کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۸۹۹
تاریخ خبر:

قصه روز | حکایت آموزنده شبلی و کودکان؛ از طمع دوری کنید

قصه روز | حکایت آموزنده شبلی و کودکان؛ از طمع دوری کنید

در این مطلب حکایتی زیبا و آموزنده درباره طمع و آسیبی که به انسان می رساند برایتان آورده ایم.

به گزارش هفت صبح، داستان شبلی درسی ساده اما عمیق درباره طمع و قناعت به ما می دهد. کودک فقیر برای به دست آوردن چند تکه حلوا، حاضر شد عزت و جایگاه خود را نادیده بگیرد و مانند سگ پارس کند. شبلی از همین رفتار دریافت که طمع می تواند انسان را تا جایی پیش ببرد که برای رسیدن به خواسته ای کوچک، شخصیت و ارزش خود را فراموش کند.

 

حکایت شبلی و کودکان

شبلی عارف معروف به مسجدی رفت که دو رکعت نماز بخواند. در آن مسجد کودکان درس می‌خواندند و وقت نان خوردن کودکان بود. دو کودک نزدیک شبلی نشسته بودند؛ یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری پسر فقیری.

در زنبیل پسر ثروتمند پاره‌ای حلوا بود و در زنبیل پسر فقیر نان خشک. پسر فقیر از او حلوا می‌خواست.

آن کودک می‌گفت: اگر خواهی که پاره‌ای حلوا به تو دهم، سگ من باش و چون سگان بانگ کن. آن بیچاره بانگ سگ کرد و پسر ثروتمند پاره‌ای حلوا بدو می‌داد. باز دیگر باره بانگ می‌کرد و پاره‌ای دیگر می‌گرفت. همچنین بانگ می‌کرد و حلوا می‌گرفت.

شبلی در آنان می‌نگریست و می‌گریست.

کسی از او پرسید: ای شیخ تو را چه رسیده است که گریان شده‌ای؟

شبلی گفت: نگاه کنید که طمع‌کاری به مردم چه رسانَد؟ اگر آن کودک بدان نان تهی قناعت می‌کرد و طمع از حلوای او برمی‌داشت، سگ همچون خویشتنی نمی‌شد.

 

این حکایت به ما یادآوری می کند که قناعت و حفظ عزت نفس، گاهی از به دست آوردن خواسته های بیشتر ارزشمندتر است. انسان اگر به داشته های خود راضی باشد و چشم طمع به دارایی دیگران نداشته باشد، کمتر گرفتار خواری و وابستگی می شود. در واقع، پیام اصلی داستان این است که طمع، انسان را بنده چیزی می کند که شاید ارزش چندانی نداشته باشد، اما قناعت می تواند او را از بسیاری از پستی ها و وابستگی ها دور نگه دارد.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۸۹۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر