مامور پلیس: شلیک مرگبار از سلاح من نبود
سلاح من گیر کرده بود و شلیک نمیکرد. من قبل از آن فقط یک تیر هوایی شلیک کرده بودم
هفت صبح| اواسط سال ۱۴۰۱ بود که در یکی از محلههای تهران، سر و صدای درگیری از یک خانه مسکونی به گوش همسایهها رسید و دقایقی بعد، اهالی محل شاهد شعلهکشیدن زبانههای آتش از پنجره این واحد مسکونی بودند. بلافاصله رسیدگی به موضوع در دستور کار مأموران آتشنشانی قرار گرفت و در همین حین، مرد جوانی به آنها مراجعه کرد و گفت: «برادر من در خانهاش همسر و فرزندان خود را حبس کرده و حتی اقدام به آتشافروزی در خانه کرده بود.
من مجبور شدم یک بار به دروغ بگویم شخصی قرآن را آتش زده و یک بار هم به دروغ بگویم که سرقت اتفاق افتاده تا بتوانم از کمک پلیس استفاده کنم، اما حقیقت این است که او اقدام به حبس همسر و فرزندان خود کرده و من نگران حال خانواده او هستم.» این مرد جوان در ادامه گفت: «برادرم اعتیاد شدید دارد و هر زمان که در مصرف مواد مخدر زیادهروی میکند، دچار توهم میشود و ممکن است برای دیگران خطرات جانی ایجاد کند. من حتی دستور انتقال او به کمپ ترک اعتیاد را نیز دارم، اما او قبول نمیکند که در را باز کند تا ما خانوادهاش را نجات دهیم.»
گزارش یک قتل
در همین حین، یکی از همسایهها نیز به مأمور اعزامشده گفت: «این مرد درست میگوید. ما ابتدا صدای درگیری و دادوبیداد از خانه مرد معتاد شنیدیم و حتی میخواستیم با شکستن در وارد خانه او شویم که ناگهان شعلههای آتش از خانهاش زبانه کشید. مأموران آتشنشانی آتش را خاموش کردند و رفتند، اما او همچنان مانع ورود ما به خانهاش میشود.»با اصرار همسایهها و برادر مرد معتاد، مأمور قبول کرد که تا دم در خانه مرد معتاد برود. برادر او به مأمور گفت: «من کلید دارم، اما از ترس جانم اقدام به ورود به خانه نکرده بودم.»
سپس در را با کلیدی که در دست داشت باز کرد و به همراه مأمور به مقابل در آپارتمان برادرش رفتند. اما در آنجا، درگیری مأمور با مرد معتاد منجر به شلیک تیر هوایی و اصابت گلوله به مرد معتاد شد.خیلی سریع رسیدگی به موضوع در دستور کار اورژانس قرار گرفت و مرد معتاد که بهشدت مجروح شده بود، به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحت واردشده به حدی بود که او به کام مرگ رفت.
به این ترتیب، رسیدگی به موضوع در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت و با تکمیل تحقیقات، با توجه به اینکه اقدام تیراندازی مأمور پلیس طبق قانون، مجرمانه شناخته شد، مأمور پلیس به اتهام مباشرت در قتل عمدی پای میز محاکمه رفت.
محاکمه
در اولین جلسه دادگاه، مأمور پلیس اتهام خود را نپذیرفت و اعلام کرد که گلوله از اسلحه یکی دیگر از دوستانش شلیک شده و به مرد معتاد اصابت کرده است.با این حال، با توجه به دادخواست همسر مقتول بهعنوان قیم فرزندانش که ولیدم هستند، مبنی بر دریافت دیه، قضات دادگاه مأمور پلیس را به پرداخت دیه محکوم کردند.
اما با توجه به اینکه یکی از اولیای دم صغیر بود و همچنین نقص در تحقیقات درباره چگونگی اصابت گلوله و نوع سلاح شلیککننده وجود داشت، پرونده بار دیگر در جریان تحقیقات قرار گرفت و روز گذشته، متهم برای دومین بار پای میز محاکمه رفت.در جلسه رسیدگی، مأمور پلیس که به همراه نماینده ناجا در دادگاه حاضر شده بود، ماجرا را اینطور شرح داد:
«روز حادثه در ابتدا با کلانتری ما تماس گرفته شد و گزارش یک قرآن سوزی در معابر عمومی داده شد که من و همکارم به ماموریت اعزام شدیم اما زمانی که به آنجا رسیدیم مشاهده کردیم که امدادگران آتش نشانی در حال خاموش کردن آتشی بودند که داخل یک آپارتمان بود و هیچ آتش افروزی عمدی در معابر عمومی رخ نداده بود.اما زمانی که به کلانتری بازگشتیم بار دیگر گزارش یک سرقت در همان محل قبلی داده شد که این بار هم من و یک همکارم راهی محل حادثه شدیم.
اما گزارش سرقت هم دروغین بود و برادر مقتول گفت برای کمک گرفتن از پلیس به دروغ چنین ادعاهایی کرده است. زمانی که به اصرار برادر مقتول مقابل خانهاش رفتم، در را باز کردیم و دیدیم که او با ساطوری در دست، گوشهای از هال خانهاش نشسته است. به او گفتم که داری چه کار میکنی که او به سمت من چاقویی پرتاب کرد و گفت: تو اینجا چه کار میکنی؟ از اینجا برو.»
متهم ادامه داد:«من هم به پاگرد طبقه پایین آمدم و با کلانتری تماس گرفتم و گفتم ماجرا سرقت نبوده است. قضیه از این قرار است که برادر این مرد، از ترس جان همسر و فرزندان برادرش، از ما کمک خواسته و من دستور قضایی برای ورود به منزل آنها ندارم.خیلی سریع دستور قضایی اخذ شد و دو نفر دیگر از همکارانم به کمک من آمدند و با فرد دیگری که از قبل همراه ما بود، چهار نفری وارد خانه این مرد شدیم. او در ابتدا از پشت در آشپزخانه به سمت ما وسایل مختلف و چاقو پرتاب میکرد و سپس با شتاب خود را به پشت ویترین خانهشان رساند و از آنجا اقدام به پرتاب کردن ساطور بزرگی که در دستش داشت، کرد.
در اینجا سلاح من گیر کرده بود و شلیک نمیکرد. من قبل از آن فقط یک تیر هوایی شلیک کرده بودم. برای همین، دقایقی به راهپله رفتم تا اسلحهام را درست کنم. وقتی برگشتم، یک گلوله به سمت پای مرد معتاد شلیک کردم که به ماهیچه کنار زانوی او اصابت کرد و بعد هم سریع اورژانس را خبر کردیم. زمانی که مأموران اورژانس آمدند، من فقط نگران پای او بودم و اصلاً متوجه نشده بودم که پیش از آن، از اسلحه یکی دیگر از همکارانم گلولهای به پهلوی مرد معتاد هم شلیک شده بود. اما گلولهای که باعث مرگ او شده، از اسلحه من شلیک نشده است و من اتهامم را قبول ندارم.»
متهم در ادامه گفت: «من به پرداخت دیه محکوم شدم و با توجه به اینکه عدهای از اولیای دم صغیر هستند، دیه مقتول را به صندوق بیتالمال پرداخت کردم. اما حتی با وجود پرداخت دیه، هنوز هم خود را بیگناه میدانم و اتهامم را قبول ندارم.»
قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.