سینمای ایران، سرزمین فیلمهای ناتمام!
«چشمهایش» متوقف ماند، «آیینهها» در راه است؛ پرونده فیلمهایی که آغاز تولیدشان خبرساز میشود، اما سرنوشتشان در سکوت میماند
هفت صبح| سینمای ایران قبرستانی دارد که روی سنگهایش نام فیلمها نوشته شده اما هیچکدام روزی روی پرده جان نگرفتهاند. بعضی در مرحله فیلمنامه دفن شدهاند، بعضی پس از انتخاب بازیگران و گروهی هم در میانه فیلمبرداری. عجیب اینکه این قبرستان هر سال بزرگتر میشود، بیآنکه کسی فهرست دقیقی از ساکنانش تهیه کند. خبر تازه بهمن فرمانآرا، یکی از همین پروندههای فراموششده را دوباره به یاد آورده است. شورای پروانه فیلمسازی با ساخت «آیینهها» به تهیهکنندگی و کارگردانی فرمانآرا موافقت کرده است.
فیلمنامه را او همراه شادمهر راستین و شبنمسادات حسینی نوشته و هنوز جزئیات روشنی درباره زمان آغاز تولید منتشر نشده است. خبر برای علاقهمندان سینمای مؤلف خوشحالکننده است؛ فیلمسازی که «بوی کافور، عطر یاس»، «خانهای روی آب» و «یک بوس کوچولو» را در کارنامه دارد، همچنان میل به فیلمساختن را حفظ کرده است.
ولی نام فرمانآرا یادآور پروژه دیگری هم هست؛ «چشمهایش»، اقتباسی از رمان مشهور بزرگ علوی که قرار بود یکی از اتفاقات مهم سینمای ادبی ایران باشد. فیلمی که خبر تولیدش منتشر شد، بازیگرانش معرفی شدند، دوربینش روشن شد و ناگهان همهچیز متوقف ماند. حالا «آیینهها» در راه است و «چشمهایش» هنوز به پرده نرسیده؛ دو عنوان که ناخواسته تصویری از وضعیت تولید در سینمای ایران ساختهاند.
فیلمی که وسط جمله خاموش شد
اردیبهشت ۱۴۰۴، خبر آغاز پیشتولید «چشمهایش» در شهرک سینمایی غزالی منتشر شد. اقتباس از رمانی که در حافظه ادبی ایران جایگاه ویژهای دارد، بهاندازه کافی کنجکاویبرانگیز بود. حضور علی مصفا، صابر ابر، شمس لنگرودی، مهدی پاکدل، بهناز جعفری، علی شادمان و پانتهآ پناهیها نیز انتظارها را بالاتر برد. فیلمبرداری آغاز شد، ولی این شور اولیه دوام چندانی نداشت. مرداد همان سال، فرمانآرا از توقف تولید به دلیل تأمیننشدن بودجه خبر داد.
به گفته او، برای پروژهای با بودجه پیشبینیشده ۵۲ میلیارد تومان، پس از سه هفته فیلمبرداری حدود ۱۵ میلیارد تومان اختصاص یافته بود. چند ماه بعد خبرهایی درباره ازسرگیری تولید منتشر شد، اما وضعیت نهایی فیلم همچنان روشن نشده است. همین جزئیات، ماجرا را از یک تأخیر معمولی جدا میکند. «چشمهایش» پروژهای نبود که سرمایهگذار خصوصی پس از محاسبه سود و زیان، بیسروصدا کنار گذاشته باشد. بنیاد سینمایی فارابی در تأمین مالی آن نقش داشت. بنابراین بحث درباره سرنوشت فیلم، به نحوه تصمیمگیری و تعهدات مالی یک نهاد عمومی نیز مربوط میشود.
آیا برآورد اولیه هزینهها واقعبینانه بود؟ منابع لازم پیش از شروع فیلمبرداری تضمین شده بودند؟ توقف تولید چه هزینهای برای پروژه ایجاد کرد؟ پاسخ دقیق این پرسشها میتواند از تکرار تجربههای مشابه جلوگیری کند. مسئله اصلی، فهمیدن سازوکاری است که اجازه میدهد فیلمی با چنین ابعادی آغاز شود و ادامه مسیرش با بحران روبهرو بماند.
پروانه ساخت، سند تولد یا بلیت بختآزمایی؟
یکی از تناقضهای صنعت سینمای ایران، فاصله عجیب میان اعلام تولید و امکان واقعی ساخت فیلم است. نام پروژه وارد خبرگزاریها میشود، فهرست عوامل منتشر میشود و گاهی حتی مراسم آغاز فیلمبرداری برگزار میکنند؛ سپس تازه معلوم میشود سرمایه، برنامه اجرایی یا توافقهای ضروری هنوز استحکام کافی ندارند.
البته صدور پروانه ساخت به معنای تضمین سرمایه و تولید نیست. تهیهکننده مسئول تأمین منابع و مدیریت پروژه است. بااینحال، چنین تمایزی نباید مانع بررسی شیوه شکلگیری پروژههایی شود که با مشارکت نهادهای عمومی آغاز میشوند. در این موارد، اطلاعرسانی درباره تعهدات مالی، پیشرفت کار و دلایل توقف اهمیت بیشتری پیدا میکند.
هزینه این بلاتکلیفی نیز به سرمایه محدود نمیشود. بازیگری که زمانی را به پروژه اختصاص داده، عوامل فنی که فرصت همکاری دیگری را کنار گذاشتهاند و گروهی که برای تولید آماده شده، همگی ممکن است آسیب ببینند. فیلم نیمهتمام، مجموعهای از فرصتهای حرفهای معلق است.
فیلمساز حق حرکت دارد، سینما حق پرسیدن
صدور مجوز «آیینهها» را نباید به محکمهای علیه فرمانآرا تبدیل کرد. فیلمسازی در این سنوسال، با سابقهای طولانی و نگاهی شخصی، حق دارد پروژه تازهای را دنبال کند. متوقفماندن یک اثر نیز لزوماً نشانه کوتاهی کارگردان نیست. مسئولیت هر پروژه باید براساس قراردادها و تعهدات واقعی بررسی شود. مسئله جایی آغاز میشود که حافظه نهادی سینما کوتاهتر از فاصله انتشار دو خبر است. پروژهای معرفی میشود، چند ماه در صدر اخبار میماند و سپس بدون گزارش روشنی از وضعیتش کنار میرود.
گویی اعلام تولید، خود دستاورد محسوب میشود و توضیح درباره نتیجه آن ضرورتی ندارد. «آیینهها» شاید ساخته شود و به اثری ماندگار تبدیل شود؛ شاید هم با دشواریهای دیگری روبهرو شود. هنوز برای پیشبینی زود است. آنچه اکنون اهمیت دارد، سرنوشت «چشمهایش» و ضرورت پاسخگویی درباره پروژههای متوقفشده است. سینمایی که برای آغاز هر فیلم خبر دارد، باید برای توقف آن هم توضیح داشته باشد. فیلمسازی با اعلام یک نام آغاز میشود، اما اعتبار مدیریت سینما را سرنوشت همان نام تعیین میکند.