفتید؟
روزهای آغازین همه‌گیری کرونا بود که از طریق آقای سعید کلاتی با این کتاب آشنا شدم. فکر کنم حتما ایشان را بشناسید.

بله، مترجم بسیار خوبی هستند و گفت‌وگوهایی هم در نشریات مختلف با ایشان انجام داده‌ام.
بله. همین‌طور است. ایشان که آن زمان دبیر ادبی نشر «تداعی» بودند، می‌دانستند که من مایلم کتابی را ترجمه کنم که ارزش ترجمه کردن داشته باشد. به همین دلیل این کتاب را برایم فرستادند. وقتی خواندم، بی‌نهایت تحت تأثیر داستان این کتاب قرار گرفتم. به نظرم کتاب ارزشمند و مهمی بود و برای همین شروع کردم به ترجمه. اولین نفری هم بودم که ترجمه این کتاب را شروع کردم.

پس شما اولین نفر بودید؟ چون دو سه ترجمه دیگر هم از این کتاب دیده‌ام.
بله، من اولین نفر بودم، اما متأسفانه در آن زمان نشر ما‌ درگیر مشکلاتی بود و بعد از اینکه ترجمه‌ام را تحویل دادم، تا مدت‌ها کتاب چاپ نشد. در واقع با اینکه اولین ترجمه بود متأسفانه بعد از ترجمه‌های دیگر چاپ شد.

کتابی است که بسیار مضمون قابل توجهی دارد. اگر موافق باشید برای مخاطبان بگویید درباره چیست.
داستان درباره زوجی است با اصلیت مکزیکی که ساکن آمریکا هستند. سه راوی دارد. قسمت اول کتاب، خاطرات نوشتاری راوی اول‌شخص زن است؛ خانمی روزنامه‌نگار که این قسمت را بر اساس مشاهدات و تجربیات شخصی‌اش می‌نویسد. این خانم برای کمک به خانواده‌ای از مهاجران مکزیکی، مدتی به عنوان مترجم آن‌ها کار می‌کرده.

البته این نکته را بگویم که خود نویسنده یعنی والریا لوئیزی مکزیکی‌الاصل هم مدتی به عنوان خبرنگار در مرز آمریکا و مکزیک کار می‌کرده و این اولین کتابی است که به زبان انگلیسی نوشته. در واقع از تجارب و مشاهدات خودش برای نوشتن این کتاب استفاده کرده. قسمت دوم داستان، روایت گفتاری پسر خانواده است؛ پسربچه‌ای ده یازده ساله که خاطرات مشترک‌شان را‌ برای خواهر ناتنی‌اش نقل و ضبط کرده. به همین دلیل لحن این قسمت، کودکانه و گفتاری است و با لحن قسمت اول که نوشتاری است، تفاوت دارد. قسمت‌هایی هم در کتاب وجود دارد که سوگ‌نامه‌اند؛ سوگ‌نامه‌ اول تا هجدهم.

این‌ها متن‌هایی ادبی‌اند که گه‌گاه از آثار برجسته ادبی دنیا برگرفته شده‌اند. در واقع تمثیل‌ها و تلمیح‌هایی هستند از آثاری با تم مهاجرت. این سوگ‌نامه‌ها را می‌توان الهام‌گرفته از کانتوی اول و سوم ازرا پاوند نامید که به دلیل پیچیدگی و دشواری اشعار تا به حال ترجمه نشده بود. خود کانتوی اول هم با الهام از سرود یازدهم «ادیسه»ی هومر سروده شده. حتی در محاوره‌های شخصیت‌های داستان گاهی اشارات و الهاماتی از آن آثار می‌بینید.

من هم سعی کردم سوگ‌نامه‌ها را با لحن ادبی و حفظ ساختار شاعرانه آن ترجمه کنم. همچنین نویسنده از آثار سایر نویسندگان نامی مثل ویرجینیا ولف، فاکنر، ویلیام گلدینگ، جک کرواک و… در نگارش این کتاب بهره برده. پس با توجه به توضیحاتی که داده شد، این کتاب در بخش‌های مختلف، سه لحن متفاوت دارد.

پس مقداری متفاوت بوده با آثار دیگری که ترجمه کرده‌اید؛ مثلا کتابی نظیر «خانه‌ای برای دو خانواده». قبل از این بپرسم چند ترجمه دارید؟
واقعیتش چون من یک مقدار گزیده‌کارهستم، تا به حال، تنها، سه اثر را ترجمه کرده‌ام.

«بایگانی کودکان گمشده»، «خانه‌ای برای دو خانواده» و «مردی که پنجشنبه بود».
بله.

«خانه‌ای برای دو خانواده» اولین کارتان بود؟
بله. این کتاب را هم به پیشنهاد آقای کلاتی که آن زمان دبیر ادبی نشر «هیرمند» بودند، ترجمه کردم.

چه سالی منتشر شد؟
1399. این کتاب، رمانی خانوادگی است از نویسنده‌ای آمریکایی. کلیت آن هم درباره آداب و رسوم خانواده‌های یهودی ساکن آمریکاست. مثلا درباره مراسم و اعیاد مذهبی‌شان، غذاهای سنتی‌‌شان و… در این کتاب فراوان آمده. من هم تلاش کرده‌ام در پانوشت‌ها، این مراسم را برای خوانندگان به‌طور کامل توضیح بدهم.

یک مینی‌سریالی هم چند سال پیش اکران شد به نام «آن‌ارتدوکس»‌ (که به اسم « سنت‌گریز» یا «غیر ارتدوکس» ترجمه شد)، به همین موضوع می‌پرداخت. دیده‌اید؟
بله. در واقع این کتاب داستانی خانوادگی است درباره دو خانواده یهودی و ویژگی مهم این رمان، پرداختن به سنت‌های زندگی یهودیان در جامعه آمریکاست.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.