کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۲۴۶۳
تاریخ خبر:
پیام احمدی‌نیا از سانسور، رانت و انحصار و حذف استعدادهای تازه‌نفس در سینما می‌گوید

مافیای انتخاب نقش، راه جوان‌ها را می‌بندد

مافیای انتخاب نقش، راه جوان‌ها را می‌بندد

احمدی نیا: ما در تلویزیون انگار در یک جزیره دورافتاده زندگی می‌کنیم و از چیزی که در کف خیابان‌های این شهر اتفاق می‌افتد، به شدت دوریم

هفت صبح| خوب می‌دانیم که دنیای تصویر در ایران، دیگر آن قلمرو آشنای گذشته نیست. روزگاری بود که جعبه جادویی تلویزیون، بی‌رقیب ستاره می‌ساخت، قصه تعریف می‌کرد و جریان سرگرمی جامعه را در دست داشت. اما امروز، در عصر پلتفرم‌های رنگارنگ و اکران‌های آنلاین، این امپراطوری قدیمی با رقبایی جوان، جسور و به‌مراتب آزادتر روبه‌روست.

 

بازیگران امروز، درست مانند شخصیت‌هایی که بازی می‌کنند، در میانه این دو جهان در حال حرکتند؛ جهانی که با خاطرات نسل‌ها گره خورده و جهانی که قواعد بازی را از نو نوشته است. «پیام احمدی‌نیا» یکی از چهره‌های آشنای این گذار است. بازیگری که مخاطب، سیمای او را هم بر قاب تلویزیون و هم در قاب گوشی‌ها و نمایش خانگی به یاد می‌آورد. او حالا از چالش‌های حرفه‌ای و روزمره‌ای می‌گوید که شاید کمتر به چشم می‌آید اما تاروپود صنعت سرگرمی امروز ایران را تشکیل می‌دهد. از شمشیر دولبه اکران آنلاین و مافیای انتخاب بازیگر تا دیوارهای بلند سانسور در تلویزیون که هر روز از واقعیت جامعه دورتر می‌شود. 

 

‌سانسور در سریال «رویای نیمه شب» 

گفت‌وگوی ما از جایی شروع شد که این بازیگر این روزها روی آنتن تلویزیون است. سریالی به نام «رویای نیمه شب» که پخش آن با حواشی و چالش‌های فراوانی همراه بوده است. وقتی از او درباره چگونگی پیوستنش به این تیم بازیگری می‌پرسم، به روزهای پیش‌تولید و تغییرات ناگهانی اشاره می‌کند: «من قبل از اینکه وارد پروژه «رویای نیمه شب» بشوم، درگیر پیش‌تولید سریال دیگری در دفتر برادران سعدی بودم. پروژه‌ای که قرار بود با کارگردانی دیگری پیش برود. در ابتدا قرار بود خانم عاج کارگردانی رویای نیمه شب را بر عهده داشته باشند، اما در ادامه مسیر، تیم کارگردانی به طور کامل عوض شد.

 

پس از این تغییرات، آقای حسن آخوندپور به عنوان کارگردان جدید، تیمی از بازیگران را دعوت کردند که من هم جزو دعوت‌شدگان بودم. پیشنهاد را پذیرفتم و افتخار حضور در این پروژه را پیدا کردم.»اما ماجرای «رویای نیمه شب» به همین تغییرات پشت صحنه ختم نمی‌شود. بزرگترین ضربه به این اثر، زمانی وارد شد که پلتفرم پخش آن تغییر کرد.

 

احمدی‌نیا با لحنی که در آن رگه‌هایی از تاسف موج می‌زند، درباره تفاوت‌های بازیگری در شبکه نمایش خانگی و تلویزیون توضیح می‌دهد: «ببینید، به هر حال تفاوت‌ها در متن و در اجرای اثر به شدت مشهود است. حقیقت ماجرا این است که «رویای نیمه شب» در اصل سریالی بود که برای پخش در شبکه نمایش خانگی ساخته و آماده شده بود. تمام دکوپاژها، طراحی لباس‌ها، قصه و نوع دیالوگ‌ها بر اساس استانداردهای شبکه خانگی شکل گرفته بود. اما بنا به دلایلی این سریال رسید به تلویزیون و تصمیم بر این شد که از شبکه سه سیما پخش شود.»

 

این کوچ اجباری، تاوانی سنگین برای سریال داشت: «به واسطه همین تغییر پلتفرم، حجم عظیمی از سانسور روی کار اتفاق افتاد. این ممیزی‌ها به قدری گسترده بود که حتی خرده‌قصه‌های مهمی که در فیلمنامه داشتیم به طور کامل حذف شدند. از سوی دیگر، در بحث حجاب خانم‌ها و نوع پوشش‌ها، ممیزی‌های اعمال شد که به اصالت کار لطمه زد.»

 

پخشی که مخاطب را فراری داد

انتقادات این بازیگر به سانسور ختم نمی‌شود. او از نحوه پخش و سیاست‌های تبلیغاتی نیز به شدت گله‌مند است. وقتی اثری با زحمت فراوان تولید می‌شود، کمترین انتظار، دیده شدن آن در یک زمان‌بندی مناسب است. اما شبکه سه در این زمینه کارنامه موفقی از خود به جا نگذاشت: «پخش شبکه سه متاسفانه بسیار ضعیف عمل کرد. الان مردم از مدل پخش سریال ناراضی هستند. دلیلش هم روشن است؛ ما تقریبا چهل روز است که پخش سریال را آغاز کرده‌ایم، اما در این مدت طولانی، حدود بیست قسمت از سریال روی آنتن رفته است. دلیل عمده این بی‌نظمی، تداخل با پخش مسابقات فوتبال و برنامه‌های ورزشی بود که باعث شد مخاطب نتواند ارتباط پیوسته‌ای با قصه برقرار کند.»

 

او به ضعف مفرط در تبلیغات نیز اشاره می‌کند: «علاوه بر پخش نامنظم، تلویزیون در تبلیغات این سریال هم بسیار ضعیف ظاهر شد. البته این ضعف تنها متوجه تلویزیون نیست. سازمان هنری رسانه‌ای اوج که تهیه‌کننده اصلی این سریال محسوب می‌شود نیز در بخش تبلیغات محیطی و رسانه‌ای بسیار ضعیف عمل کرد. مجموع این عوامل، در کنار ریزش کلی مخاطبان تلویزیون در سال‌های اخیر به خاطر ممیزی‌ها و سیاست‌های خاص مدیران، باعث شده که کار آنطور که باید و شاید دیده نشود.»

 

در تلویزیون در یک جزیره دورافتاده زندگی می‌کنیم 

یکی از داغ‌ترین بحث‌های روز در میان هنرمندان، تفاوت فاحش میان چیزی است که در جامعه می‌گذرد و آن چیزی است که در قاب تلویزیون به نمایش درمی‌آید. احمدی‌نیا توضیح می‌دهد که ترجیح فعلی او و بسیاری از همکارانش، کار در شبکه نمایش خانگی است: «ترجیح همه همکارای من در حال حاضر، با توجه به سیاست‌هایی که تلویزیون پیش رو گرفته، حضور در پلتفرم‌هاست.

 

شما کافی است از در ساختمان سازمان صداوسیما بیرون بیایید و در همان خیابان ولیعصر قدم بزنید. فقط کافی است خوب نگاه کنید؛ حجاب و پوششی که شما ملزم هستید در تلویزیون نشان دهید، با چیزی که در بیرون و در واقعیت جامعه جریان دارد، چقدر تفاوت دارد؟ این تفاوت فقط مختص خانم‌ها نیست، حتی نوع پوشش و لباس آقایان در جامعه هم با آنچه در تلویزیون می‌بینیم بسیار متفاوت است.» او با یک جمع‌بندی تلخ از این بخش عبور می‌کند: «متاسفانه ما از جامعه عقب هستیم. انگار ما در تلویزیون در یک جزیره دورافتاده زندگی می‌کنیم و از چیزی که دارد در کف خیابان‌های این شهر اتفاق می‌افتد، به شدت دوریم.»

 

ما در ایران چیزی به نام قانون کپی‌رایت نداریم

بخش دیگری از گفت‌وگوی ما، به بهانه اکران آنلاین فیلم سینمایی «وحشی» به مبحث مهم پلتفرم‌های اینترنتی کشیده شد. در سال‌های اخیر، اکران آنلاین به عنوان یک راه نجات برای فیلم‌هایی که در صف طولانی اکران سینماها مانده‌اند، مطرح شده است. اما این پدیده در ایران چقدر موفق بوده است؟

 

احمدی‌نیا با نگاهی واقع‌بینانه به این موضوع می‌پردازد: «اگر بخواهیم از منظر دیده شدن اثر به ماجرا نگاه کنیم، اکران آنلاین باعث می‌شود فیلم بسیار بیشتر از اکران فیزیکی دیده شود. اما این دیده شدن، بهای سنگینی دارد. متاسفانه ما در ایران چیزی به نام قانون کپی‌رایت نداریم. نتیجه‌اش این می‌شود که در همان ساعت‌های اولیه شروع اکران آنلاین یک فیلم، شما می‌بینید که شبکه‌های ماهواره‌ای غیرمجاز فایل باکیفیت آن را سرقت کرده و شروع به پخش می‌کنند. فایل فیلم به سرعت در کانال‌های تلگرامی و فلش‌مموری‌ها دست به دست می‌شود.»

 

او ادامه می‌دهد: «این اتفاق به لحاظ تولیدی برای تیم تهیه، یک فاجعه و قدم زدن در مسیر ضرر مطلق است. در طول این سال‌ها تهیه‌کنندگان زیادی به خاطر همین سرقت‌های هنری در اکران آنلاین تا مرز ورشکستگی پیش رفته‌اند. پولی که از طریق سیستم رسمی اکران آنلاین برمی‌گردد، به هیچ وجه پاسخگوی هزینه‌های میلیاردی ساخت یک فیلم نیست. اما از طرف دیگر، برای تیم بازیگری داستان فرق می‌کند. به دلیل پخش که توسط همان شبکه‌های غیرمجاز و فضای مجازی رخ می‌دهد، بازیگر بهتر و بیشتر دیده می‌شود و طیف بسیار وسیع‌تری از مردم، در دورافتاده‌ترین نقاط کشور هم کار را تماشا می‌کنند.»

 

 سایه‌های سنگین مافیا و چرخه تکراری چهره‌ها

یکی از بحث‌های همیشه داغ در محافل سینمایی و هنری، وجود باندهای قدرت یا همان «مافیا» در انتخاب بازیگران است. بسیاری معتقدند که در شبکه نمایش خانگی، عده‌ای خاص تصمیم می‌گیرند که چه کسی بالا برود و چه کسی در حاشیه بماند. وقتی این موضوع را با احمدی‌نیا در میان می‌گذارم، بدون طفره رفتن تایید می‌کند: «بله، متاسفانه این اتفاق می‌افتد و دیگر نمی‌شود آن را کتمان کرد.

 

این باندبازی و مافیا وجود دارد. حالا اینکه ریشه این مافیا چیست، دست چه کسانی است و چه اتفاقاتی در پشت پرده اتاق‌های فکر می‌افتد را نمی‌دانم، اما ما به عنوان بازیگر شاهد خروجی این اتفاق هستیم.» او این انحصار را ناشی از سیستم مدیریتی می‌داند: «به نظر من این ماجرا یک ریشه تاریخی در سیستم ما دارد. هر مدیر، تهیه‌کننده یا سیستمی که روی کار می‌آید، یک سری افراد و حلقه نزدیکان را با خودش بالا می‌آورد. این افراد با این سیستم کار می‌کنند و به قول شما، در سریال‌های مختلف و پروژه‌های گوناگون فقط همین آدم‌ها می‌چرخند و نقش‌ها را بین خودشان تقسیم می‌کنند.

 

وقتی هم که آن مدیر جابجا می‌شود، کل آن تیم با او به جای دیگری کوچ می‌کنند.» با این حال، او افزایش تولیدات در شبکه نمایش خانگی را یک فرصت می‌داند نه یک تهدید: «من تولید زیاد را آسیب‌زا نمی‌بینم. معتقدم این حجم از تولید باعث می‌شود که در نهایت این خود تماشاچی باشد که تصمیم بگیرد و انتخاب کند که چه کاری را می‌خواهد ببیند. در همه جای دنیا سیستم به همین شکل است.»

 

 بعضی‌ها با سفارش و رانت وارد سینما می‌شوند

ورود به سینما، رویای هزاران جوانی است که در پلاتوهای تئاتر عرق می‌ریزند. اما آیا راه ورود باز است؟ احمدی‌نیا با تاسف می‌گوید: «امکان ورود هست، اما بسیار سخت. متاسفانه در کنار مسیرهای اصولی، گاها ورودهای غیرحرفه‌ای و حاشیه‌داری هم اتفاق می‌افتد. کسانی با سفارش، با رانت، با روابط خاص و حتی با پرداخت پول به پروژه‌ها تزریق می‌شوند. این افراد چون ریشه درستی ندارند، خروجی خوبی هم از خود نشان نمی‌دهند، اما برعکس عمل می‌کنند؛ یعنی راه را برای بقیه استعدادهای جدید خراب می‌کنند.

 

تولیدکننده هم فردا روزی بهانه می‌آورد که ما به جوان‌ها فضا دادیم اما جواب نگرفتیم!» او با دفاع تمام‌قد از هنرجویان واقعی ادامه می‌دهد: «این در حالی است که ما کلی بازیگر خوب داریم. جوانانی که از کلاس‌های معتبر بازیگری یا دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند، استعدادهای درخشانی هستند که اگر به آنها بها داده شود، می‌توانند آینده سینما را تضمین کنند. بازیگری شغلی است که نیازمند تجربه و زیست در مقابل دوربین است. اگر شما زمینه را برای جوان مستعد فراهم نکنید که بیاید جلوی دوربین و این تجربه را کسب کند، هیچ‌وقت شکوفا نمی‌شود.» نگاه او به کارگردانان جوان نیز پر از ستایش است.

 

او که سابقه همکاری با کارگردانان جوانی مثل شمس را دارد، می‌گوید: «یکی از ویژگی‌هایی که من در طول کارنامه‌ام داشته‌ام، علاقه همیشگی‌ام به کار کردن با بچه‌های فیلم کوتاه و کارگردانان جوان بوده است. به جرات می‌گویم که اکثریت آن‌ها، یک «کوه استعداد» هستند. آنها با خودشان یک نگاه جدید، فرم‌های بصری تازه و کلی انرژی خوب به سینما تزریق می‌کنند. اما متاسفانه خیلی از این استعدادهای درجه‌یک، به خاطر نداشتن روابط و همان لابی‌هایی که در پشت پرده وجود دارد، نمی‌توانند وارد قشر حرفه‌ای شوند و سریال یا فیلم سینمایی بلند خودشان را بسازند و پشت درهای بسته می‌مانند.»

 

 رویای خنداندن؛ فرار از حصار نقش‌های جدی

در پایان گفت‌وگو به دغدغه شخصی احمدی‌نیا می‌رسیم؛ بازیگری که به‌دلیل چهره و صدایش بیشتر در نقش‌های جدی و خشن دیده شده، اما حالا دوست دارد این قالب را بشکند: «برای من فرقی نمی‌کند نقش جدی باشد یا کمدی، مهم این است که با کاراکتر ارتباط برقرار کنم. اما راستش را بخواهید، این روزها به‌شدت مایلم نقش کمدی بازی کنم.»

 

او با اشاره به تجربه کوتاهش در سریال «آسپرین» می‌گوید: «بازخوردهای خوبی گرفتم، اما بعد از آن دوباره نقش‌های جدی و سنگین پیشنهاد شد. امسال خیلی دوست دارم اتفاق خوبی در حوزه کمدی برایم بیفتد و بتوانم وجه دیگری از توانایی‌هایم را به مخاطب نشان دهم.» گفت‌وگو را با امید به دیدن چهره‌ای متفاوت از احمدی‌نیا در سینمای ایران به پایان می‌بریم؛ چهره‌ای که شاید این بار، با لبخند و خنده مخاطبان همراه باشد.


 در رئالیتی‌شوها نقاب‌ها می‌افتند 

بخش پرحاشیه گفت‌وگوی ما به حضور احمدی‌نیا در رئالیتی‌شوهایی مانند «شام ایرانی» و «مافیا» اختصاص داشت؛ برنامه‌هایی که در سال‌های اخیر مخاطبان زیادی پیدا کرده‌اند. او از تجربه «شام ایرانی» خاطره خوبی دارد: «اپیزودی که ما در شام ایرانی کار کردیم، در دوران سختی پخش شد و چون برنامه‌های سرگرم‌کننده کمی وجود داشت، بسیار دیده شد. فضای آن فصل دوستانه و واقعی بود و به نظرم یکی از جذاب‌ترین فصل‌های شام ایرانی شد.» اما به گفته او، این فضا در همه رئالیتی‌شوها وجود ندارد: «رئالیتی‌شو نباید به سمتی برود که همکاران مقابل هم گارد بگیرند.

 

در بعضی فصل‌ها دیدیم که بازیگران با هم می‌جنگند و حس کینه و رقابت مسموم را به مخاطب منتقل می‌کنند. این تنش و درگیری برای تماشاچی جذاب نیست.» او درباره تجربه‌اش در «مافیا» هم می‌گوید: «همیشه می‌گفتم حتی اگر کسی در بازی اشتباه کرد، حق نداریم به او توهین کنیم یا شخصیتش را خرد کنیم. این رفتار در شأن ما به عنوان هنرمند نیست. اما متاسفانه بعضی همکاران بازی را بیش از حد جدی می‌گرفتند و فضای ملتهب، مستقیم به مخاطب منتقل می‌شد. در این مسابقات، تا حد زیادی شخصیت واقعی آدم‌ها بیرون می‌زند.»

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۲۴۶۳
تاریخ خبر:
ارسال نظر