درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجالساز شد
خبر وصلتش با رامبد همه را شگفتزده کرد. جدایی از رامبد در سال 1393، او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل میکند
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به سحر دولتشاهی اختصاص دادیم. بازیگر خوشچهره و درجه یک سینمای ایران. دلیلش را هم خب حتما میدانید که چرا خانم سحر به پروفایل امروزمان راه پیدا کرده. یکی آن استوری جنجالی که منتشر کرده و دیگری گریههای او و حس وطندوستیاش که خیلی دیده شد.

از او چه میدانیم؟
طبق روال «پروفایل»مان اول کمی درباره او مینویسیم. از سحر دولتشاهی میگویم؛ بازیگر گزیدهکاری که بهندرت تن به فیلمها و سریالهای ضعیف میدهد. سحر که بعد از سریال کمدی ضعیف «ساخت ایران 2» دیگر نقش و اثر بد در کارنامهاش نداشته. متولد 16 مهر 1358. بازیگر برخاسته از خانوادهای متمول که از دهه 80 با تئاتر، بازیگری را شروع کرد.

تحصیلاتش؟ او که ابتدا مهندسی شیمی میخواند و بعد انصراف میدهد و درنهایت کارشناسی مترجمی زبان فرانسهاش را از دانشگاه سوره میگیرد. سحر سال 1387در حالی که همه در انتظار ازدواج رامبد جوان با یک خانم تدوینگر جوان و با استعداد بودند، خبر وصلتش با رامبد همه را شگفتزده کرد. جدایی از رامبد در سال 1393، او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل میکند.

سحر اما جنجالیترین وصلت دهه را هم به خود اختصاص میدهد؛ وقتی که همایون شجریان سال 1402 در مصاحبه با برنامه 360 عادل فردوسیپور اعلام میکند با سحر دولتشاهی رابطه عاشقانه دارد و ازدواج کرده! و در نهایت هم جدایی سحر و همایون اسفند سال گذشته علنی شد و باز هم آنها را به صدر اخبار کشاند. درباره کارنامه بازیگری سحر هم هنرنماییهای او در فیلم عصریخبندان یا نقش یک روانپزشک در افعی تهران، طلا و مس یا فیلم عرق سرد یا نقش رمانتیکش در فیلم آتابای و... را به یاد بیاورید.

40سالگی این شکلیه!
خب این داستان معرفی خانم سحر خیلی طولانی شد؛ انصافا هم نمیشود از حاشیههای زندگی او و کارنامه پربارش گذشت. بریم سر داستان برنامه «روایت شب». سحر دولتشاهی با حضور در برنامه «روایت شب» به میزبانی غزل شاکری، متن بلندی را درباره وطن و ایران خواند که با اشکها و احساساتی شدن او همراه شد.

در یکی دو روز گذشته بریدههایی از این برنامه خیلی دیده شد. جایی که سحر ابتدا وقتی وارد شد، کاهش وزن زیادش جلب توجه کرد. در نهایت وقار زیبایی که کاربران به شوخی نوشتند «40سالگی این شکلیه!» .
گریه سحر در روایت شب
در این برنامه غزل شاکری از سحر دولتشاهی درباره علت ماندنش در ایران سوال میپرسد و او میگوید: «در یک کلمهاش این است که نتوانستم. یکذره بعدش هم این است که این دیار، به جز خودش، مردمی دارد که خیلی بیشتر از استحقاقم به من عشق دادند و نگذاشتند من هیچوقت احساس تنهایی و غربت کنم؛ و یک خانواده بزرگتر در اینجا دارم.»
روخوانی نمایشنامه
نقطه عطف برنامه جایی بود که سحر از روی دستنوشته شروع به خواندن کرد و وقتی به یکسری واژهها رسید، دیگر گریه امانش نداد: «وطن واژهست. لغتنامهست. مصدره، ریشهست. امکانِ، یاده. با کلمه میشه جملههای خوب نوشت و جملههای بد اما آغاز هر جملهای واژهست. با واژه میتونیم به یاد بیاریم؛ مامن. پناه. جانکاه. ریشه. رمق. خاک. خاطره. سوگ. گربه. یوز. قِر. مادر. پدر. تاریخ. پسر. معشوق. باد. بعض. غربت. داغ. عروسی. تولد...
استوری جنجالی سحر
به چند روز پیش و قبلتر از این ماجرای گریههای او در برنامه غزل شاکری برمیگردیم. جایی که سحر دولتشاهی در قالب یک استوری و عنوان «واژه روز» نوشت عزان... «آوای عزا به وقت سپیدهدم. بانگی که از گلدستههای گورستان نواخته میشود تا نوای مرگ را به گوش شهر برساند.» اینجا بود که خیلیها از واژه و جمله او سوءبرداشتند کردند و خانم دولتشاهی را مورد هجمه قرار دادند. او که «عزا» و «اذان» را ترکیب کرده و به هیچ کس هم توهین نکرده بود.
عذرخواهی سحر
بعد از این جنجال، سحر در صفحه اینستاگرامش نوشت که در استوری که روزهای گذشته منتشر کرده، باعث برداشتهایی شده که اصلا با نیت او همخوانی نداشته و تاکید کرد که هیچ قصدی برای بیاحترامی به اذان و باورهای دینی نداشته. سحر نوشت اذان برای او همواره نوایی معنوی، آشنا و قابل احترام بوده و اگر موجب رنجش یا سوءبرداشت شده، متاسف است.