روزنامه هفت صبح، اشکان عقیلیپور | آقا من کلا آدم بیجنبهای نیستم… حداقل خودم این طور فکر میکنم… البته به غیر از بعضی موارد خاص… یکی از آن موارد خاص سریال دیدنه… خب حتما مشخصه که منظورم سریالهای عالی و فوقالعاده شبکههای مختلف صدا و سیما که هشتاد درصد مردم بینندهاش هستند نیست… آنها که عالی و بینظیر هستند و از هر لحاظ انسان حظ میبرد و رشک میبرد بر این همه نو آوری و فکر و خلاقیتِ سازندگان و فیلمنامه نویسان…
منظورم این سریالهای بیخود و الکی و بیسر و ته و آبکیست که خارج از کشور عزیزمون ساخته میشوند و خیلی هم بد هستند و هیچکس هم دوست ندارد و کسی را هم ندیدهام که ببیند و دنبال کند… اونها رو میگم… من متاسفانه در دیدن این سریالها بیجنبه هستم و وقتی شروع به دیدنشان میکنم تا لحظهای که دچار ضعف و افت فشار به دلیل بیخوابی نشوم و افقی نروم زیر چادر اکسیژن، ول نمیکنم…
اگر فرض را بر این بگذاریم که به طور متوسط هر کدام از این سریالها چهار فصل باشد و حدودا ۵۰قسمت، من ۱۰ روز از زندگیم تعطیل میشود…به این شکل که یک هفتهاش بابت دیدن سریال میرود و سه روزش هم بابت ریکاوری و حمام کردن و برگرداندن زندگی به شکل قدیمی و رساندنِ مواد مغذی لازم به بدن که در این یک هفته ازش دریغ شده…
چند روز قبل، یکی از همین گونه مجموعهها به دستم رسید و زندگیم کاملا رفت رو هوا… دوباره همان ماجراها تکرار شد: « این یه قسمت رو هم ببینم و بعدش بخوابم…» / « همین یه قسمت رو ببینم و بعدش برم غذا بخورم…» / « همین یه قسمت رو ببینم و بعدش برم دنبال کارام…» / « همین یه قسمت رو ببینم و بعدش برم دستشویی…» / « همین یه قسمت رو ببینم و بعدش برم خبرها رو بخونم…»
و پرواضح است که این « بعدش » معمولا خیلی خیلی بعدش میرسه… خلاصه از چند روز پیش گرفتار شدم و به غیر از مواقعی که نیازهای اورژانسی داشتم و یا برق میرفت، پای تلویزیون بودم… امروز که قسمت آخر را دیدم و خیالم راحت شد و به روال عادی زندگی برگشتم، در قدم اول سری به اخبار این چند روزه زدم…
آقا عجب تجربه دردناکی بود. این که یه هفته هیچ خبری رو نخونین و بعدش در یک مرحله، همه اخبار رو با هم مرور کنین… این حجم از اتفاق ناگوار در مدت زمان یک هفته، واقعا هضمش آسان نیست و اینجا باز به نعمت دریافتِ خورد خوردِ اطلاعات پی میبرید… وقتی همه رو با هم میخونین فکر میکنین تو جهنم تشریف دارین و در این کره خاکی کلا خبر امیدوار کنندهای پیدا نمیشه و دچار افسردگی میشوید… من هم همه رو با هم خوندم و به قول عزیزانی که دستی بر مواد روان گردان دارند، اوردوز کردم… فقط یک راه داشتم: « آقا مخلصیم… خوبی؟… سریال خوب چی داری؟…»
حالا فقط یک چیز مهم است. و اون هم این که موازنه درستی بین سریال دیدن و پیگیری اخبار به وجود بیاورم…آقا داستان این شکلی شد… بعد از هر اپیزود، گشتی در دنیای اخبار و تزریقِ آرامِ سم.



