استیضاح عراقچی هدیه سیاسی به ترامپ
حمله به عراقچی و طرح استیضاح علیه او عملا دست مذاکرهکنندگان ایران را در مواجهه با آمریکا خالی میکند
گروه سیاسی| تندروها همیشه مشغول کارند! حتی اگر کشور در شرایطی بسیار حساس و سخت قرار داشته باشد، حتی اگر مسعود پزشکیان از مقاومت سخن بگوید و شروط پیش پای آمریکا یکسره متضمن تأمین منافع ایران باشد و حتی اگر بعد از رد شروط ایران از سوی ترامپ و نشانههای سیاسی و میدانی، احتمال وقوع جنگی دوباره بیش از همیشه مطرح باشد. هیچ یک از این شرایط برای یک طیف خاص سیاسی تفاوتی در مسیرشان ایجاد نمیکند زیرا هدف اول و آخر آنها حمله به رقبای سیاسی داخلیشان است؛ خواه این رقیب سیاسی اکنون مسئولیت اداره کشور را برعهده دارد. آخرین نمونه حملات عجیب این طیف متوجه عباس عراقچی شده است؛ به نحوی که پس از ابلاغ شروط ایران به آمریکا برخی نمایندگان مجلس که عمدتا به دو طیف پایداری و شریان نزدیکاند، سخن از طرح استیضاح عراقچی را به میان کشیدهاند.
حامیان اصلی استیضاح
در همین زمینه علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته است که طرح استیضاح عراقچی ثبت شده است. او مطرح کرده است: «نمایندگان مجلس استیضاح آقای عراقچی را ثبت کردهاند و پیگیر این استیضاح نیز هستند. ایشان باید پس از بازگشت از سفر، پاسخ مناسب و درخوری در مجلس شورای اسلامی ارائه کند تا در جریان استیضاح مشخص شود که بر چه مبنایی چنین اقدامی از سوی ایشان و دستگاه دیپلماسی، برخلاف آنچه ما عقلانیت و مصالح ملی میدانیم، انجام شده است».
ابراهیم رضایی، یکی دیگر از اعضای کمیسیون امنیت ملی هم گفته است که: «با این خطای آشکار عمل خواهیم کرد و بازخواست میکنیم». حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده شاهینشهر هم در گفتوگویی با مطرح کردن اینکه خودم نیز این طرح استیضاح را امضا کردهام گفته است که یکی از محورهای استیضاح آن است که چرا عراقچی با گفتوگوهایی که انجام میدهد باعث کاهش قیمت نفت میشود؟
محورهای استیضاح
در این میان امیرحسین ثابتی، نمایندهای که مشهور به اتخاذ مواضع تند علیه دولت است، در نامهای خطاب به محمدباقر قالیباف محورهای استیضاح را برشمرده است، ار جمله: انجام سلسله اقدامات بدون مجوز از رهبر معظم انقلاب در عرصه سیاست خارجی که جدیدترین آنها دیدار با مقامات آمریکایی در سفر اخیر به نیویورک بوده است، نقض خطوط قرمز نظام در مذاکرات متعددی که تا امروز وجود داشته است، خطاهای محاسباتی متعدد و بیان مواضع گمراه کننده، مصاحبهها و اعلام مواضع غلط که باعث کاهش قیمت نفت جهانی شده است، عملکرد ضعیف در حوزه دیپلماسی اقتصادی، انتخاب برخی چهرههای بیربط و صرفا سفارشی به عنوان سفیران جمهوری اسلامی ایران، عدم ابتکار در حوزه سیاست خارجی و اصرار بر روش قدیمی و نخ نمای مذاکره با آمریکا.
از کجا میدانید نظر رهبری چیست؟!
در ارتباط با هدف طراحان طرح استیضاح علیه عراقچی و محورهای استیضاح چند نکته قابل ذکر است. نخست آنکه طراحان استیضاح علیه عراقچی مدعیاند که اقدامات عراقچی بدون مجوز رهبری انجام شده است. یک پرسش ساده در مواجهه با این ادعا مطرح است؛ آنکه ثابتی و نمایندگانی شبیه او که خواهان استیضاح عراقچیاند، از کجا میدانند که نظر رهبری چیست؟
آنها پیش از مطرح کردن طرح استیضاح عراقچی باید خود توضیح دهند که آیا با رهبری ارتباط دارند؟ ارتباطشان در چه سطحی است؟ آیا از سوی رهبری اخباری محرمانه دریافت میکنند؟! طبیعی است رهبر انقلاب در شرایط حساس کنونی ارتباطی محدود با برخی مقامات عالی کشور دارند و بعید است در این دایره محدود نمایندهای چون ثابتی حضور داشته باشد. با این وصف به نظر میرسد برخی نمایندگان سعی میکنند به جای رهبری سخن بگویند و منویات و سلایق شخصیشان را به جای نظرات رهبری ارائه دهند.
خطوط قرمز در انحصار طیف خاص؟!
محور دیگر استیضاح آن است که خطوط قرمز رعایت نشده است. این در حالی است که به گفته محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ابلاغ شروط ایران به آمریکا، تصمیم نظام بوده است. مجتبی زارعی نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی هم در همین ارتباط در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشته است که «وزیر امور خارجه مجوز دیدار با ویتکاف را داشته و وزیر، مجری تصمیمات ساختارهای نظام بوده است». او همچنین مطرح کرده است: « شروط هفتگانه ایران، خط قرمز جمهوری اسلامی ایران از سوی امام و امت و ساختارهای نظام است».
مشخص نیست از دید طراحان استیضاح خطوط قرمز چیست و از سوی چه مرجعی تعیین میشود. حال آنکه بر مبنای قانون اساسی تمام مصوبات و تصمیمات شورای عالی امنیت ملی با تأیید مقام رهبری قابل اجراست؛ بنابراین طبیعی است که خطوط قرمز سیاسی، امنیتی و نظامی از سوی رهبر انقلاب و شورای عالی امنیت ملی تعریف میشود و بسنده کردن به اتهامی کلی تحت عنوان عبور از خطوط قرمز معنایی جز ادامه رقابتهای سیاسی از سوی یک طیف خاص ندارد.
از سوی دیگر اینکه گفته میشود چرا عراقچی با ویتکاف دیدار داشته است، مبتنی بر روایت آمریکاست. ایران اعلام کرده است که ابلاغ شروط از طریق قطر انجام شده است. نکته جالب آن است که استیضاحکنندگان به طور ضمنی سخن طرف آمریکایی را میپذیرند اما روایت مقامات جمهوری اسلامی را رد میکنند! در واقع عراقچی حامل پیام جمهوری اسلامی به آمریکا بوده است و این پیام هم به طور غیرمستقیم ابلاغ شده است.
ادعایی عجیب: عراقچی مسئول قیمت نفت جهانی!
حامیان استیضاح عراقچی در بندی جالب آوردهاند که عراقچی مسئول پایینآمدن قیمت نفت جهانی شده است! ادعای این طیف در حالی است که قیمت نفت جهانی به دهها عوامل تخصصی بستگی دارد و طبیعی است اظهارنظر وزیر خارجه ایران نمیتواند در قیمت نفت جهانی تأثیر مستقیم و ویژهای داشته باشد. حتما شرایط جنگی میان ایران و آمریکا و بسته بودن تنگه هرمز یا باز شدن نسبی آن در قیمت نفت تأثیر میگذارد اما اعلام مواضعی از این دست که ایران خواهان حل مشکلات از طریق گفتوگو و دیپلماسی است، منطقا نمیتواند تأثیری محسوس در قیمت نفت بینالمللی بگذارد.
درخواستی به دور از واقعیتهای موجود
نکته دیگر آن است که طرح موضوع مذاکره با آمریکا در دلایل استیضاح عراقچی به عنوان سیاستی نخنما ذکر شده است. مدافعان استیضاح توجه ندارند که ایران با آمریکا در جنگ است و طبیعی است باید مشکلات میان این دو کشور حل شود. در بند آخر طرح استیضاح آمده است که دستگاه سیاست خارجی کشور از ظرفیت همسایگان و کشورهای منطقه غافل است. این موضوع در شرایطی که جنگی مستقیم و رو در رو میان دو کشور در جریان است یا از سر ناآگاهی نسبت به شرایط موجود ابراز میشود یا آنکه گویندگان این موضوع عملا خواهان ادامه جنگاند زیرا در میانه جنگ طبیعی است میان دو کشور درگیر در جنگ چه به طور مستقیم و چه به طور غیرمستقیم گفتوگو انجام شود.
استیضاح عراقچی و تضعیف منافع ملی
مسئله مهم در پی طرح استیضاح عراقچی آن است که چرا یک طیف برای مقابله با دولت پزشکیان، منافع ملی را نادیده میگیرند؟ اکنون عراقچی نماینده ایران است، نه نماینده یک طیف سیاسی و پیامهای نظام را نیز منتقل میکند و مشخص است که مسئولی در این سطح و در شرایط فوقالعاده حساس کنونی، منویات خود را در روند دیپلماتیک دخالت نمیدهد. حالا پرسش آن است که به فرض محال اگر عراقچی استیضاح شود، آیا منافع ملی تأمین میشود و آیا تلاطم در رأس وزارت خارجه در میانه جنگ با آمریکا به مصلحت کشور است که برخی نمایندگان و حتی برخی از اعضای کمیسیون امنیت ملی، میخواهند وزیر امور خارجه ایران در چنین شرایطی استیضاح شود؟
بهانهدادن به آمریکا، خالیکردن دست عراقچی
در این بین جالب است که ترامپ میگوید مسئولان ایران اختیار لازم برای مذاکره را ندارند. نکته آن است چه کسانی این پالس را به آمریکا میدهند که مسئولان مذاکره نمیتوانند به طور قدرتمند و تعیینکننده مذاکره کنند؟ طیف رادیکال همواره با تحرکات خود و حملات بیدریغش به تیم مذاکره، مسئولان وزارت خارجه و حتی شخص رئیسجمهور و تحت فشار قرار دادن آنها، چنین تصویری را به جهان عرضه میکنند که اختیار لازم در دستان مذاکرهکنندگان و دولت ایران نیست.
همین مسئله باعث میشود که از یکسو مذاکرات روندی عادی را طی نکند و از سوی دیگر آمریکا به جای تمرکز بر به نتیجهرسیدن مذاکرات، مدام در پی طراحی توطئههای جدید علیه ایران باشد. طرح استیضاح وزیر خارجه کشور در شرایطی که مسئله مذاکرات بسیار حیاتی به نظر میرسد عملا خالی کردن دست عراقچی و مسئولان مذاکره در مواجهه با آمریکاییهاست.
اجماع در حمایت از پزشکیان؛ جز رادیکالها
پرسشی که اکنون مطرح میشود آن است که طیف خاص سیاسی آیا هیچ نکته مثبتی از سفر پزشکیان و عراقچی به نیویورک ندیدهاند که هنوز پای آنها به تهران باز نشده، طرح استیضاح عراقچی را مطرح کردهاند؟ جالب است حتی روزنامه کیهان نیز از سخنان پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل حمایت کرد اما برخی نیروهای سیاسی و نمایندگان مجلس بر زبانشان نمیآید که بگویند مواضع رئیسجمهور در مقابل چشمان جهانیان مبتنی بر تأمین منافع ملی و از سر عزت و قدرت بود.
آنها حتی نمیگویند که شروط مطرح شده از سوی ایران نیز یکسره در جهت تضمین منافع ملی ایران و ایرانیان بود. شاید اگر این طیف بعد از ذکر چند نکته مثبت از عملکرد پزشکیان، عراقچی و تیم مذاکره، زبان به نقد برخی موارد میگشودند، سخن آنها میتوانست قابل تأمل باشد اما در شرایطی که به نظر میرسد آنها دنبال بهانه برای حمله به دولت، عراقچی و مذاکرهکنندگان میگردند، نقدهایشان رنگ و بوی سیاسی به خود میگیرد.
در پایان گفتنی است که مشخص است استیضاح عراقچی به هیچ وجه محقق نمیشود اما همین طرح استیضاح او نیز آسیبزننده است و به هیچ وجه مناسب نیست وزیر خارجه ایران در شرایطی که کشور در جنگ با آمریکا به سر میبرد، در معرض استیضاح قرار بگیرد. از طرفی طرح استیضاح عراقچی نشان میدهد برخی از نیروها برای پیشبرد منافع و اهداف سیاسیشان تا چه قدر منافع و مصالح ملی را نادیده گرفتند.