هفت صبح| در حالی که آمارهای رسمی وزارت بهداشت از افزایش نرخ بروز سرطان در کشور طی سال‌های اخیر حکایت دارد، بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که چالش این بیماری از یک موضوع صرفاً پزشکی به یک بحران پیچیده اجتماعی-اقتصادی تغییر ماهیت داده است. در شرایطی که سیاست‌گذاری‌های کلان بر پیشگیری و تشخیص زودهنگام تمرکز یافته و فناوری‌های نوین شانس بقای بیماران را به بیش از ۹۰ درصد رسانده‌اند، سدِ بزرگی به نام «هزینه‌های کمرشکن درمان» و «شکاف میان خدمات دولتی و خصوصی»، عدالت در سلامت را به چالش کشیده است.

 

‌فاکتورهایی که با خون نوشته می‌شوند


سرطان در ایران از یک چالش درمانی به یک «سقوط آزاد اقتصادی» تبدیل شده است. امروز وقتی از هزینه یک دوره کامل درمان صحبت می‌کنیم، از ارقام خیالی حرف نمی‌زنیم؛ گزارش‌های میدانی و اظهارات پزشکان متخصص این حوزه نشان می‌دهد که مجموع هزینه‌های جراحی، پرتو درمانی، دوره‌های طولانی شیمی‌درمانی و داروهای تقویتی اکنون به مرز ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان رسیده است. در جامعه‌ای که بخش بزرگی از آن با حقوق‌های حداقلی روزگار می‌گذرانند، این رقم چیزی جز مرگ تدریجی نیست. 

 

صدای بیماران در بن‌بستِ گرانی


در این میان اگر نبودند نهادها و بنیادهای خیریه‌ای که به طور تخصصی در عرصه درمان و غربالگری سرطان فعالیت می‌کنند، مسلما؛ هم آمار امروز سرطانی‌های ما بسیار بیشتر از اینها بود و هم احتمالا آمار فوتی‌های ناشی از این بیماری. نصرالله فتحیان، مدیرعامل موسسه خیریه «امدادگران عاشورا»، با نگاهی به آمارهای شناسایی سالانه ۱۵۰ هزار بیمار جدید، بر این باور است که نبرد اصلی آن‌ها در حوزه داروهای نسل جدید است. وی توضیح می‌دهد که بسیاری از این داروها به‌‌رغم اثرگذاری اثبات‌شده در دنیا، هنوز تحت پوشش بیمه نیستند و هر نوبت مصرف آن‌ها می‌تواند هزینه‌ای معادل حقوق چندین ماه یک کارگر داشته باشد.


فتحیان از تلاش این خیریه برای شکستن قیمت‌ها می‌گوید. آن‌ها نه تنها با شرکت‌های دارویی وارد مذاکره شده‌اند تا تخفیف‌های مستقیم برای بیماران بگیرند، بلکه شبکه‌ای میان خیریه‌های مختلف ایجاد کرده‌اند تا بار مالی یک نسخه سنگین را بین چند مجموعه تقسیم کنند. مثلا دارویی که هر بار مصرف آن ۶۰ میلیون تومان هزینه داشت، با مطالبه‌گری گسترده از دولت و مجلس، سرانجام تحت پوشش بیمه قرار گرفت و هزینه‌اش به ۱۵میلیون تومان رسید. اگرچه ۱۵میلیون تومان هم برای بسیاری سنگین است، اما فتحیان تاکید می‌کند که این کاهش قیمت، برای بسیاری مرز میان ماندن و رفتن بوده است.

 

آمارهایی که از تغییر سبک زندگی می‌گویند


دکتر مریم بهشتیان، مدیرکل اداره درمان سرطان وزارت بهداشت، از زاویه دیگری به این بحران نگاه می‌کند. او در گفت‌وگو با «هفت‌صبح» با اشاره به روند ۵ تا ۶ ساله آمارهای ثبتی، از افزایش بروز برخی سرطان‌ها در ایران خبر می‌دهد. طبق گفته‌های او، سرطان‌های پستان، پروستات، روده بزرگ، پوست و معده اکنون شایع‌ترین‌های کشور هستند. وی معتقد است که افزایش سرطان روده بزرگ در هر دو جنس، آینه تمام‌نمای تغییر سبک زندگی ماست؛ کم‌تحرکی، چاقی و هجوم فست‌فودها به سفره‌های ایرانی، الگوی بیماری‌ها را به سمت مدل‌های مدرن سوق داده است.


دکترمریم بهشتیان، رئیس اداره سرطان وزارت بهداشت همچنین در اینکه آمار برخی استان‌ها بالاتر است، نگاه متفاوتی دارد. او توضیح می‌دهد که تفاوت‌های جغرافیایی لزوماً به معنای خطرناک‌تر بودن یک منطقه نیست؛ بلکه عواملی مثل سن جمعیت (استان‌های سالمندتر) و دسترسی بهتر به خدمات تشخیصی باعث می‌شود موارد بیشتری ثبت شود. در واقع، آمار بالای یک استان گاهی می‌تواند نشانه هوشیاری سیستم درمانی آن منطقه در شناسایی زودرس بیماری باشد.

 

راهکاری که فقیر و غنی نمی‌شناسد


نکته‌ای که در تمام صحبت‌های دکتر بهشتیان بیشتر به چشم می‌خورد، اهمیت «زمان» است. او با اطمینان می‌گوید که اگر سرطان در مراحل اولیه تشخیص داده شود، شانس درمان حتی به بالای ۹۰ درصد می‌رسد. جالب اینجاست که بار سنگین مالی درمان، بیش از هر چیز ناشی از تأخیر در تشخیص است. وقتی بیماری پیشرفت می‌کند، نیاز به درمان‌های پیشرفته و داروهای گران‌قیمت خارجی پیدا می‌شود، در حالی که در مراحل اولیه، بسیاری از سرطان‌ها با جراحی‌های ساده‌تر و هزینه‌ای بسیار کمتر قابل کنترل هستند.


به گفته وی وزارت بهداشت در همین راستا، برنامه‌های غربالگری رایگانی را برای سرطان‌های پستان، دهانه رحم و روده بزرگ در سراسر کشور اجرا می‌کند. بهشتیان مدعی است که این خدمات از طریق خانه‌های بهداشت در دورترین روستاها تا مراکز جامع سلامت در شهرها در دسترس است. وی سرطان را نوعی از بیماری می‌داند که در ۳۰ تا ۵۰ درصد موارد، کاملاً قابل پیشگیری است.

 

از ژنتیک تا هوای خاکستری


یکی از بزرگترین برداشت‌های غلطی که در جامعه ما درباره سرطان وجود دارد، سهم ارث و ژنتیک در ابتلا به این بیماری است. دکتر بهشتیان در بخشی از تحلیل خود به نکته‌ای حیاتی اشاره می‌کند که کمتر به آن توجه شده است: «تنها ۵ تا ۱۰ درصد سرطان‌ها منشأ ارثی دارند.» این یعنی در بیش از ۹۰ درصد موارد، این تعامل میان عوامل محیطی و رفتارهای خودِ ماست که سلول‌ها را به سمت بدخیمی می‌برد.

 

اگرچه آلودگی هوا، کیفیت منابع آب و مواجهه‌های شغلی با مواد شیمیایی در شهرهای صنعتی ایران نقش غیرقابل‌انکاری دارند، اما نباید از یاد برد که سرطان یک بیماری چندعاملی است. سیاست‌گذاری‌ها باید به سمتی برود که مواجهه با این خطرات محیطی کاهش یابد، اما سهم انتخاب‌های فردی ما همچنان تعیین‌کننده است.


اما چرا با وجود خدمات رایگان غربالگری، باز هم بسیاری از بیماران در مراحل پیشرفته به پزشک مراجعه می‌کنند؟ پاسخ را باید در «سواد سلامت» جستجو کرد. دکتر بهشتیان از چالشی بزرگ پرده برمی‌دارد: هنوز در بخش‌هایی از جامعه ما، سرطان با «مرگ» یا «درمان‌های غیرقابل تحمل» هم‌معناست. این ترس باعث می‌شود افراد از مواجهه با حقیقت فرار کنند. او معتقد است که ارتقای آگاهی مردم نباید در حد یک اطلاع‌رسانی ساده باقی بماند؛ بلکه باید به «توانمندسازی» آن‌ها منجر شود. مردم باید بدانند که ۳۰ تا ۵۰ درصد سرطان‌ها با همین انتخاب‌های ساده روزمره قابل پیشگیری‌اند و تشخیص زودهنگام، یعنی بازگشت به زندگی عادی با کمترین هزینه.

 

نبرد در خارج از مرزهای وزارت بهداشت


اما سبک زندگی کنونی تا چه حد در ابتلا به سرطان موثر است؟ بهشتیان در این خصوص به صراحت می‌گوید که بخش بزرگی از عوامل خطر، مثل آلودگی هوا، کیفیت مواد غذایی و کنترل دخانیات، خارج از حوزه نفوذ مستقیم وزارت بهداشت شکل می‌گیرند. این یعنی پیروزی بر سرطان نیازمند یک «هم‌افزایی ملی» است. 

 

سواد سلامت سپری در برابر ترس


بهشتیان در خلال صحبت‌هایش به نکته‌ای اشاره می‌کند که شاید مغفول‌مانده‌ترین بخش این نبرد است: «سواد سلامت». او معتقد است ما نباید فقط از بیماری بترسیم، بلکه باید یاد بگیریم چگونه با آن مواجه شویم. وقتی مردم بدانند که شرکت در برنامه‌های غربالگری رایگان وزارت بهداشت، یعنی همان آزمایش‌های ساده پستان، دهانه رحم و روده بزرگ که در خانه‌های بهداشت محله‌شان انجام می‌شود، می‌تواند آن‌ها را از مخارج نیم‌میلیاردی در آینده نجات دهد، نگاهشان به پیشگیری تغییر خواهد کرد. چالش امروز ما، فراتر از تجهیزات بیمارستانی، اصلاح باورهای غلطی است که سرطان را «پایان راه» می‌داند. 


منوچهر احمدی، متخصص رادیوانکولوژی (سرطان‌شناسی) اما معتقد است که وضعیت شناسایی و درمان سرطان در ایران نسبت به سایر کشورها در حد متوسط است.  وی در گفت‌‌وگو با «هفت‌صبح» می‌گوید: واقعیت این است که سرطان و درمان آن نیز مثل بسیاری از دیگر مسائل در کشور ما، کاملا طبقاتی شده است.

 

یعنی عده‌ای ثروتمند به محض اطلاع از اینکه به سرطان مبتلا شده‌اند، چمدان‌هایشان را می‌بندند و می‌روند تا در بهترین کلینیک‌های فوق تخصصی دنیا درمان شوند و در مقابل گروهی دیگر هستند که حتی از تهیه داروهای ایرانی خود در این عرصه نیز عاجزند. گروهی که اتفاقا بسیار بیشتر از گروه اول هستند. با تمام این تفاصیل بیمارانی که بخواهند با روش‌های درمانی جدید و داروهای نوین معالجه شوند، با هزینه‌های نجومی روبه‌رو می‌شوند که سالانه برایشان حدود 500 – 600 میلیون تومان آب می‌خورد و شاید تنها حدود ۵درصد بیماران بتوانند از عهده آن برآیند.

 

  فاصله هزینه در مراکز دولتی و کلینیک خصوصی 


هزینه درمان بیماران سرطانی در کلینیک خصوصی و مراکز دولتی از دید این متخصص رادیوانکولوژی نیز تفاوت چشم‌گیری دارد. او در اینباره می‌گوید: «آنطور که می‌بینیم، هزینه درمان در کلینیک‌های خصوصی با توجه به ابرتورم موجود بسیار بالاست، اما در مراکز دولتی، هزینه درمان و ارائه خدمات در حد قابل‌قبولی است. به‌ویژه از نظر دارو؛ مثلاً اگر دارو از داروخانه تهیه شود، ۳۰ درصد فرانشیز دریافت می‌شود، در حالی که در بیمارستان دولتی میزان فرانشیز حدود ۱۰درصد است.»

 

  برای رادیوتراپی ممکن است یک ماه در نوبت باشید


وضعیت بیمه در مراکز دولتی هم از جمله مواردی است که بسیاری از بیماران در مورد آن گلایه‌های بسیاری دارند با این وجود اما به گفته احمدی؛ «هزینه‌ای که بیمه خدمات درمانی تقبل می‌کند چیزی حدود ۲۴ تا ۲۵ میلیون تومان در سال است و به همه افراد تعلق می‌گیرد. ضمن آنکه با هر نوع بیمه‌ای، درمان در مراکز دولتی انجام می‌شود. برخی تصور می‌کنند دارندگان بیمه روستایی نسبت به بیمه‌های شهری یا کارمندی خدمات کمتری دریافت می‌کنند، اما در مراکز دولتی همه بیمه‌ها به یک شکل محاسبه می‌شوند. با این حال، دلایل مختلفی باعث می‌شود مردم تمایل بیشتری به مراجعه به کلینیک‌های خصوصی داشته باشند.»


او می‌افزاید: «من به‌عنوان رادیوانکولوژیست که هم رادیوتراپی و هم شیمی‌درمانی انجام می‌دهم، می‌گویم در شرایط فعلی بیماران برای شیمی‌درمانی معمولا در صف انتظار طولانی نمی‌مانند. بخش ما ۲۰ تخت دارد، اما در رادیوتراپی به‌دلیل فعال بودن تنها یک دستگاه، زمان انتظار نوبت‌ها حدود یک ماه است. البته این وضعیت مربوط به بیمارستان ماست و در بیمارستان‌های دیگر می‌تواند متفاوت باشد.»

 

  بیداد قیمت‌ها 


این متخصص رادیوانکولوژی در نهایت با اشاره به مصرف داروهای سرطانی بین جلسات شیمی درمانی و رادیو‌تراپی می‌گوید: «وضعیت دارو واقعا بغرنج است. متاسفانه دارو اگر کمتر از سایر کالاها افزایش قیمت نداشته باشد، قطعاً بیشتر هم داشته است. به‌ویژه برخی داروهای خوراکی که بیماران باید برای دوره‌های دو هفته‌ای تا یک‌ماهه مصرف کنند، بسیار گران شده‌اند و قیمت آن‌ها واقعاً بیداد می‌کند.» در عین حال وی به واقعیتی اشاره می‌کند که شاید کمتر به آن توجه شده است:

 

«در حالی که ابرتورم، هزینه‌های بخش خصوصی را برای اکثریت جامعه غیرقابل‌دسترس کرده، مراکز دولتی هنوز تلاش می‌کنند با چنگ و دندان، هزینه‌ها را در حد قابل‌قبولی نگه دارند.» یکی از مصادیق عینی این تفاوت در «فاکتور دارو» است. احمدی توضیح می‌دهد که اگر بیمار داروی خود را شخصاً از داروخانه‌های شهری تهیه کند، باید ۳۰ درصد مبلغ را به عنوان فرانشیز بپردازد؛ رقمی که در فاکتورهای چندده‌میلیونی، کمرشکن است. اما همین دارو اگر در دلِ بیمارستان دولتی و برای بیمارِ بستری تأمین شود، سهم بیمار به ۱۰ درصد کاهش می‌یابد.

 

بیمه روستایی و شهری در یک صف


احمدی به یکی از ابهامات رایج بیماران پاسخ می‌دهد؛ برخلاف تصور عموم، در مراکز دولتی تفاوتی میان بیمه روستایی، شهری یا کارمندی وجود ندارد. همه بیمه‌ها به یک شکل محاسبه می‌شوند و بیمه خدمات درمانی که با هزینه‌ای حدود ۲۴ تا ۲۵ میلیون تومان در سال برای همه افراد قابل دریافت است، چتر حمایتی خود را بر سر همه گسترانده است.   

 

  رقابت زمان علیه زندگی


این متخصص با صراحتی تلخ از «صف‌های انتظار» می‌گوید. او توضیح می‌دهد که در بخش شیمی‌درمانی، اوضاع نسبتاً پایدار است و بیماران معمولاً در صف‌های طولانی معطل نمی‌مانند، اما در بخش «رادیوتراپی»، داستان کاملاً متفاوت است. به دلیل محدودیت شدید دستگاه‌های فعال در مراکز دولتی، گاهی بیمار مجبور است برای شروع درمان خود، یک ماه تمام در نوبت بماند. یک ماه انتظار برای سلولی که هر لحظه در حال تکثیر است، حکم یک قرن را دارد. در نقطه مقابل، کلینیک‌های خصوصی به دلیل هزینه‌های گزاف، مراجعان کمتری دارند و صف‌هایشان تقریباً خالی است. در واقع، در این بخش، بیمار نه پول درمان، که «پولِ زمان» را می‌پردازد تا فرصت زندگی را از دست ندهد.

 

  حق حیات، نه یک امتیاز طبقاتی


در نهایت، باید به یاد داشت که سرطان به اندازه کافی با خود درد و رنج به همراه دارد. اگرچه تلاش‌های نهادهای مردمی و سیاست‌های تشخیصی وزارت بهداشت دریچه‌های امیدی گشوده است، اما اگر ساختار بیمه‌ای و حمایتی کشور برای این هزینه‌های نیم‌میلیاردی تدبیری اساسی و ساختاری نیندیشد، عدالت در سلامت تنها یک واژه لوکس باقی خواهد ماند. و بالاخره اینکه ما نباید به جامعه‌ای تبدیل شویم که در آن، زنده ماندن تنها یک امتیاز برای طبقه مرفه باشد. سهمِ فرودستان از این بیماری نباید «خاکسپاریِ بی‌صدا» به دلیل فقر باشد.