روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| سارا بهرامي نقشهایی کوتاه در چند فیلم بازی کرد تا اينكه با پيشنهاد جليل سامان براي سريال پروانه مواجه شد. او در اين سريال خوش درخشيد و مخاطبان زيادي با چهره و نامش آشنا شدند. پردهنشین دیگر سریال موفق اوست که سال 93 روی آنتن رفت.
بهرامی سال 95 در «ایتالیا ایتالیا» به عنوان جدیترین تجربه سینمایی خود حضور یافت اما درخشش واقعی او در سینما به یک سال بعد و فیلم دارکوب برمیگردد که برای آن سیمرغ جشنواره فجر را بهدست آورد. بهرامي كمي بعد در كمدي هزارپا بازي كرد؛ بازي قابل قبولي ارائه داد و موفقيتش تداوم يافت. سارا بهرامي بازيگر پركاري است كه همزمان در سينما، تئاتر و سريالهاي خانگي حضور دارد اما بهرهای که باید از سریالهای خانگی به دست نیاورده است.
مورد اول| خونسرد
تازهترین سریالی است که سارا بهرامی در آن بازی کرده و در قسمتهای جدید «خونسرد» نقش او پررنگ شده است. این سریال داستان یک دکتر (امیر آقایی) است که میخواهد یکتنه به مصاف «آدم بدها» برود. کاراکتر بهرامی تعقیبش میکند و دکتر او را مزاحم خود میداند… ورود بهرامی به زندگی دکتر توام با ویژگیهایی است که از شخصیتهای فمفتال (اغواگر) سراغ داریم. با این حال به چند دلیل این رفتارها به کمک کاراکتر نیامده تا جایی که میتوان گفت تبدیل به یکی از نقاط ضعف «خونسرد» شده است.
دلیل اصلی به نوع رفتار و گفتار تصنعی بازیگر برمیگردد که مخاطب نمیتواند با انگیزههای کاراکتر ارتباط برقرار کند. شاید گفته شود چون همه ماجرا یک نقشه بوده، بهرامی فاصلهای میان آنچه باید باشد و آنچه هست، انداخته. این استدلال پذیرفتنی نیست چون مخاطب به عنوان ناظر، چیزی از نقشه قبلی نمیداند و باید مثل شخصیت دکتر تحت تاثیر قرار بگیرد. نه مخاطب و نه دکتر اما نمیتوانند شخصیت را بپذیرند.
مورد دوم|درمانگر
سریال کوتاه «درمانگر» چندی پیش عرضه شد و توانست توجه طیف زیادی از مخاطبان را به خود جلب کند. بهرامی در این سریال نقش یک زن بیمار و روانپریش را بازی میکند که سرگذشت او به شکل معمایی روایت میشود. حیف که سریال کوتاه بود و نام «درمانگر» سر زبانها نیفتاد. اگر چنین میشد، سارا بهرامی هم بهرهای کامل از این سریال میبرد و مثل بسیاری از ستارههای زن، طعم تحسین و «دیده شدن» توسط یک سریال را میچشید.
مورد سوم| حرفهای
سال پیش سریال حرفهای در شبکه خانگی توزیع شد که همه شرایط برای دیده شدن سارا بهرامی در آن فراهم بود. قصه با محوریت سیروان خسروی پیش میرفت که بهطور حرفهای آدم میکشت و کسی نمیدانست هدفش چیست. در نهایت مشخص شد پشت این همه جنایت، زنی قرار دارد که بهرامی نقش او را بازی میکرد. او تا زمانی که ماجرا لو نرفته بود، در قامت بانویی مهربان حاضر شد و در قسمتهای آخر رویی دیگر از خود را نشان داد. حرفهای اما نام بهرامی را سر زبانها نینداخت و بازیاش بعد از پایان سریال به فراموشی سپرده شد.
مورد چهارم| کرگدن
«چند جوان، به واسطه مهارتهایشان وارد چالش آدرنالین میشوند و این سرآغاز رفاقت میان آنهاست، فارغ از اینکه چالش آدرنالین از طرف یک مافیای بزرگ و پرقدرت طراحی شده است و ماجراهای غیرقابل پیشبینی را رقم میزنند.» این خلاصه داستان را نوشتیم تا ماجرای کرگدن را به یاد آورید. سارا بهرامی در این سریال پربازیگر نقش رها (نجمه) را بازی میکرد. در یک بخش دختری پر جنب و جوش بود که در رشته پارکور فعالیت میکند و در بخش دیگر دختری افسردهحال. کرگدن هم در نهایت به کام بهرامی نبود و بهرغم بازی قابل قبول، نام بازیگر و سریال فراگیر نشد.
مورد پنجم| ساخت ایران 2
اولین سریال خانگی بهرامی، تلخترین تجربه او از این مدیوم است. نه ساخت ایران 2 موفق بود و نه ستارههای پرشمار آن. بهرامی نقش دختری به نام پریسا را بازی میکرد که شخصیت او یادآور دخترانی است که هم و غمشان رسیدن به یک زندگی لاکچری است و برای این منظور همه سلاحهای خود را بهکار میبندند. ساخت ایران 2 آنقدر ضعف داشت که داد برخی بازیگرانش هم درآمد. بهرامی برای ارائه شخصیت از کلیشههایی مثل حرکات سر و نوع خاص حرف زدن و … استفاده کرد که این تلاشها در نهایت محکوم به شکست بود…. چه سرنوشتی در انتظار سارا بهرامی به عنوان یک بازیگر مستعد در شبکه خانگی است؟



