هوشمندی اروپایی دیگر به کارتان نمیآید

ترامپ حرفهای بامزهای در مورد هوشمندی بیچون و چرای مکرون مطرح کرد که ...
هفت صبح| دوشنبه شب ویدئویی از ترامپ و مکرون در نشست خبری دست به دست شد که در آن رئیسجمهور فرانسه، با انگلیسی آغشته به فرانسوی، حرفهای رئیسجمهور آمریکا را در مورد نیاز به بازپرداخت وامهایی که اروپا به اوکراین پرداخت کرده، تصحیح کرد.
مکرون این حرف را در حالی که دستش را روی دست ترامپ میگذاشت تا حرفش را دوستانه قطع کند، گفت. در همین نشست خبری، ترامپ حرفهای بامزهای در مورد هوشمندی بیچون و چرای مکرون مطرح کرد که یخ فضا را بین دو رئیسجمهور شکست. سیاستمداران اروپایی و در رأس آنها مکرون، این روزها تلاش دارند تا برتری خود را از نظر فرهنگی و ذکاوت به رخ ترامپ بکشند.
این ایده، بسیار روشنفکرانه است. برای رئیسجمهوری که به تاریخچه تکتک آثار شگفتانگیز هنری الیزه، تسلط کامل دارد و مانند یک راهنمای موزه و متخصص هنر در مورد آنها حرف میزند، رویکردی از این دست کاملا طبیعی بهنظر میرسد. اما سوال اصلی اینجاست که آیا اروپاییها میتوانند در جهان امروز با تکیه بر هوششان از پس خود بر بیایند؟
برای دههها دولت-ملتها جای خودشان را در فضای سیاسی و بینالمللی پیدا کرده بودند و سیاستمداران قائل برهمکاریهای چندجانبه و اغلب لیبرال با دیدگاهی نسبتا جهانشمول، در اروپا قدرت را در دست داشتند. اما حالا دوره متفاوتی در راه است. ترامپ نخستین کسی نیست که مفهوم دولت-ملت را تقریبا به رسمیت نشناخته و به مفهوم دولت-تمدن اتکا میکند.
پیش از او ولادیمیر پوتین با رویای بازگشت به دوران پرشکوه شوروی، رجبطیباردوغان با نگاهی خیره به عثمانیگری و شیجینپینگ و مودی با رویکردی مثبت، نسبت به پیشرفت با الگوی تمدن چینی و هندی، جای خود را در جهان باز کرده بودند. در واقع پازل مردانی که دنبال احیای تمدنهای مطلوبشان هستند، با آمدن ترامپ تکمیل شده است.
آنها با الگوهای جدید سیاسی پسا جنگ سرد، همدلی ندارند، از لیبرالیسم به مفهوم سیاسی آن دلخورند و چندان روی خوشی به دموکراسی نشان نمیدهند. در مقابل چنین فضایی، اروپا با دست خالی ایستاده است. شاید شما هم تصویر آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان در مقابل ترامپ را به یاد بیاورید که روی میز او خیمه زده بود تا حرفش را به رئیسجمهور ایالاتمتحده بفهماند. اما حالا اروپا حتی مرکل را هم در کنار خود ندارد. برای کشورهایی چون فرانسه و آلمان و انگلیس و ...، توسل به هوش سیاستمداران، قوه طنز و روشنفکریشان در زمانهای که ترامپ آماده است تا زیرمیز همه اتحادها بزند، کافی نیست.
این گزینهها ممکن است بتوانند سیاستمدارانی چون مکرون را تبدیل به ستارههای شبکههای اجتماعی کنند، اما برای اروپا نان و آب نمیشوند. اروپاییها برگهای زیادی برای بازی ندارند. سرنوشت ناتو در هالهای از ابهام است، از نظر اقتصادی نسبت به پیش از سال 2021 ضعیفترند و روسیه درصدد است تا تبدیل به متحدی جدی برای ترامپ شود.
در چنین شرایطی شاید اتکا بر تمدن اروپایی، بهعنوان یک کل واحد برای کشورهایی که با بحران حضور ترامپ در کاخ سفید دست و پنجه نرم میکنند، بتواند تااندازهای کارساز باشد.