به بهانه درگذشت آیتالله سید موسی شبیری زنجانی
به همراه گفتارهایی از سید محمدعلی ایازی، محسن غرویان، سید محمدعلی ابطحی و محمدتقی فاضل میبدی
هفت صبح| آیتالله سید موسی شبیری زنجانی روز گذشته درگذشت؛ مرجع تقلیدی که چه در حوزه علمیه مورد اجماع علمی و فقهایی قرار داشت و چه در میان مردم به عنوان مرجعی روادار، میانهرو و دلسوز شناخته میشد. اویی که پدرش یعنی آیتالله سید احمد زنجانی نیز از علمای برجسته بود و امامت نماز جماعت مدرسه فیضیه را برعهده داشت.
نکته مهم در زندگی آیتالله شبیری آن است که او شاگردان بسیاری داشت که از میان آنها چهرههایی سرشناس نیز حضور دارند؛ از جمله آیتالله سید مجتبی خامنهای، آیتالله سید مصطفی خامنهای، سید محمد خاتمی و سید حسن خمینی. آیتالله شبیری زنجانی سعی میکرد در عرصه سیاسی وارد نشود و به گفته بسیاری از فقها و شاگردانش، او میکوشید بیش از آنکه در عالم سیاست حضور داشته باشد، مسیر علمی و فقهایی خود را بپیماید اما دیدار او با سید محمد خاتمی -که از شاگردانش نیز بوده است- در سال 1397 باعث شد تا در مقطعی موجی از هجمههای سیاسی علیه او روانه شود؛
از جمله نامه معروفی که آیتالله محمد یزدی خطاب به آیتالله شبیری زنجانی نوشت و در بخشی از آن نامه نوشت: «یادآور میشوم مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است، پس لازم است این احترام و شئون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمایید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد. انشاءالله». در همان زمان این نامه واکنشهای زیادی را برانگیخت؛ از جمله آنکه محمد عندلیب همدانی از ادامه عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم استعفا داد و خطاب به محمد یزدی نوشت: «به این نتیجه قطعی رسیدم که تفسیر من از استقلال حوزه و جایگاه رفیع مرجعیت با دیدگاه جنابعالی و همفکران شما در جامعه محترم مدرسین هیچگونه هماهنگی ندارد و عملا امکان همکاری وجود ندارد و لذا از ادامه عضویت در آن جامعه معذورم».
سید محمد غروی از اعضای جامعه مدرسین نیز آن نامه را خطای استراتژیک محمد یزدی دانست. سید هاشم هاشمزاده هریسی، نماینده وقت مجلس خبرگان هم بیان کرد: «باید حرمت مراجع حفظ شود. ما پیوسته به قدرت و حرمت مرجعیت نیاز داریم. تشیع و مسلمانان به جایگاه مرجعیت نیاز دارند». فقیهانی از جمله محسن غرویان و اسدالله بیات زنجانی نسبت به آن نامه اعتراض کردند و جمعی از طلاب نیز با ارسال نامه سرگشادهای خطاب به رئیس جامعه مدرسین، از انتشار نامه او ابراز تأسف و تأثر کردند. پس از این ماجرا برخی طیفهای تندرو شروع به حمله به آیتالله شبیری زنجانی کردند و از آن زمان این بحث بیش از پیش مطرح شد که چرا رویکردهای سیاسی حتی به بهانه یک دیدار ساده میتواند حتی باعث شکلگیری دوقطبیها ولو نسبت به یک مرجع تقلید شود؟
حال آنکه آیتالله شبیری زنجانی در همه عمرش به عنوان چهرهای میانهرو، سیاستپرهیز و اهل علم و فقه شناخته شده بود. فرای اینها اما آیتالله شبیری زنجانی چهرهای ماندگار در حوزه فقهی از خود به یادگار گذاشته است و به گفته فقها، نظرات او در برخی زمینهها مرجع علمی محسوب میشود و کتب زیادی از او به جای مانده است از جمله؛ توضیح المسائل، تحریر الجواهر، تجری فتاوی الجواهر، شرح بر حج عروه الوثقی، حاشیه بر جامع احادیث شیعه، حاشیه بر اکثر کتب حدیثی به ویژه درباره سند آنها و بالاخص در کتب اربعه و بسیاری تألیفات دیگر.
روایت محمدعلی ایازی
آیتالله محمدعلی ایازی، دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، درباره ابعاد علمی، اخلاقی و اجتماعی شخصیت آیتالله سید موسی در گفتوگو با «هفت صبح» گفت: «حضرت آیتالله سید موسی شبیری زنجانی، استاد ما بودند و حق بزرگی بر گردن ما داشتند. ایشان از جمله شخصیتهای جامع علمی و معنوی حوزه بودند؛ عالمی که دامنه دانش و پژوهشهایش به حوزههای گوناگون علوم اسلامی، از علم رجال گرفته تا تاریخ و ملل و نحل، گسترده بود و در هر یک از این عرصهها از دانشی عمیق و اطلاعاتی فراوان برخوردار بودند.
از ویژگیهای برجسته ایشان، شناخت دقیق و عمیقشان از روزگار معاصر بود. تحولات یکصد سال اخیر را بهخوبی میشناختند و نسبت به حوادث و جریانهای این دوران، آگاهی و بصیرتی کمنظیر داشتند. این شناخت، در کنار دانش گسترده و تجربه طولانی ایشان، از آیتالله شبیری زنجانی شخصیتی ممتاز و اثرگذار ساخته بود. اما آنچه در کنار مقام علمی، بیش از هر چیز در شخصیت ایشان جلوه داشت، وارستگی و مناعت طبع بود. آیتالله شبیری زنجانی شخصیتی منزه و پیراسته از حبّ نفس و دنیاطلبی داشتند. اهل قدرتطلبی نبودند و هیچگاه دلبسته حضور در عرصه قدرت نشدند. استقلال رأی و آزادگی، از ویژگیهای برجسته ایشان بود؛ چنانکه همواره میکوشیدند در جانب مظلوم بایستند و از حق و عدالت دفاع کنند.
تظلمخواهی و دادخواهی
دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به روحیه حمایتگر و مردمدار آیتالله شبیری زنجانی، مطرح کرد: «هرگاه افرادی برای تظلمخواهی و دادخواهی نزد ایشان میآمدند، با رویی گشاده سخنان آنان را میشنیدند و تا آنجا که میتوانستند برای حل مشکلشان میانجیگری و از حقوق آنان دفاع میکردند. این روحیه حمایت از مظلوم و اهتمام به رفع گرفتاری مردم از ویژگیهای بارز شخصیت ایشان بود. آیتالله شبیری زنجانی در تربیت شاگردان نیز نقشی برجسته و ماندگار داشتند.
با جدیت، پشتکار و دلسوزی بسیار، سالها به تعلیم و تربیت طلاب و پژوهشگران پرداختند و شاگردان فراوانی را پرورش دادند. فعالیتهای آموزشی ایشان تنها به تدریس محدود نمیشد؛ بلکه در ساماندهی و تقویت فضای علمی حوزه نیز اهتمام ویژهای داشتند و مدارسی را برای بهرهمندی استادان و اهل دانش فراهم کرده بودند. ایشان از خانوادهای اصیل و ریشهدار برخاستند و خود نیز در دامان چنین خانوادهای، منش و فضایل اخلاقی را به کمال رساندند و فرزندانی شایسته و فرهیخته تربیت کردند. یکی دیگر از ویژگیهای برجسته آیتالله شبیری زنجانی، بیگانگی ایشان با مدح و تملق بود.
در موقعیتهای مختلف، چه در تذکراتی که میدادند و چه در دیدارها و گفتوگوهایشان، آشکارا نشان میدادند که از تمجیدهای اغراقآمیز و سخنان تملقآمیز خشنود نیستند. در سخنرانیهای ایشان نیز این روحیه بهروشنی نمایان بود. هرگاه در مجلسی سخن از حد اعتدال فراتر میرفت، یا برخی مداحان و سخنرانان مطالبی نادرست و مبالغهآمیز مطرح میکردند، ایشان با صراحت و جدیت تذکر میدادند و اجازه نمیدادند حرمت حقیقت در پای مبالغه و اغراق قربانی شود. آیتالله شبیری زنجانی همواره بر میانهروی و پرهیز از افراط و تفریط تأکید داشتند.
نسبت به افراط در برخی برنامههای دینی و آنچه در سالهای اخیر به شعائرگرایی و گسترش بیحد و مرز برخی مراسم و آیینها انجامیده است، هشدار میدادند. سخن ایشان این بود که هرگاه افراطی پدید آید، باید در انتظار تفریط نیز بود. ایشان تأکید میکردند که گاه برخی رفتارها با نیت حفظ دین و پاسداری از شعائر انجام میشوند، اما اگر از مرز اعتدال و خردورزی عبور کنند، ممکن است نتیجهای معکوس به بار آورند و در نهایت، به جای آنکه در خدمت دین باشند، به ضدّ آن تبدیل شوند. این نگاه، برخاسته از همان عقلانیت دینی و اعتدالی بود که در سراسر سیره علمی و اخلاقی ایشان جلوه داشت».
استقلال رأی
ایازی در ادامه با اشاره به استقلال رأی و نگاه آیتالله شبیری زنجانی به نسبت حوزه و قدرت سیاسی، گفت: «یکی از ویژگیهای برجسته آیتالله شبیری زنجانی، استقلال ایشان از قدرت سیاسی بود. برخی از روحانیونی که در عرصه قدرت حضور داشتند، موضع مستقل و آزادمنشانه ایشان را برنمیتافتند؛ اما آقای شبیری همواره بر استقلال فکری و علمی خود پای میفشردند و مناسبات قدرت را در تعیین مواضع و دیدگاههای خود دخالت نمیدادند. ایشان از نظر فقهی، عالمی بسیار توانمند و صاحبنظر بودند و در کنار حافظهای نیرومند، از دانش و اطلاعات گستردهای برخوردار بودند.
دامنه دانش ایشان تنها به فقه، اصول و علم رجال محدود نمیشد؛ در تاریخ، نسخهشناسی و بسیاری از حوزههای دیگر نیز مطالعات عمیق و گستردهای داشتند. در عرصه فقه نیز صاحب دیدگاهها و آرای تازه و قابل تأمل بودند و همین جامعیت علمی، از ایشان شخصیتی ممتاز و کمنظیر ساخته بود. در مجموع، حضرت آیتالله شبیری زنجانی شخصیتی برجسته و جامعالاطراف بودند؛ عالمی که هم در میان اهل علم جایگاهی بلند داشتند و هم در میان مردم از احترام و منزلتی ویژه برخوردار بودند.
فقدان چنین شخصیت علمی و معنوی بزرگی، خلأیی است که به آسانی پر نخواهد شد و جای خالی ایشان همواره در حوزه علم و فرهنگ دینی احساس خواهد شد. ایشان در مواجهه با کسانی که با مواضع و رفتارهای خود زمینه اختلاف و حاشیهسازی ایجاد میکردند، غالباً راه سکوت، متانت و بیاعتنایی را برمیگزیدند و عملاً به همگان میآموختند که شأن عالم، ورود به هر هیاهویی نیست.
آیتالله شبیری زنجانی با همین منش در برابر بسیاری از حاشیهها و سخنان، واکنش متقابل نشان نمیدادند و به جای ورود به مجادله، راه سکوت و حفظ حرمت را انتخاب میکردند. این خویشتنداری و وقار، نه از سر بیتفاوتی، بلکه برخاسته از عمق شخصیت، استقلال رأی و اعتماد ایشان به راهی بود که در تمام عمر علمی و اجتماعی خود برگزیده بودند؛ راهی که در آن، حقیقت و کرامت انسان بر هیاهوی زمانه مقدم بود».
روایت محسن غرویان
آیتالله محسن غرویان، استاد حوزه و دانشگاه درباره وجوه رفتاری و شخصیتی آیتالله شبیری زنجانی به «هفتصبح» گفت: «آیتالله شبیری زنجانی از جایگاه ویژهای در میان مراجع برخوردار بودند. به دلیل اعتدال و طمأنینهای که داشتند، مورد احترام همه استادان و مراجع بودند و شخصیتهای بزرگ در برابر ایشان همیشه متواضع بودند. این موضوع نشاندهنده مشی زاهدانه و اخلاق الهی ایشان بود؛ مشیای که همه بزرگان را جذب خود کرده بود. نکته دیگر، مقام فقاهت ایشان بود. ایشان در محضر بسیاری از بزرگان فقهی گذشته، از جمله پدرشان، تربیت شده بودند.
بهویژه در علم رجال، تاریخ و سیره، اعلم و صاحبنظر بودند و نسبت به سایر دانشمندان علم رجال و انساب، تسلط ویژهای داشتند. از نظر فقهی نیز موشکافیهای عمیق و دقیقی در مباحث فقهی و اصولی داشتند. نکات دقیق و توجهات علمی ایشان در درس خارج فقه و اصول، مورد مراجعه مجتهدان و فقها بود. جلسات درس و بحث و همچنین پرسش و پاسخهایی که داشتند نیز بسیار قابل توجه بود. من هم توفیق داشتم در محضر ایشان حاضر شوم. روحیه خوبی داشتند و به شاگردان اجازه پرسش و پاسخ میدادند و خودشان بر این جلسات نظارت میکردند. از این طریق، به تربیت شاگردان میپرداختند و این نکته مهمی بود که در سیره علمی ایشان مشاهده میکردیم».
سادهزیست و متواضع
نکته دیگر این بود که در مسائل سیاسی، بسیار معتدل حرکت میکردند و وابستگی جناحی نداشتند. مقام مرجعیت را بالاتر از آن میدانستند که وارد جناحبندیهای سیاسی شود. از این جهت، مشی اعتدالی داشتند و اسیر دست برخی جناحها نمیشدند. سعی میکردند از موضعی پدرانه به جناحهای مختلف و جریانهای گوناگون روحانیت نگاه کنند. نکته دیگر این بود که بسیار صبور بودند. در مسائل سیاسی، گاهی مورد بیمهری برخی شخصیتهای روحانی قرار گرفتند و نسبت به ایشان تندرویهایی صورت گرفت، اما ایشان با مشی اخلاقی خود واکنشی نشان ندادند و سکوت کردند.
در عین حال، وقار، طمأنینه و مشی اخلاقی خود را حفظ کردند. از این جهت، جایگاه ایشان در میان ملت و طرفدارانشان بسیار محبوب بود. گذشته از این، ایشان بسیار سادهزیست بودند و از تشریفات خاصی که برخی آقایان دارند، پرهیز میکردند. بسیار متواضعانه و ساده به دفتر میآمدند، مینشستند و در جلسات درس و بحث حاضر میشدند. در ملاقاتهای مردمی نیز بسیار ساده و بدون تشریفات حاضر میشدند. سلوک ایشان، سلوک یک عالم و مرجع دینی بود و بهراحتی میشد با ایشان گفتوگو و صحبت کرد. اینها از جمله جهات ارزشمند شخصیت ایشان بود».
آغاز و چرایی هجمه تندروها
او در پاسخ به این پرسش که از چه زمانی برخی طیفهای سیاسی علیه آیتالله شبیری زنجانی، هجمههایی را راه انداختند، تشریح کرد: «متأسفانه از زمان آقای احمدینژاد، تقابلهایی میان برخی علمای بزرگ ما، مانند آیتالله هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری، دامن زده شد و این افراد مورد هجمه آقای احمدینژاد قرار گرفتند. عدهای نیز پشت این تندرویها ایستادند و بهتدریج حرمت علمای بزرگ شکسته شد و شکافی میان مراجع و فقها ایجاد شد. عدهای را انقلابی و عدهای دیگر را ضدانقلابی نامیدند.
این وضعیت ادامه یافت و بهتدریج حرمت علمای بزرگ و مرجعیت شکسته شد. برخی شخصیتها نیز مانند آیتالله محمد یزدی، بسیار تند عمل میکردند و متأسفانه این هجمهها علیه برخی فقها و علما، از جمله آیتالله منتظری، آیتالله صانعی و آیتالله شبیری زنجانی، صورت گرفت. از سوی دیگر، عدهای رویکردهای تندی داشتند؛ از جمله آیتالله یزدی و آیتالله مصباح. برخی افراد نیز در عالم سیاست با عنوان آتش به اختیار فعالیت کردند و در این میان، شماری از طلبههای جوان و احساسی حرمت بزرگان را رعایت نکردند.
این تندرویها ادامه یافت و آثار آن را امروز نیز میبینیم. شخصیتهای سیاسی مطرحی مانند آقای خاتمی و آقای هاشمی، سالها شاگرد امام بودند، اما به بهانههای مختلف از صحنه کنار زده شدند. آیتالله شبیری زنجانی تلاش میکردند این سرمایههای انسانی کشور حفظ شوند و دچار احساسات نمیشدند. دیداری که ایشان با آقای خاتمی داشتند نیز در همین چارچوب بود. آقای خاتمی شاگرد آقای شبیری زنجانی بودند و ایشان احترام متقابل را حفظ میکردند. اما عدهای تندرو این موضوع را برنتابیدند و این هجمهها را علیه بزرگان، از جمله آقای شبیری زنجانی، روا داشتند. با این حال، نتیجه عکس شد و آیتالله شبیری زنجانی بسیار محبوبتر شدند و بسیاری از مردم عادی نیز ایشان را شناختند و متوجه شخصیت والای ایشان شدند».
فقهی نواندیش
غرویان درباره وجه فقاهتی آیتالله شبیری زنجانی نیز بیان کرد: «ایشان یکسری ابتکارات فقهی و نظرات اختصاصی داشتند که گاهی سنتیها آن نظرات را برنمیتافتند، اما ایشان به دلیل جایگاه علمی خود در فقه، نظرشان را ارائه میدادند. میتوان ایشان را جزو فقهای روشنفکر دینی محسوب کرد. ایشان به پدیدههای جدید توجه داشتند و معتقد بودند باید در مسائل روز دقت و تحقیق کرد و بر اساس مقتضیات زمان و مکان، نظر و فتوا داد. از این جهت، میتوان ایشان را در زمره فقهای روشنفکر دینی قرار داد».
روایت سید محمدعلی ابطحی
حجتالاسلام محمدعلی ابطحی از اعضای مجمع روحانیون مبارز، هم در پاسخ به اینکه مهمترین شاخصهای که از آیتالله شبیری زنجانی در ذهن دارید، چیست، پاسخ داد: «آیتالله شبیری یک مرجع باشرف بودند و همواره مورد احترام همه جناحهای مختلف دینی و حوزوی قرار داشتند. علت آن نیز این بود که ایشان در طول ۴۰ تا ۵۰ سال و حتی از پیش از انقلاب، نبض اعتدال حوزه بودند. با همه ارتباط داشتند و بهعنوان استاد اخلاق، همه از ایشان یاد میکردند و در این زمینه تردیدی وجود نداشت.
نکته دیگر، تسلط ایشان در علم اصول و رجال بود. ایشان چند کتاب دارند که در مباحث اخلاقی و رجالی، برای روحانیون و فعالان حوزه علوم دینی، مرجعیت و اهمیت خاصی دارد. مرحوم آیتالله شبیری زنجانی پس از انقلاب در شرایطی قرار داشتند که حفظ احترام همه جریانها برای ایشان کار بسیار دشواری بود. در مسائلی که برای برخی افراد از جمله مرحوم آیتالله شریعتمداری و آیتالله منتظری، مشکلاتی ایجاد میشد و حتی در سطوح سیاسی و حوزوی مسائلی پیش میآمد، ایشان طبق روال خود دوستانشان را رها نمیکردند».
دیدار با خاتمی در مقطعی حساس
او درباره ارتباط آیتالله شبیری زنجانی با آیتالله منتظری و سید محمد خاتمی مطرح کرد: «مرحوم آیتالله منتظری تا روز آخر عمر خود اعتماد اصلیاش به آیتالله شبیری بود و پس از فوت ایشان نیز آقای شبیری فرزندان آیتالله منتظری را زیر بال و حمایت خود گرفتند. این، بخشی از اخلاق خاص ایشان بود. ایشان بسیار مردمی بودند. شاگردان زیادی داشتند. یکی از شاگردانشان آقای خاتمی بود که روابط صمیمانهای با یکدیگر داشتند و حتی وجوهات سالانه آقای خاتمی نیز از سوی آقای شبیری زنجانی محاسبه میشد.
آقای خاتمی نیز همواره به آقای شبیری علاقه داشتند و آقای شبیری نیز هرگاه مشکلی برای آقای خاتمی به وجود میآمد، از نخستین کسانی بودند که با او تماس تلفنی میگرفتند و ارتباط خود را با آقای خاتمی همواره حفظ کردند. واقعیت این است که یک نوع اجماع اجتماعی درباره شخصیت محترم ایشان وجود داشت؛ اجماعی که در نحوه احترام به ایشان و در میان چهرههای مختلف، ملاحظات جالبی داشت. هر وقت میدیدند جریانی، بهخصوص جریانهای روحانی، تحت فشار قرار گرفتهاند، نسبت به آن بیتفاوت نبودند.
ایشان سفری به تهران داشتند و در اوج مخالفتها با آقای خاتمی و آقای موسویخویینیها با آنان دیدار کردند که خبر این دیدار بازتاب بسیار زیادی داشت و هجمههای زیادی نیز به آیتالله شبیری روانه شد که البته کسی به آن هجمهها توجه نکرد. زیرا شخصیت آقای شبیری بزرگتر از آن بود که کسی بخواهد با چنین هجمههایی جایگاه ایشان را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، این حملات نهتنها به شخصیت ایشان لطمه نزد، بلکه حملهکنندگان در معرض سرزنش قرار گرفتند».
روایت محمدتقی فاضل میبدی
حجتالاسلام محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز درباره آیتالله شبیری زنجانی به «هفت صبح» گفت: «من شاگرد ایشان نبودم، اما زمانی که در مدرسه حقانی بودیم، ایشان در آنجا تدریس میکردند. ایشان از خانوادهای بزرگ و شناختهشده بود. پدرشان از یاران و همدرسان امام خمینی و از فقهای بهنام حوزه علمیه قم بود. آیتالله شبیری زنجانی در علم رجال، که یکی از علوم پایهای حوزه است، تسلط بسیار زیادی داشتند و یکی از مهمترین استادان این حوزه به شمار میرفتند و نظرات ایشان در علم رجال مورد استناد بود.
در حوزه فقه نیز شاگردان برجستهای را تربیت کردند. از نظر اخلاقی نیز بسیار جذاب بودند. اخلاق ایشان همواره پیرو سیره پیامبر اسلام بود. سعی میکردند هیچکس را از خود طرد نکنند و این از خصوصیات ممتاز ایشان بود. از نظر سیاسی نیز استقلال حوزوی خود را حفظ کرده بودند. وابستگی به این گروه یا آن گروه نداشتند و خود را درگیر دستهبندیهای سیاسی نمیکردند. ایشان جایگاه پدر معنوی خود را نیز حفظ کرده بودند. اگر کسی گرفتار میشد، بسیار تلاش میکردند به او کمک کنند و اگر کسی بهطور مظلومانهای گرفتار میشد، سعی میکردند برای حل مشکل او کاری انجام دهند».
دوری از قدرت سیاسی
او ادامه داد: «در نصب و عزلها اظهارنظر نمیکردند و در امور حکومت دخالت نداشتند. بیشتر به دنبال معنویت روحانیت بودند و تلاش میکردند شأن و جایگاه معنوی روحانیت حفظ شود. خوشبختانه به دلیل محبوبیتی که داشتند، هجمههایی که علیه ایشان صورت گرفت، اثر چندانی نداشت. ایشان واکنش نشان ندادند و متانت خود را حفظ کردند. کسانی که میخواستند ایشان را مورد هجمه قرار دهند، علاوه بر مسائل سیاسی، ظاهرا نمیخواستند فردی در حوزه بیش از حد محبوب باشد.
آیتالله شبیری زنجانی به دلیل ملاقاتی که با آقای خاتمی داشتند، مورد هجمه قرار گرفتند، اما مسئله این بود که آقای خاتمی شاگرد آقای شبیری بودند. یکی از آقایان قم مطلبی نوشت و در آن تندروی کرد، اما در نهایت این هجمهها نتیجهای نداشت و حتی باعث شد آقای شبیری محبوبتر شوند. آیتالله منتظری و آیتالله صانعی نیز پس از هجمههایی که علیه آنان صورت گرفت، به دلیل سابقه سیاسیای که در زمان امام داشتند، برای حفظ استقلال خود از سیاست فاصله گرفتند. اما آقای شبیری هیچوقت وارد سیاست نشده بودند».
محبوب در میان مردم
همیشه گروهی تندرو در حوزه حضور داشتند که حریمها را نمیشناختند و به هر کسی که در برابر خط و نگاه آنان قرار میگرفت، حمله میکردند. این حملات علیه آقای صانعی، آقای منتظری و آقای جوادی آملی نیز صورت گرفت. این حملات عمدتا متوجه افراد مستقلی بود که حاضر نبودند خود را با یک جریان سیاسی خاص همراه کنند. تأسفبار این است که برخی از حوزویان که انتظار میرفت از چنین افراد مستقلی دفاع کنند، این کار را نکردند. اگر از ابتدا از استقلال مرجعیت و حوزه دفاع میشد، وضعیت به اینجا نمیرسید. متأسفانه برخی نیز تلاش کردند استقلال حوزه را مخدوش کنند، اما خوشبختانه این اقدامات نتیجه معکوس داشت و این افراد محبوبتر شدند. امروز نیز میبینیم که آیتالله شبیری، حتی پس از رحلت، چه میزان محبوبیت دارند».
اعم از نگاه آیتالله منتظری
فاضل میبدی همچنین درباره وجه فقهایی آیتالله شبیری زنجانی توضیح داد: «در حوزه فقه، من نوگرایی به معنای اخص کلمه را در ایشان ندیده بودم. البته فتاوایی داشتند؛ برای مثال، معتقد بودند در نماز خواندن، خواندن سوره کامل واجب نیست یا فرو بردن سر در آب باعث بطلان روزه نمیشود. اما اینکه نوگرایی ایشان به معنایی باشد که مثلا در دیدگاههای آیتالله منتظری درباره موضوعاتی مانند حقوق بشر دیده میشد، چنین نوگراییای در ایشان وجود نداشت. با این حال، درباره آیتالله منتظری شنیدم که ایشان آقای شبیری را چهرهای بسیار عالم و یکی از برجستهترین علما میدانستند».