روزنامه هفت صبح | حمله به فرهادی در رسانههای عمومی ادامه دارد. خیلی سخت است بهعنوان کسی که سینمای فرهادی را دوست ندارد، پرچم دفاع از او را بردارم. اما این واقعیتی است که در هیستری تکثیر آلاحمد و ابراهیم گلستان در فضای نقد فیلم، فرهادی سوژهای شده برای ربط دادن عجیبترین مفاهیم و دورترین برداشتها و سختترین تهمتها. تا آنجاکه همه موفقیتهای بینالمللی او را زیر سوال میبرند.
مطمئنا شیوه عجیب جشنواره برلین در جایزه دادن به مفاهیم سیاسی فیلمها بدون اولویت قرار دادن امتیازات سینمایی باعث شده که دستاوردهای سینمایی فرهادی هم زیرسوال برود اما کمی دقت به ماجرا کافی است تا ببینیم اوضاع اینقدرها هم که دوستان میخواهند نشان بدهند، بیسرو سامان نیست. فیلم جدایی نادر از سیمین هنوز مورد توجه محافل سینمایی است و بهعنوان یکی از دستاوردهای بزرگ دهه گذشته سینمای جهان شناخته شده است.
حالا هم در حالیکه دوستان منتقد با تمام فشار میخواهند ارزشهای فنی فیلم قهرمان را زیرسوال ببرند هیات نقد فیلم آمریکا دو جایزه خود را به قهرمان داد. جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان که خودش جایزه مهمی است با این حال میگوییم باشد! یکدرصد این جایزه شائبه سیاسی بودن داشته باشد اما جایزه دوم یعنی جایزه بهترین فیلمنامه اریژینال دیگر یک جایزه کاملا فنی و حرفهای است و تقدیم با عشق به همه کسانی که چشم به امتیازات این فیلم بستهاند و آن را با کلماتی زشت توصیف میکنند.
نگاه شخصی یک فیلمساز را با توصیفات سیاسی مخلوط میکنند. درست است فرهادی خودش در دورهای از این قرار گرفتن در جایگاه یک مصلح سیاسی لذت برده بود. در واقع در فشار افکار عمومی فرهادی دوراندیشی نکرد و در لباسی فرو رفت که برایش گشاد بود. حالا در فشرده شدن و غبارآلود شدن همهچیز او نمیخواهد دیگر آن جامه سیاسی را بر تن کند، چون دیگر همهچیز در مرز خطر قرار دارد و جالب آنکه مثل میدانهای گلادیاتورها از هر طرف فریاد بکُش بکُش بالاست و همه شستها رو به پایین است و از او میخواهند کاری کند که او اصلا علاقهای به آن ندارد.
فرهادی فیلمساز خوبی است، دقیق است و مسلط و میداند که چه باید بسازد و چگونه بسازد. من هم از ترس و گاه خشکی نهفته در نگاهش در فیلمهایش رمیده میشوم اما هیچ دلیلی وجود ندارد که امتیازهای بینالمللی فیلمهایش را در عرصه کیفی و فنی نادیده بگیرم. هیچ دلیلی.



