کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۵۰۳۷
تاریخ خبر:
غذا و انرژی در کره زمین بیشترین سهم در تولید گازهای گلخانه‌ای دارند

بازخوانی رابطه انسان مزرعه و اکوسیستم

بازخوانی رابطه انسان مزرعه و اکوسیستم

کشاورزی حدود ۷۰ درصد آب شیرین جهان را مصرف می‌کند و سهم آن در مناطق خشک ایران به ۸۰ تا ۹۰ درصد می‌رسد

هفت صبح، عادل جلیلی| کشاورزی غذای مورد نیاز انسان را تامین می‌کند و در عین حال ارزش افزوده اقتصادی آن نقش تعیین کننده در توسعه این بخش و جوامع وابسته به آن دارد، این نقش در کشورهایی که کشاورزی محور فعالیت‌های اقتصاد است برجسته‌تر می‌شود.

به‌رغم نقش حیاتی این بخش اقتصادی در جوامع انسانی، تبعات محیط زیستی آن  نیز بسیار قابل توجه است؛ 50 درصد سطح عرصه‌های قابل زندگی در کره زمین به بخش کشاورزی تعلق دارد و 50 درصد باقی مانده را اکوسیستم‌های جنگلی و سایر رویشگاه‌های طبیعی، منابع آب‌های شیرین، زیرساخت‌ها و سکونتگاه‌های انسان پوشش می‌دهند.

 

70 درصد منابع مصرفی آب شیرین در سطح کره زمین مورد استفاده بخش کشاورزی است و در مناطق خشک مانند کشور ایران این میزان مصرف به 80 تا 90 درصد نیز می‌رسد. غذا و انرژی در کره زمین بیشترین سهم در تولید گازهای گلخانه‌ای دارند و سهم بخش کشاورزی در تولید گازهای گلخانه‌ای حدود 25 درصد است. این مقدار تولید گازهای گلخانه‌ای پتانسیل افزایش 1.5 تا 2 درجه سانتیگراد حرارت جو زمین را دارد. به‌طوری‌که در بخش کشاورزی، صنعت دامپروری دارای بیشترین سهم در تولید گازهای گلخانه‌ای است.

 

جالب توجه است سهم 94 درصد تولید زی توده پستانداران (غیر از انسان) در کره زمین به پستانداران تحت مدیریت انسان در صنعت دامپروری سنتی و صنعتی تعلق دارد و سهم کل پستانداران حیات وحش فقط 6 درصد است و سهم پرندگان تحت مدیریت انسان در تولید زی توده حدود 71 درصد است در حالی‌که سهم کل پرندگان حیات وحش حدود 29 درصد است. این اعداد و ارقام نشان دهنده تصرف کامل کره زمین توسط انسان برای تامین غذا و سایر نیازهای خود است که بسیار هشدار دهنده است.

 

78 درصد پدیده اوتریفیکاسیون یا مغذی‌شدن و عمدتا توسط عناصر تغذیه‌ای ازت و فسفر در منابع آبی کره زمین به‌وسیله بخش کشاورزی اتفاق می‌افتد. سموم آفات و بیماری‌های مورد مصرف در کشاورزی و کودهای تغذیه‌ای منبع اصلی آلودگی در آب‌های زیرزمینی و سایر منابع آبی در سطح کره زمین هستند. این دغدغه و ابرچالش‌ها زمینه فرسایش اکوسیستمی، زوال و انقراض حیات وحش و تنوع زیستی، پایین آمدن پتانسیل تولیدی منابع آب و خاک، دغدغه‌های بهداشتی و زنجیره‌ای از بیماری‌ها را برای انسان و طبیعت فراهم آورده است که به‌طور جد در مقیاس جهانی، ملی و بخشی باید به آن پرداخته شود.

 

در این ارتباط لازم است در کشورهایی همچون ایران با اقلیم خشک و اکوسیستم‌های شکننده، در سطح کلان سیاست‌گذاری، خصوصا در بخش کشاورزی، چه در مقیاس مدیریتی و تدوین سیاست‌ها و چه در مقیاس پژوهشی و فناوری باید قدم‌های جدی و راهبردی، به‌خصوص در موارد زیر برداشته شود.

 

الف: میزان تقاضا برای تولید غذا و امنیت غذایی ارتباط معنی‌دار با افزایش جمعیت دارد. اتخاذ سیاست‌های معقول و پایدار در مقوله جمعیتی باید این ارتباط معنی‌دار را مدنظر قرار داد. در ایران با توجه به مجموعه محدودیت‌ها و چالش‌ها، پذیرش رویکرد افزایش بهره‌وری نیروی انسانی و استفاده حداکثری از منابع انسانی به رویکرد افزایش جمعیت ارجحیت دارد و رویکرد منطقی و پایدارتری است. پذیرش و اعمال رویکرد توسعه‌ای و تولید ثروت متکی بر منابع انسانی نه تنها رویکرد تجربه شده جوامع توسعه یافته است از طرفی دارای ظرفیت بسیار بالا در رشد اقتصادی و تولید ثروت داشته و از طرفی پایدارترین رویکرد درحفاظت از منابع پایه و طبیعی به حساب می‌آید.

 

ب: به موازات اتخاذ تصمیمات درست در مدیریت انسانی و جمعیتی در سطح سیاستگذاری کلان کشور، در بخش کشاورزی نیز در راستای مدیریت ابرچالش‌ها و دغدغه‌های محیط زیستی حاصل از فعالیت‌های آن؛ چون بحران آب، تغییر کاربری عرصه‌های طبیعی، فرسایش و زوال اکوسیستمی و انقراض تنوع زیستی و آلودگی منابع محیطی و تولید گازهای گلخانه‌ای قدم‌های جدی باید برداشته شود.

 

در این راستا در ساختار مدیریتی و سیاست‌گذاری از یک طرف و در رویکردها و برنامه‌های پژوهشی و فناوری از طرفی دیگر باید قدم‌های اساسی در این مقوله برداشته شود، اینکه چگونه امنیت غذایی با مصرف بین 80 تا 90 درصد منابع آب شیرین تجدیدپذیر کشور قابل حصول با مصرف حدود 40 درصد از این منابع حیاتی و پایه است.

 

آیا می‌شود با حفظ عرصه‌های فعلی کشاورزی و با تکیه بر افزایش بهره‌وری در واحد سطح، غذای مورد نیاز جامعه را تامین کرد؟ و تقاضای زمین جدید برای تغییر کاربری عرصه طبیعی کشور را به صفر رساند و حتی آن قسمت از زمین‌های کشور مثل دیم‌زارهای کم بازده را در راستای کاهش فرسایش آبی و خاکی، مجددا به عرصه‌های طبیعی برگرداند؟ یا چگونه می‌شود با اتخاذ روش‌های علمی مناسب ظرفیت آلودگی بخش کشاورزی ناشی از مصرف نامناسب سموم و کودها را به حداقل رساند و با به‌کارگیری روش‌های علمی مناسب خصوصا در صنعت دامپروری، مرغداری و یا زراعت‌های ماندابی مثل برنج‌کاری میزان تولید گازهای گلخانه‌ای را به حداقل رساند.

 

از طرفی پدیده چالش‌زا و جدی‌تر که فعالیت‌های بخش کشاورزی را تحت تاثیر قرار داده و اجازه نمی‌دادند با استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی خود، زمینه افزایش بهره‌وری را فراهم کند؛ نبود یک ساختار مناسب توزیع کالا، سیاست‌گذاری و روش‌های مناسب اقتصادی، تجاری و مالی است که باعث شده است به‌رغم موفقیت در تولید و تامین غذایی موردنیاز کشور، به علت حاکمیت یک سیستم لجام گسیخته دلالی، هم امنیت غذایی در مقیاس سفره‌های خانواده به خطر بیفتد و هم ارزش افزوده مالی و اقتصادی این بخش به جای اینکه در خود بخش چرخش داشته و زمینه توسعه فناورانه این بخش را فراهم کند، به صورت سرگردان، اقتصاد ملی کشور را به چالش کشیده به افزایش تورم در تامین و دسترسی به کالا و مواد غذایی و کاهش ارزش پول ملی منجر می‌شود.

 

کدخبر: ۶۰۱۷۵۰۳۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر