فکر کردم اسلحه دارد شلیک کردم
ناگهان ایمان به سمت آنها تیراندازی و یک گلوله به شاهین اصابت کرد
هفت صبح| رسیدگی به پرونده قتل جوانی به نام شاهین سه سال قبل با اعلام خبر از سوی مأموران کلانتری در محدوده میدان آزادی، در دستور کار تیم جنایی و بازپرس کشیک قتل قرار گرفت. بررسیهای ابتدایی نشان میداد که اهالی محل با شنیدن صدای تیراندازی، وحشتزده از خانههای خود خارج شدند و با جسد غرق در خون شاهین مواجه شدند.
در حالی که هنوز امید به زنده بودن او داشتند، خیلی سریع مأموران اورژانس را خبر کردند تا شاهین را به بیمارستان برسانند، اما شدت جراحت واردشده به حدی بود که شاهین جان خود را از دست داد. به این ترتیب، رسیدگی به ماجرا وارد فاز جنایی شد و در بررسیهای ابتدایی مشخص شد که شاهین روز حادثه به همراه یکی از دوستان خود به نام حامد با فردی قرار داشته که آن فرد شاهین را مورد اصابت گلوله قرار داده بود.
تحقیقات ابتدایی
در قدم بعدی تحقیقات، حامد تحت بازجویی قرار گرفت و به مأموران گفت که مدتی قبل پولی را به یکی از دوستان خود به نام ایمان قرض داده بود، اما ایمان قرضش را پس نمیداد. روز حادثه نیز به همراه شاهین برای گفتوگو با ایمان در محل حاضر شده بودند که ناگهان ایمان به سمت آنها تیراندازی و یک گلوله به شاهین اصابت کرده است.
حامد همچنین اظهار داشت که ایمان نیز با یکی از دوستان خود به محل قرار آمده بود. با اطلاعاتی که حامد در اختیار مأموران قرار داد، ایمان و دوستش بازداشت شدند و پس از تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.پس از محاکمه، متهم ردیف اول به قصاص و متهم ردیف دوم به اتهام معاونت در قتل عمدی به حبس محکوم شد. حکم صادرشده در دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد، اما با تقاضای اعاده دادرسی از سوی متهم ردیف دوم، پرونده بار دیگر به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع داده شد و متهمان پای میز محاکمه رفتند.
در دادگاه
در این جلسه رسیدگی، ایمان به شرح ماجرای جنایت پرداخت و گفت: «مدتی قبل مبلغ دو میلیارد تومان از حامد قرض گرفته بودم، اما بعد از آن متوجه شدم که حامد مبلغ بیشتری از پدر من گرفته و طلبش را پس نداده است. به همین دلیل تصمیم گرفتم که من هم طلب حامد را در ازای پولی که پدرم از او طلب داشت، پس ندهم.اما یک روز او با من تماس گرفت و گفت پولی که به تو دادم متعلق به خودم نبوده، بلکه متعلق به یکی از دوستانم به نام شاهین است. او و چهار برادرش از اشرار منطقه هستند و اگر پولشان را پس ندهی، تو را تکهتکه میکنند.آنها با کسی شوخی ندارند.»
متهم ادامه داد:«او بارها با من تماس میگرفت و میخواست من را وادار کند که پول را به او پس بدهم. من از تهدیدهایش آنقدر ترسیده بودم که تصمیم گرفتم پولش را تهیه کرده و به او پس بدهم.به همین دلیل، روز حادثه با او قرار گذاشتم. یک چک یک میلیارد تومانی داشتم که برای نقد کردن آن به بانک مراجعه کردم تا پولش را به حامد بدهم، اما چک نقد نشد.
برای همین میخواستم سر قرار بروم و به او بگویم که چک نقد نشده است.حامد بارها محل قرار را تغییر میداد و لوکیشن را عوض میکرد. یک بار به من گفت سر خیابان بیا و بار دیگر گفت به نزدیکی پمپ بنزین بیا. من که از این رفتارها و تهدیدهای قبلی او ترسیده بودم، هنگام مراجعه به محل قرار، همراه خود یک اسلحه بردم.در همان حال، وقتی به او نزدیک شدم، با سر به شاهین اشاره کرد و گفت این همان کسی است که به تو گفته بودم مشکلت را با خودش حل کن.»
متهم درباره لحظه تیراندازی اینطور توضیح داد:«من دیدم که شاهین با چشمغره و حالت عصبانیت به سمت من میآید و احساس کردم که در لباسش چیزی شبیه سلاح پنهان کرده است. برای همین از داخل کیفی که دستم بود، به سمت او شلیک کردم. گلوله به او اصابت کرد و موجب مرگش شد.»
در اینجا متهم ردیف دوم گفت: «من هیچ نقشی در این ماجرا نداشتم. روز حادثه به نزدیکی خودروی خود آمده بودم، چون همسرم با من تماس گرفته و گفته بود خودرو روشن نمیشود. همان موقع دیدم که ایمان به سمت شاهین شلیک کرد. او برای اینکه جرم خودش را کم کند، بیجهت پای من را به این ماجرا باز کرد و به دروغ گفت که من هم همراهش بودم.با اینکه من فقط شاهد ماجرا بودم و اصلاً نمیدانستم جریان چیست.»
قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات هر دو متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.