روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | ایدههای فیلمهای علمی تخیلی، یکییکی دارند عملی میشوند.دیگر به جای اینکه بگوییم فلان چیز یا فلان قابلیت وجود ندارد میگوییم فعلا وجود ندارد.دیگر کسی از اینکه بفهمد به زودی نیازی به یادگیری طولانی مدت و طاقتفرسای زبانهای خارجی نیست و میشود آن را به راحتی روی مغز نصب کرد تعجب نمیکند، پوزخند نمیزند و نمیگوید: «بروبابا امکان نداره!»
احتمالا به زودی انسان تبدیل به موجود شگفتانگیزتری خواهد شد و میتواند بوهای مزاحم و صداهای اضافی را از محیط اطرافش حذف کند.نه اینکه اسپری خوشبوکننده در دست بگیرد و پیسپیسکنان بدود این طرف و آن طرف و با انگشت اشاره روی بینی گذاشته به انسان و وسایل «هیس! هیس!» کند، بلکه فقط مغز خودش آنها را نادیده خواهد گرفت.
صدای خشک کن ماشین لباسشویی،حذف. صدای هود آشپزخانه، حذف. صدای جاروبرقی، حذف. صدای بلند تلویزیون همسایه،حذف. صدای موتور و بوق ماشینهای بیاعصاب و بدهن،حذف. صدای وانتهای «پلاستیک، آهنآلات،چدن،مس،مفرغ، نقره،طلا، سگ سه سرِ کهنه خریداریم»، حذف. صدای تق و توق مهیب ساختمانهای در حال ساخت، حذف. صدای وراجی آدمهای دوروبر حذف.
بوی آشغالِ مانده در کوچهها، حذف. بوی وایتکس و مواد شوینده، حذف. بوی غذای (خوشبختانه) ناشناخته همسایه که از پنجره تو آمده،حذف. بوی عرق یا عطر تند غریبهای که کنارت نشسته، حذف. بوی دود کامیون و اتوبوسهای اسقاطی، حذف. شاید بتوانیم با فکر کردن به یک قطعه موسیقی محبوب و مطلوب،با قدرت مغزمان صدایش را بالا ببریم و در حالی که بین شلوغی جمعیتی عرق کرده و چسبناک گیر افتادهایم، بوی قطع نشدنی گل یاس حس کنیم. شاید یک روز نه خیلی دیر،بتوانیم واقعیتهای زیادی را دستکاری کنیم. احتمالا به زودی چندان اهمیتی ندارد که دور و برمان چه میگذرد، مهم این است که تمایل و تصمیم مغز ما چیست.



