۱۱۶ روز میان بودن و نبودن| قطعی فلجکننده اینترنت
در اقتصاد دیجیتال، بحران با «وصلشدن دوباره اینترنت» تمام نمیشود
هفت صبح| داستان اینترنت در ایران در سال ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵، داستان قطعیهای گسترده اینترنت، هزینه سنگین فیلترشکن، رشد حسابهای موازی، آسیب به کسبوکارها، افت بازارهای فروش، فشار بر پلتفرمهای داخلی است که فرسایش اعتماد را بهدنبال داشته است. گزارش جدید و قابل توجه «دیتاک» این حقیقت را با اعداد و ارقام به ما میگوید: در یک بازه ۱۵ ماهه، کاربر ایرانی ۱۱۶ روز با محدودیت شدید و قطعی اینترنت روبهرو بوده است. یعنی تقریباً یکچهارم سال، اینترنت در ایران یا قطع بوده یا فلج!
اما نقطه دیگر این گزارش، قطعی ۸۸ روزهای است که از اسفند ۱۴۰۴ شروع شد. این فقط یک اختلال فنی نبود؛ این طولانیترین خاموشی پیوسته اینترنت در مقیاس ملی و حتی جهانی بود که تا آن زمان برای یک کشور ثبت شده بود. یعنی کاربر ایرانی نزدیک به سه ماه به طور کامل از جهان آزاد اطلاعات جدا شد. اما اینجا جایی است که نبوغ کاربر ایرانی خودش را نشان میدهد؛ کاربر ایرانی هر چه بیشتر تحت فشار قرار گرفت، بیشتر یاد گرفت چطور راه گریز بسازد.
وقتی «حساب دوم و سوم» تبدیل به بیمه عمر میشود!
گزارش دیتاک یک نکته بسیار مهم را به ما میگوید: کاربر ایرانی هرگز تسلیم نشده و نمیشود. برخلاف تصور برخی که فکر میکردند با قطع کردن اینترنت، مردم به سمت پلتفرمهای داخلی میروند و پلتفرمهای جهانیها را فراموش میکنند، اتفاق کاملاً برعکس شد. یعنی کاربر ایرانی با پرداخت هزینههای میلیونی و امتحان کردن ویپیانهای مختلف، هر طور بود خودش را به جهان وصل کرد.
دیتاک میگوید تعداد حسابهای فعال هر کاربر دو برابر شده است. اگر در سال ۱۴۰۳ هر کس بهطور متوسط ۱.۵ حساب فعال در شبکههای اجتماعی داشت، در بهار ۱۴۰۵ این عدد به سه حساب رسید. این یعنی کاربر ایرانی به سمت «استراتژی بقا» حرکت کرده است. او فهمید که نمیتواند تمام ارتباطات، سرگرمی و کارهای کاریاش را روی یک بستر بنا کند. کاربر برای اینکه در زمان قطع یک مسیر، مسیر دیگری داشته باشد، سبد خود را متنوع کرد. رشد تعداد حسابها نشانه علاقه بیشتر به شبکههای اجتماعی نبود، بلکه نشانهای از «ترس از دسترسی» بود. کاربر ایرانی یاد گرفت که برای هر مسیر، یک راه فرار هم داشته باشد.
رشد اجباری پلتفرمهای داخلی؟
اما در این فضای بحرانی، پلتفرمهای داخلی مثل بله، روبیکا و ایتا رشد کردند. طبق دادههای دیتاک، بله ۲۷۰درصد، روبیکا ۵۰ درصد و ایتا ۲۶ درصد رشد نشان دادهاند. اما بیایید صادق باشیم؛ این رشد لزوماً به معنای محبوبیت این برنامهها نیست، بلکه نتیجه یک «مهاجرت اجباری» بود. وقتی مسیرهای جهانی بسته شد، کاربر برای ارتباطات ضروریاش به اینها پناه برد.
اما نکته تلخ اینجاست که رشد تقاضا با ظرفیت زیرساخت یکی نبود. گزارش دیتاک نشان میدهد که این بحران، یک آزمون برای ظرفیت زیرساختی پلتفرمها بود و بسیاری در این آزمون شکست خوردند. برای نمونه، «ایتا» در نقطه اوج تقاضا، ثبتنام کاربران جدید را متوقف کرد و در ارسال فایلهای حجیم به مشکل خورد. این یعنی حتی وقتی کاربر مجبور بود به سمت پلتفرم داخلی برود، زیرساختها آمادگی پذیرش این حجم از جمعیت را نداشتند و در واقع «پلتفرمهای داخلی» هم در برابر فشار کاربر ایرانی کم آوردند.
ویپیان به قیمت ۲ میلیون تومان
یکی از بخشهای جذاب و در عین حال مهم گزارش دیتاک، بازار سیاه فیلترشکنهاست. وقتی دسترسی به جهان قطع میشود، ویپیان از یک ابزار فنی به یک «کالای استراتژیک» تبدیل میشود. دیتاک میگوید ۷۵درصد کاربران ایرانی از فیلترشکن استفاده میکنند و از هر سه نفر، یک نفر برای آن پول میدهد.
بهای این اتصال چقدر است؟ قیمت هر گیگابایت ویپیان که در ابتدا ۱۷۰۰ تومان بود، در اوج قطعی به ۳۹۰هزار تومان رسید و حتی قیمتهایی تا ۲ میلیون تومان برای هر گیگابایت ثبت شده است! این یعنی هزینه اینترنت در ایران دیگر فقط هزینه بستهای نیست که از اپراتور میخریم؛ بلکه یک لایه هزینه اضافی و سنگین است که مستقیماً از جیب خانوادهها کسر میشود. توجه مردم به «فیلترشکن» در کانالهای تلگرامی حتی از توجه به «قیمت دلار» هم بیشتر شده است؛ نسبت توجه به این دو حوزه ۱۰ به ۸ گزارش شده است. این یعنی در روزهای تاریکی، تنها چیزی که برای مردم اهمیت داشت، راهی برای فرار از سانسور بود.
بازگشتی که هرگز اتفاق نیفتاد!
سنگینترین ضربه به جیب کسبوکارهای کوچک و متوسط زده شد، بهخصوص کسانی که بورس کارشان اینستاگرام بود. دیتاک ۶۶ هفته فعالیت فروشگاههای فارسیزبان اینستاگرام را بررسی کرده که نتیجهاش تکاندهنده است. بعد از قطعی ۸۸ روزه، یک اتفاق عجیب افتاد.در خرداد ۱۴۰۵، بازدید محتوا به ۷۸ درصد سطح اوج سال قبل رسیده بود، اما تعداد فروشگاههای فعال تنها ۵۹ درصد بود و تعداد پستها به ۵۴ درصد رسید. چرا؟
چون بازگشت اینترنت به معنای بازگشت فوری درآمد نیست. فروشنده باید دوباره محتوا تولید کند، موجودی بگیرد و اعتماد مشتری را که در دوران قطعی از دست داده بود، دوباره به دست آورد. بسیاری از فروشگاهها فهمیدند «یک سکو» کافی نیست و استراتژی «چندسکوییشدن» را پیش گرفتند تا اگر اینستاگرام قطع شد، مشتری را کاملاً گم نکنند.
مرگ بازار شب عید و رقابت در میدان خلوت!
اگر بخواهیم بفهمیم این قطعیها چه ضربهای زد، به «شب عید» نگاه کنید. بازار کمپینهای فروش در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ درصد کوچکتر شد. بلکفرایدی و یلدا با کاهش ۲۴ تا ۲۶ درصدی مواجه شدند، اما شب عید... شب عیدی که با آغاز جنگ و قطعی اینترنت، ۹۷ درصد سقوط کرد! یعنی بازاری که باید در اوج باشد، عملاً برگزار نشد.
وقتی اعتماد در یک «اختلال» میسوزد!
ضربه به اعتبار نهادهایی مثل بانکها رسید. دیتاک وضعیت پنج بانک بزرگ ایران را بررسی کرده و میانگین احساسات کاربران نسبت به این بانکها «منفی ۵۱» است! یعنی یک عصبانیت جمعی. به خصوص بانک سپه که در این ۱۵ ماه، مجموعاً ۱۱۳ روز در وضعیت بحران و اختلال بوده است.
این یعنی در اقتصاد دیجیتال، بحران با «وصلشدن دوباره اینترنت» تمام نمیشود؛ بلکه تازه مرحله «بازسازی اعتماد» شروع میشود. کاربر یاد گرفته که هر لحظه ممکن است دسترسیاش قطع شود و این بیاعتمادی، برندهای بانکی را به شدت تخریب کرده است.