انکار جنایت در پرونده قتل شهید کمندی
اتهامم را قبول ندارم چون من اصلا نارنجک همراه نداشتم...
هفت صبح| آبان سال 1401 در جریان ناآرامیهای اجتماعی، یک جوان بسیجی به نام امیرکمندی که برای آرام کردن اوضاع خیابان ستارخان در این محل مشغول انجام ماموریت بود؛ از سوی افراد ناشناس مورد اصابت نارنجک قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان به دلیل شدت جراحت وارد شده در ناحیه سر ناشی از برخورد نارنجک دستی با سرش جان خود را از دست داد و به شهادت رسید.به این ترتیب رسیدگی به موضوع وارد فاز جنایی شد و تحقیقات برای یافتن ردی از عاملان جنایت آغاز شد.
15 ماه بعد
در حالی که تحقیقات برای دستگیری متهمان پرونده تا 15 ماه بعد از وقوع ماجرا بینتیجه مانده بود، بالاخره مشخص شد که همزمان با قتل شهید کمندی، پایگاه بسیج تیموری واقع در محله طرشت چند جوان را دستگیر کرده بوده که همراه خود نارنجک حمل میکردند.
مشخصات این افراد تحت بررسی قرار گرفت و معلوم شد که یکی از آنها به نام ایمان حتی چند ماه در بازداشت هم به سر برده و سرانجام با عفو رهبری آزاد شده است.
بنابراین ایمان و سه دوست او بازداشت شدند و در تحقیقات ابتدایی اعتراف کردند که در جریان ناآرامیهای خیابان ستارخان حضور داشته و از بالای پل به سمت پایین نارنجک پرتاب کرده بودند.
یکی از بازداشت شدگان به نام سهیل در اقاریر خود گفت که نارنجکی را پرتاب کرده که به سر یک بسیجی برخورد کرده است. با اعترافات متهمان و تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی بعد از قرائت کیفرخواست،سهیل به عنوان متهم ردیف اول پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود گفت:«من اتهامم را قبول ندارم و تمام اعترافات قبلی من تحت فشارهای شدید بوده است.من تا روزی که دستگیر شدم روال عادی زندگیام را داشتم و مطابق معمول سر کارم میرفتم.اگر من آدم کشته بودم،روند طبیعی زندگیام را دنبال نمیکردم و به فکر فرار میافتادم.»
سپس نوبت به وکیل سهیل رسید که از خود دفاع کند و او گفت:«در جلسه قبلی دادگاه،ایرادات و نواقصی در پرونده مطرح شد که هنوز آنها رفع نشده است.نقطه زنی موبایل موکلم نشان میدهد که او در زمان وقوع حادثه در خیابان آذربایجان حضور داشته است و همچنین تقاضای بررسی دوربینهای مدار بسته موجود در محل را داریم که نشان میدهد موکلم در لحظه اصابت نارنجک در آن محل حضور نداشته است.»
در اینجا قاضی از متهم پرسید:«چرا بعد از حادثه در بیمارستان محل معالجه شهید کمندی حاضر بودی؟» متهم پاسخ داد:«ساعت حضور من در بیمارستان مربوط به دقایقی قبل از وقوع است.من تصادف کرده بودم و دوستم آسیب دیده بود که برای درمان او به بیمارستان رفته بودم.»
سپس نوبت به ایمان رسید که از خود دفاع کند و گفت:«اتهامم را قبول ندارم چون من اصلا نارنجک همراه نداشتم.وقتی در شلوغیها دستگیر شدم ماموران متوجه شدند که من نارنجک و هیچ سلاح دیگری همراهم نبود به همین دلیل هم مشمول عفو رهبری شده و آزاد شدم.»
دو متهم دیگر نیز اتهامات خود را انکار کردند.قضات دادگاه بعد از اخذ آخرین دفاع برای صدور رای وارد شور خواهند شد.