کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۲۶۶۱
تاریخ خبر:
شاگرد کابینت کار به اتهام قتل عمدی و دفن جسد صاحب کارگاه محاکمه شد

بعد از سرقت کارت بانکی، صاحبکارم را کشتم

بعد از سرقت کارت بانکی، صاحبکارم را کشتم

برگشتم تا به فرزاد بگویم که این چاله را پیدا کرده‌ام و می‌خواهم جسد را داخل آن بیندازم، اما دیدم فرزاد گودالی کنده و سعید را تا کمر داخل خاک فرو کرده بود

هفت صبح| اسفند سال ۱۴۰۳، خانواده مرد ۴۰ ساله‌ای به نام سعید، مفقود شدن ناگهانی او را به پلیس آگاهی اطلاع دادند. به این ترتیب، رسیدگی به موضوع خیلی سریع در دستور کار مأموران قرار گرفت و تحقیقات برای یافتن ردی از سعید آغاز شد. در اولین قدم از تحقیقات، آخرین تماس‌های سعید مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد او آخرین بار با شاگرد کارگاه خود صحبت کرده و حتی با یکدیگر قرار ملاقات نیز گذاشته‌اند. به این ترتیب، شاگرد کارگاه کمد و کابینت‌سازی سعید به نام آرش، به‌عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام بازداشت شد.

 

اعتراف به جنایت

آرش که در ابتدا سعی می‌کرد از بیان حقیقت طفره برود، در نهایت لب به اعتراف گشود و اقرار کرد که به خاطر سرقت کارت بانکی صاحب‌کار خود با او درگیر شده و سپس به کمک یکی از دوستانش به نام فرزاد، جسد سعید را در نزدیکی زرندیه ساوه دفن کرده‌اند.با اطلاعاتی که آرش در اختیار مأموران پلیس قرار داد، فرزاد نیز دستگیر شد و آدرس محل دفن جسد را در اختیار مأموران قرار داد. بعد از کشف جسد، تحقیقات در پرونده برای رازگشایی از ماجرا کلید خورد.

 

زمانی که آرش در مقابل بازپرس کشیک قتل قرار گرفت، در اولین اعترافات خود ماجرای درگیری‌اش با سعید را این‌طور مطرح کرد:«چند ماهی می‌شد که در کارگاه کمد و کابینت‌سازی سعید کار می‌کردم. کار ما برش دادن ام‌دی‌اف و نصب کارهای آماده‌شده مشتریان بود. سعید می‌دانست که من مشکل مالی خیلی شدیدی دارم و تقریباً همیشه از لحاظ مالی من را حمایت می‌کرد.

 

تا اینکه روز حادثه، وقتی دیدم کارت بانکی سعید روی میز افتاده، آن را برداشتم. من قبلاً بارها با سعید به خرید رفته بودم و رمز کارت را می‌دانستم. حتی چندین بار کارت را به من داده بود و از من خواسته بود خریدهایی انجام دهم.به همین دلیل، وقتی کارت سرقت شد و شروع به خرید با آن کردم، سعید به تنها کسی که شک کرد، من بودم.»

 

متهم در ادامه گفت: «آن روز من چند فقره خرید با کارت سعید انجام دادم و در نهایت سراغ یک طلافروشی رفتم و مبلغ حدود ۱۸۰ میلیون تومان طلا خریدم. همان موقع بود که سعید با من تماس گرفت و گفت: «من می‌دانم کارت بانکی من دست توست. آن را برای من پس بیاور.» من هم به او گفتم: «بله، من آن را برداشتم، اما اشتباه کرده‌ام.»

 

لحظه جنایت

متهم درباره لحظه حادثه گفت:«سعید با من در اتوبان همت قرار گذاشت و من چون از مواجهه با او ترسیده بودم، از دوستم فرزاد خواستم که با من سر قرار بیاید. ساعت حدود ۸:۳۰ شب بود که من و فرزاد سر قرار با سعید رسیدیم. او وقتی چشمش به من افتاد، از شدت عصبانیت به سمت من حمله‌ور شد. در همین حال، فرزاد سعی می‌کرد ما را از یکدیگر جدا کند، اما سعید او را هل داد و به او فحاشی کرد و حرف‌های رکیکی زد. فرزاد عصبانی شد و این‌بار فرزاد و سعید با یکدیگر درگیر شدند.من برای اینکه سعید یقه فرزاد را رها کند، دو ضربه با چاقو به کمر او زدم و وقتی خون بیرون زد، به‌شدت ترسیدم.

 

به فرزاد گفتم بیا او را سوار ماشین کنیم. هر دو روی صندلی عقب نشستند و من به سمت خارج از شهر راه افتادم. چند ثانیه یک‌بار از فرزاد می‌پرسیدم حالش چطور است و او می‌گفت که سعید نفس نمی‌کشد.خیلی ترسیده بودم و می‌خواستم هر طور شده جسد را مخفی کنم. به همین دلیل، به سمت ساوه ادامه مسیر دادم. به نزدیکی جاده خاکی که رسیدیم، از ماشین پیاده شدم و می‌خواستم جایی برای دفن جسد پیدا کنم، اما نمی‌خواستم با ماشین تردد کنم تا برای خودروهای عبوری جلب توجه نشود و رفتار شک‌برانگیزی انجام نداده باشم.

 

به همین دلیل پیاده به مسیر ادامه دادم و بعد از گذشتن از یک تونل، چاله‌ای پیدا کردم که از قبل آنجا حفر شده بود. برگشتم تا به فرزاد بگویم که این چاله را پیدا کرده‌ام و می‌خواهم جسد را داخل آن بیندازم، اما دیدم فرزاد گودالی کنده و سعید را تا کمر داخل خاک فرو کرده بود، اما سعید داشت خرخر می‌کرد.من که می‌ترسیدم او به هوش بیاید، یک ضربه دیگر با چاقو به گردنش زدم و بعد همان‌جا دفنش کردیم و به خانه برگشتم.» با اعترافات صریح متهم و تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهمان پای میز محاکمه رفتند.

 

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی، مادر فرزاد تقاضای قصاص متهم را کرد و گفت: «بعد از این حادثه، شوهرم حال و روز خیلی بدی دارد. او با حال وخیم در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری است و امروز نتوانسته در دادگاه حاضر شود.اما او تقاضای خود مبنی بر قصاص را قبلاً ضمیمه پرونده کرده است.»

 

همچنین پدر و مادر فرزاد به‌عنوان قیم دختر خردسال او، تقاضای قصاص متهم را مطرح کردند.سپس نوبت به آرش رسید تا در برابر اتهام قتل عمدی از خود دفاع کند. او گفت: «روز حادثه به دلیل فشار مالی و وسوسه شدن، کارت صاحب‌کارم را برداشتم. سعید می‌دانست که من وضع مالی بدی دارم و به‌شدت پول نیاز دارم و از طرفی می‌دانست که رمز کارت بانکی او را می‌دانم. برای همین به من شک کرد.من در صحنه درگیری دو ضربه به او وارد کردم و موقع دفن او نیز ضربه دیگری به گردنش زدم، اما پزشکی قانونی تعداد ضربات واردشده را ۱۸ ضربه اعلام کرده است. من فقط سه ضربه وارد کرده‌ام و نمی‌دانم ضربات دیگر را چه کسی به او وارد کرده است.»

 

قاضی گفت: «تو متوجه شدی که دوستت هم ضربه‌ای زده باشد؟» متهم پاسخ داد: «من در آن لحظات به‌شدت ترسیده بودم و توجهی به اطرافم نداشتم، اما ندیدم که دوستم ضربه‌ای زده باشد.» او همچنین درباره انگیزه خود از قتل گفت: «من به هیچ عنوان نمی‌خواستم سعید را بکشم و از او کینه‌ای به دل نداشتم. همه‌چیز ناگهانی اتفاق افتاد. حتی زمانی که سوار خودرو شدیم، از دوستم خواستم که او را به بیمارستان برسانیم، اما من و فرزاد بیمارستانی را در تهران بلد نبودیم.»

 

قاضی گفت: «تو چند سال است در تهران زندگی می‌کنی؟»

متهم پاسخ داد: «من ۱۸ سال است که ساکن تهرانم.»

قاضی گفت: «چطور در این مدت حتی آدرس یک بیمارستان را یاد نگرفته‌ای؟»

متهم گفت: «ما دیگر به این نتیجه رسیده بودیم که سعید جانش را از دست داده است. برای همین به دفن او اقدام کردیم.»

 

متهم ردیف دوم نیز در دفاع از خود گفت: «زمانی که آرش برای پیدا کردن محل مناسبی برای دفن از ماشین دور شد، من با جسد تنها شدم و خیلی ترسیده بودم. می‌خواستم هرچه سریع‌تر جسد را دفن کنیم تا کسی متوجه نشود که ما جسدی را همراه خود به جاده خاکی آورده‌ایم. برای همین با قفل خودروی ماشین چاله‌ای کندم و مقتول را تا کمر در آنجا گذاشتم. همان موقع آرش از راه رسید و ضربه دیگری به گردن مقتول وارد کرد.»

 

در این قسمت از رسیدگی، خواهر و برادران مقتول با اعتراض به اظهارات متهمان گفتند: «پزشکی قانونی در گزارش خود اعلام کرده که ۱۸ ضربه به برادر ما وارد شده، اما متهم می‌گوید فقط سه ضربه وارد کرده است. باید تکلیف ضربات دیگری که به مقتول وارد شده مشخص شود.»

قاضی دادگاه با اعلام نقص در تحقیقات، پرونده را بار دیگر به دادسرا ارجاع داد تا تکلیف ضربات واردشده به مقتول در تحقیقات بعدی مشخص شود. به همین دلیل، آخرین دفاع متهم اخذ نشد و با تجدید جلسه رسیدگی، ادامه محاکمه به جلسه بعد موکول شد.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۲۶۶۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر