کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۳۵۱۱
تاریخ خبر:
به بهانه تولد ۴۵ سالگی بازیگری که هر بار چهره‌ای تازه از خود نشان داد

 بابک حمیدیان، شکارچی نقش‌های دشوار

 بابک حمیدیان، شکارچی نقش‌های دشوار

 بابک حمیدیان با تکیه بر ریشه‌های تئاتری و انتخاب‌های متفاوت، به یکی از قابل اعتمادترین چهره‌های بازیگری ایران تبدیل شده است

هفت صبح| در زمانه‌ای که ویترین اصلی بسیاری از بازیگران، نه پرده سینما یا قاب تلویزیون که صفحه اینستاگرامشان است و تعداد مصاحبه‌ها و حواشی گاه از تعداد نقش‌های ماندگارشان پیشی می‌گیرد، بابک حمیدیان یک استثنای قابل احترام است. بازیگری که در ۱۹ شهریور ۱۳۵۹ در تهران متولد شد و امروز در آستانه ۴۵ سالگی، کارنامه‌ای چنان پربار و متنوع از خود به جای گذاشته که نیازی به جار زدن و دیده‌شدن‌های کاذب ندارد.

 

حمیدیان یک بازیگر حرفه‌ای تمام‌عیار است. مردی که از تئاتر آمده، در سینما درخشیده و حالا در شبکه نمایش خانگی نیز حضوری موثر و قدرتمند دارد. او مصاحبه نمی‌کند، در فضای مجازی فعالیتی ندارد و ترجیح می‌دهد تمام انرژی و توانش را نه صرف حاشیه، که وقف خود «نقش» کند. به بهانه زادروزش، مروری داریم بر جهان بازیگری او، با تمرکز بر نقش‌های اخیرش در نمایش خانگی و سپس بازگشتی به کارنامه سینمایی درخشانش.

 

از «خاتون» تا «تاسیان» در نمایش خانگی

در سال‌های اخیر، شبکه نمایش خانگی به اصلی‌ترین مدیوم ارتباطی بازیگران با مخاطب عام تبدیل شده است. بابک حمیدیان نیز از این قاعده مستثنا نبوده و با انتخاب‌هایی هوشمندانه، جایگاه خود را در این عرصه نیز تثبیت کرده است. شاید بتوان نقطه عطف حضور او در این مدیوم را سریال «خاتون» به کارگردانی تینا پاکروان دانست. او در نقش «کمیسر رجب‌اف»، افسر روسی کارکشته و باابهت، حضوری کوتاه اما بسیار تاثیرگذار داشت. صلابت نگاه و طمانینه در کلام او، به خوبی شخصیت یک نیروی اشغالگر را که در عین حال پیچیدگی‌های انسانی خود را دارد، به تصویر می‌کشید.

 

این همکاری موفق با تینا پاکروان در جدیدترین ساخته او، «تاسیان»، ادامه یافت. حمیدیان در این درام تاریخی-عاشقانه، نقش «جمشید نجات» را بر عهده داشت؛ پدری که در بحبوحه التهابات سیاسی دهه پنجاه، نگران فعالیت‌های سیاسی دخترش شیرین است.

 

بازی او در این نقش، تصویری ملموس از پدری سنتی و نگران را به نمایش می‌گذارد که میان عشق پدری و ترس از آینده فرزندش در جدالی دائمی است. حمیدیان به زیبایی استیصال و اقتدار توامان این شخصیت را در بازی خود مستتر می‌کند و در قامت یک نقش مکمل، وزنه‌ای قابل‌توجه برای سریال محسوب می‌شد. او برای همین نقش، برنده جایزه بهترین بازیگر مرد درام از جشن حافظ ۱۴۰۴ شد که نشان از کیفیت بالای کار او دارد.

 

اما شاید متفاوت‌ترین و غافلگیرکننده‌ترین نقش‌آفرینی حمیدیان در این مدیوم، به سریال «ازازیل»  به کارگردانی حسن فتحی بازگردد. او در این سریال در نقش «مانی»، شخصیتی مرموز و چندلایه، ظاهر می‌شود. کاراکتری که در قسمت‌های اخیر، با چرخش‌های داستانی خود بیش از پیش مخاطبان را غافلگیر کرده است. «ازازیل» شاید در قیاس با آثار پیشین فتحی، در زمره آثار موفق او قرار نگیرد، اما بازی حمیدیان بی‌تردید یکی از نقاط قوت سریال است؛ بازی‌ای که وجه تازه‌ای از توانایی‌های او در ایفای نقش‌های معمایی و جنایی را به نمایش می‌گذارد.

 

حمیدیان در سریال «اعتراف می‌کنم» نیز بار دیگر سراغ تجربه‌ای متفاوت رفته است. این مجموعه که ساختاری اپیزودیک دارد، در هر قسمت به سراغ پرونده‌ای جنایی می‌رود و داستان گروهی محقق و بازجو را روایت می‌کند که تلاش دارند با بررسی پرونده‌های پیچیده، مجرمان خطرناک را به اعتراف وادار کنند. 

 

در قسمت ششم این سریال، بابک حمیدیان به عنوان بازیگر مهمان حضور دارد و در یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های خود، همزمان نقش دو برادر را ایفا می‌کند؛ دو شخصیتی که تفاوت‌های قابل‌توجهی با یکدیگر دارند. بازی در دو نقش متفاوت در یک قسمت، به حمیدیان این فرصت را داده است که بار دیگر توانایی خود را در خلق شخصیت‌هایی با ویژگی‌های متمایز به نمایش بگذارد.

 

مرور کارنامه او در این عرصه بدون اشاره به سریال «هفت» و نقش «صابر لنگرودی» کامل نخواهد بود. هرچند این سریال آنچنان که باید دیده نشد، اما حمیدیان در آن نیز حضوری استاندارد و قابل قبول داشت. این نقش‌ها در کنار کارهای قدیمی‌تری چون «عالیجناب» نشان می‌دهد که او این پلتفرم جدید را به خوبی درک کرده و توانسته است خود را با الزامات آن تطبیق دهد.

 

مردی برای نقش‌های سخت

کارنامه سینمایی بابک حمیدیان، مجموعه‌ای است از همکاری با بزرگ‌ترین کارگردانان سینمای ایران و ایفای نقش‌هایی که هر کدام چالشی بزرگ محسوب می‌شوند. او که فعالیتش را با فیلم «قدمگاه» آغاز کرد، خیلی زود و با حضور در نقش‌های مکمل اما کلیدی در آثاری چون «طبل بزرگ زیر پای چپ» و «بی‌پولی»  نشان داد که استعدادی نوظهور و جدی وارد سینما شده است. یکی از درخشان‌ترین نقاط کارنامه او، همکاری‌های متعددش با ابراهیم حاتمی‌کیا است.

 

اوج این همکاری در فیلم «چ» رقم خورد. حمیدیان در نقش شهید «علی‌اصغر وصالی»، فرمانده‌ای شجاع و قاطع در بحبوحه نبرد پاوه، چنان حضوری پرشور و کاریزماتیک داشت که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برایش به همراه آورد. فریادهای او، صلابتش در میدان نبرد و در نهایت، شهادت تاثیرگذارش، یکی از ماندگارترین تصاویر آن فیلم است. این همکاری در «بادیگارد» در نقشی متفاوت و سپس در «به وقت شام» در نقش یک خلبان شجاع ادامه یافت.

 

اما حمیدیان در قالب قهرمانان جنگی خلاصه نمی‌شود. او در «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» در نقش یک متجاوز، چهره‌ای کریه و به یادماندنی از شر را به نمایش گذاشت و برای آن نیز تحسین منتقدان را برانگیخت و جوایز متعددی کسب کرد. این نقش نشان داد که او از بازی در نقش‌های منفی و پیچیده ابایی ندارد. در سال‌های اخیر، اوج بلوغ بازیگری حمیدیان را می‌توان در فیلم «غریب» دید. ایفای نقش شهید «محمد بروجردی» یکی از سخت‌ترین چالش‌های کارنامه او بود.

 

حمیدیان برای نزدیک شدن به این شخصیت، از لحاظ فیزیکی خود را تغییر داد و توانست روحیه فرماندهی، درایت و رأفت شهید بروجردی را در بازی خود متجلی سازد. «غریب» یک کلاس بازیگری برای ایفای نقش‌های بیوگرافیک است و بابک حمیدیان در مرکز این موفقیت قرار دارد. تنوع نقش‌های او حیرت‌انگیز است؛

 

از حضور کوتاه اما درخشانش در نقش‌های متعدد فیلم «ساکن طبقه وسط» تا بازی در کمدی سیاه و متفاوت «مسخره‌باز» که نامزدی دیگری از انجمن منتقدان برایش به همراه داشت. از بازی در نقش یک روشنفکر در «نیمرخ‌ها»  تا یک خلافکار در «استراحت مطلق» عبدالرضا کاهانی. این گستردگی نقش‌ها، از حمیدیان بازیگری ساخته که هیچ‌گاه به تکرار نمی‌افتد و همواره برای مخاطبش غافلگیری به همراه دارد.

 

ریشه‌ها؛ از تئاتر تا تلویزیون

برای درک عمق توانایی‌های بابک حمیدیان، باید به خاستگاه او یعنی تئاتر بازگشت. او فارغ‌التحصیل رشته نمایش است و کارش را در سال ۱۳۷۸ از روی صحنه آغاز کرده است. همکاری با کارگردانان بزرگی چون آتیلا پسیانی، رضا ثروتی و همایون غنی‌زاده در نمایش‌هایی چون «کالیگولا»، «مکبث»، «ویتسک» و «می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد»، بدن و بیان او را صیقل داده و از او بازیگری ساخته که بر تمام ابزارهای کارش مسلط است.

 

همین پشتوانه قدرتمند است که به او اجازه می‌دهد در مدیوم‌های مختلف، از سینمای هنری و تجربی گرفته تا سریال‌های پرمخاطب، کیفیتی یکسان و بالا را ارائه دهد. او در تلویزیون نیز کارنامه‌ای قابل دفاع دارد. نقش «یونس» در سریال «به کجا چنین شتابان» هنوز در حافظه مخاطبان باقی مانده است؛ جوانی جاه‌طلب که در مسیر ثروت‌اندوزی، اخلاقیات را زیر پا می‌گذارد. همچنین حضورش در سریال‌های «سرزمین مادری» کمال تبریزی و «پرده‌نشین» بهروز شعیبی، نشان از انتخاب‌های درست او در این مدیوم نیز دارد.

 

بازیگری که کارش را بلد است

بابک حمیدیان در آستانه ۴۵ سالگی، در جایگاهی ایستاده که کمتر بازیگری در سینمای ایران به آن دست یافته است. او هم محبوب منتقدان است (کارنامه جوایزش گواه این مدعاست) و هم مورد اعتماد کارگردانان بزرگ، و هم توانسته ارتباطی عمیق با مخاطب عام برقرار کند. او این جایگاه را نه با حاشیه و جنجال، که با تکیه بر استعداد خالص، تلاش بی‌وقفه و یک جهان‌بینی حرفه‌ای به دست آورده است.

 

جهان‌بینی که در آن، چیزی که اهمیت دارد، خود نقش و کیفیت اجرای آن است. در روزگاری که عمر شهرت‌ها کوتاه و درخشش‌ها لحظه‌ای است، بابک حمیدیان به ما یادآوری می‌کند که مسیر ماندگاری از دل کار سخت، مطالعه و تعهد به هنر بازیگری می‌گذرد. زادروزش خجسته باد و سینمای ایران همچنان از حضور مغتنم او بهره‌مند باشد.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۳۵۱۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر