روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی | سال گذشته وسط تحقیقم کرونا گرفتم. وسط کار و دانشگاه و زندگی. همینطور وسط تحقیق برای درس ادبیات جهان. گفتم«پینوکیو» را انتخاب میکنم برای شبکهای گسترده از نمادهای کهن: چوبی که آدم میشود، آدمکی که مهر پدر را قدر نمیشناسد، به فریب مکاران دچار میشود، با پری آشنا میشود، در شکم نهنگ میرود و…. قصه بینظیر است.
به خصوص فصل درافتادن انسان در شکم ماهی که مایههایی از ماجرای یونس را تداعی میکند. درباره آن هم فراوان نوشتهاند. اما مهم این بود، این وسط کرونا گرفتم. کرونای بیپیری که خانه کرد در تنم و یک ماه تمام زندانی شدم. داخل یک اتاق. زندگیام شده بود راهی از اتاق به دستشویی، از دستشویی به اتاق!
بعد از یک هفته حال جسمی بهتر بود اما روانم اسیر یک اتاق. تحقیق را هم باید ارائه میدادم. پس شروع کردم به مطالعه. کتابی دارد جوزف کمبل با عنوان قدرت اسطوره. در این کتاب مینویسد انسان نمیتواند زبان داستانهای رمزی را با زبان واقعی تفسیر کند. یعنی اگر در کتب مقدس آمده موسی به آسمان چهارم رفت، مقصود این نیست فاصله زمین تا آسمان را به کیلومتر بشمریم!
ماجرا دقیقا درباره قصه یونس همین است. یک ماه در یک اتاق زندانی شدم و احساس کردم چقدر با این تمثیل یگانهام. کرونا برایم نهنگی بود که مرا به کام کشید؛ نکشت اما محبوس کرد. که فکر کنم، بپذیرم، تصمیم بگیرم و ببینم دوباره کدام راه رفته را باید برگردم. میدانم. ممکن است برای عدهای مسخره بیاید. اما زندگی برای من همین معناهاست، حتی اگر اشتباه باشد. چون در این جهان تنها یک اشتباه وجود دارد؛ فکر اینکه گمان کنیم همینی هستیم که هستیم، بیتحرک، بیبازاندیشی و بیاصلاح آنچه گمان میکردیم زمانی درست بوده است.



