
هفت صبح، رضا نیکنام | زیرسایه شوم تورم و گرانیها در کشور، صحنههای جدیدی نیز در داروخانههای ایران پیدا شده است. افزایش بیمارانی که با نسخههای مملو از اقلام دارویی وارد داروخانه میشوند، اما تنها بخشی از آن را خریداری کرده و با چهرهای خجالت زده و البته نگران از داروخانه خارج میشوند.این گزارش با گردآوری نظرمردم، داروخانه دارها و پزشکان عمومی، در پی واکاوی ابعاد مختلف این معضل و پیامدهای هشدارآمیز آن است.
گلایههای مردم؛ انتخاب میان درمان و نان شب
بهزاد ، ۵۸ ساله و بازنشسته دولت است که از قضا مبتلا به فشارخون و دیابت نیز هست. وی که یکی از قربانیان افزایش سرسام آور داروها طی ماههای اخیر است به «هفتصبح» میگوید:«ماهیانه نزدیک به ۸میلیون تومان برای خرید داروهایم هزینه میکنم، اما حقوق بازنشستگیام کفاف نمیدهد. بعضی ماهها مجبورم یا انسولین را کمتر بخرم یا قرص فشارم را نصف کنم. دکتر میگوید خطر سکته دارم، اما وقتی پول کافی ندارم امور زندگیام را بچرخانم، مجبورم خطر کنم و از هزینههای دارو و درمان بزنم.»
ثریا هم یکی دیگر از نمادهای خانوادههایی است که نمیتوانند داروهای درمانی فرزندشان را به شکل کامل بخرند. وی که مادر کودک مبتلا به آسم است به شدت از این وضعیت نگران بوده و به ما میگوید: «داروهای استنشاقی بچهها بسیار گران است. گاهی فقط یک قلم از نسخه را میخرم و سعی میکنم با تغییر شرایط محیطی و فضای داخل خانه این بیماری را کنترل کنم. البته بیشتر شبها از ترس حمله آسم بچهها خواب به چشمم نمیآید و تا صبح بیدار میمانم.»
رحمان هم جوانی ۳۲ساله و کارگر یک شرکت تولیدی چند سالی است با مشکل گوارشی دست و پنجه نرم میکند. او تعریف میکند:«آخرین باری که پزشک برای من سه قلم دارو تجویز کرد، قیمت کل نسخه نزدیک به ۴ میلیون تومان بود. من فقط قرض مسکن را گرفتم و مجبور شدم داروهای اصلی را حذف کنم. برای امثال من که با حقوق ناچیز کارگری باید اجارهخانه بپردازیم و شکم زن و بچهمان را سیر کنیم، اولویت دیگر درمان نیست، همان مسکن برای کاهش دردمان بس است.» روایتهای مردم حکایتهای تلخی از انتخاب اجباری میان درمان و معیشت است.
انتخابی بین تامین مایحتاج اولیه زندگی مانند خوراک و مسکن، یا خرید دارو. این موضوع به ویژه برای بیماران خاص، مزمن و صعبالعلاج که به مصرف منظم و مادامالعمر داروها وابستهاند، به یک دغدغه همیشگی و استرسزا تبدیل شده است. شواهد میدانی نشان میدهد برخی مردم به دلیل مسائل اقتصادی و درآمد ناچیزشان به خود درمانی یا تغییر و کاهش دُز مصرفی روی آوردهاند که خود میتواند عوارض خطرناک و جبران ناپذیری بر سلامت افراد داشته باشد.
نگرانی داروخانهداران؛ درگیر میان دوگانه اخلاق و اقتصاد
حمیده حسینی، کارشناس داروسازی و نسخه پیچ داروخانهای در مرکز شهر تهران است که روزانه چندین مورد از اینگونه بیمارانی که قادر به خرید نسخههای خود نیستند را میبیند؛ ولی با این حال دیدن چنین صحنههایی برایش هنوز هم عادی نشده و در این رابطه به «هفتصبح» میگوید:« روزانه حداقل ۱۰ مورد از مراجعین پول کافی برای خرید دارو طبق نسخه پزشک خود ندارند. وقتی بیماری با چشمانی غمبار میگوید فقط همین آنتیبیوتیک را بده بقیهاش را نمیخواهم، قلب آدم میشکند.
ما هم گاهی برای پیچیدن نسخه داروی برخی بیماران از جیب خودمان میدهیم، اما توانمان محدود است.» این داروساز، ادامه میدهد:«اغلب بیماران، داروهای رایج مثل سرماخودگی، مسکن و ضدالتهاب را میخرند و داروی اساسی درمان بیماری زمینهای را حذف میکنند. این کار مثل این است که برای ساختمانی که در حال فرو ریختن است، فقط نما کاری کنید. متاسفانه سیستم بیمهای ما مثل بیمه تکمیلی هم پوشش مناسبی برای کاهش هزینه بسیاری از داروهای ضروری ندارد.»
شکافِ میان وعده و پیشخوان داروخانه
مسئولان تاکنون بارها نسبت به وضعیت معیشتی بیماران و ارتباط آن با گرانی دارو هشدار دادهاند. دکتر همایون نجفآبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در تحلیل وضعیت فعلی به این نکته کلیدی اشاره دارد که ریشه اصلی گرانیهای اخیر را باید در عدم انطباق بودجههای سنواتی با واقعیتهای ارزی جستوجو کرد. به باور این نماینده مجلس، زمانی که دولت در لوایح بودجه، ارقام را بدون در نظر گرفتن تورم واقعی و نوسانات نرخ ارز در بازار آزاد نهایی میکند، عملاً یک کسر بودجه پنهان را به نظام سلامت تحمیل کرده است که نتیجه قهری آن، انتقال فشار مالی به انتهای زنجیره یعنی جیب بیمار و در نهایت خالی ماندن بخشی از نسخهها در داروخانههاست.
هشدارهای مسئولانه!
این فشار مالی تنها متوجه بیماران نیست و کل زنجیره تأمین را در معرض خطر قرار داده است. در همین راستا، محمد عبدهزاده، رئیس هیئت مدیره سندیکای صاحبان صنایع داروهای انسانی ایران، به بحران نقدینگی در صنایع دارویی اشاره میکند که از عدم پرداخت به موقع مطالبات توسط سازمانهای بیمهگر نشأت گرفته است. او معتقد است وقتی چرخه نقدینگی میان بیمه، توزیعکننده و تولیدکننده قطع شود، نه تنها قیمتها به سمت غیرواقعی شدن میل میکنند، بلکه خطر نایاب شدن داروهای حیاتی نیز به شدت افزایش مییابد؛ پدیدهای که بیمار را آواره بازار سیاه کرده و هزینههای درمانی را به صورت کاذب چندبرابر میکند.
در ضلع دیگر این بحران، کارشناسانِ منتقد داروساز قرار دارند که بر پیامدهای بالینی این گرانیها تأکید ویژهای دارند. دکتر سیدعلی فاطمی، نایبرئیس سابق انجمن داروسازان، در تحلیلهای خود نسبت به پدیده «درمانِ گزینشی» توسط مردم هشدار میدهد. به گفته او، وقتی دارو از یک کالای حیاتی به یک کالای لوکس تبدیل میشود، بیمار ناچار است میان خرید داروهای قلبی یا آنتیبیوتیکهای ضروری و تأمین مایحتاج اولیه زندگی دست به انتخاب بزند.
دکتر سیدعلی فاطمی، نایبرئیس سابق انجمن داروسازان، بر این باور است که گرانی دارو مستقیماً به سلامت عمومی ضربه میزند. او میگوید: «بیماری که به خاطر ناتوانی مالی، دوره درمان آنتیبیوتیک خود را ناقص میگذارد، نه تنها درمان نمیشود بلکه بدنش نسبت به دارو مقاوم میشود. این یعنی در آینده، این بیمار باید با داروهای بسیار گرانتر و قویتر در بیمارستان بستری شود.»
هشدار پزشکان؛ تهدید سلامت فردی و افزایش هزینههای جمعی
یکی از جدیترین آمارهایی که در ماههای اخیر فضای رسانهای را تحت تأثیر قرار داد، اظهارات دکتر هادی احمدی، عضو هیئت مدیره انجمن داروسازان ایران بود. او با صراحت اعلام کرد: «در حال حاضر از هر ۱۰نفری که با نسخه به داروخانه مراجعه میکنند، ۳ نفر پس از شنیدن قیمت دارو، از خرید آن منصرف میشوند.»
این آمار ۳۰ درصدی به معنای آن است که بخش بزرگی از جامعه، یا کلاً قید درمان را میزنند و یا به «خرید انتخابی» روی میآورند. یعنی فقط داروهایی را میخرند که درد لحظهای را آرام میکند و داروهای زیربنایی یا مکملهای ضروری را از سبد خود حذف میکنند.
به عقیده دکتر سیدحسین حسینی؛ متخصص داخلی و بیماریهای عفونی نیز، انصراف از خرید دارو و درمان به خاطر تورم و گرانی، بسیار خطرناک است.
وی در گفتوگو با «هفتصبح» تاکید میکند:«وقتی بیماران به خاطر شرایط نامساعد مالی، تنها بخشی از درمان را دنبال کنند، نه تنها بهبود پیدا نمیکنند، بلکه امکان عود شدید بیماریشان هم وجود دارد، علاوه بر این احتمال بروز مقاومت دارویی مثلا در مورد آنتیبیوتیکها و یا پیشرفت بیماری به شکل خطرناکتر وجود دارد. من چند مورد بیمار دیابتی داشتهام که به دلیل قطع انسولین، با عوارض شدید کلیوی و چشمی به اورژانس آمده بودند که متاسفانه کار زیادی از دستمان ساخته نبود.»
وی ادامه میدهد:«شاید برخی بیماران نیز فکر کنند که با این کار دارند در مخارج زندگی صرفهجویی میکنند، اما به طور حتم در بلندمدت، هزینههای درمان آنها و حتی برای سیستم درمانی کشور، چندین برابر خواهد شد. در واقع ناتمام گذاشتن درمان حتی یک عفونت ساده میتواند منجر به بروز مشکلاتی مثل آبسه، سپسیس و بستری طولانیمدت در بیمارستان و یا حتی مرگ شود.
این موضوع تهدید کاملا جدیای برای سلامت عمومی است و میتواند شاخصهای بهداشتی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد.» هشدار پزشکان و متخصصان در این زمینه صریح و فوری است. آنها تاکید میکنند که با ادامه این رویه، تبعات آن دامنگیر فرد، خانواده و در نهایت کل نظام سلامت خواهد شد. افزایش احتمال بستریهای بیمارستانی، بروز بیماریهای ثانویه و کاهش بهرهوری نیروی کار، از جمله پیامدهای کلان اجتماعی - اقتصادی این معضل است.




