تناقض سیاستهای رفاهی سینما در سایه بحران اشتغال عوامل پشتصحنه
طرح خانهدار کردن سینماگران در مهستان در حالی وارد مرحله اجرایی شده که عوامل پشتصحنه همچنان با بیکاری مقطعی، دستمزدهای معوق، قراردادهای نامطمئن و ضعف حمایتهای صنفی دستوپنجه نرم میکنند
گروه فرهنگ و هنر | تصور کنید کلید آپارتمانی را به دست کسی بدهند که معلوم نیست ماه آینده پول شارژ ساختمانش را دارد یا خیر. تصویری اغراقآمیز به نظر میرسد، ولی برای توصیف بخشی از سیاستهای حمایتی سینمای ایران چندان دور از واقعیت نیست. خبر پیگیری مصوبات شورای عالی سینما درباره تأمین مسکن هنرمندان، بار دیگر همان تناقض قدیمی را پیش چشم میگذارد؛ مسئولان درباره خانهدارکردن سینماگران صحبت میکنند، درحالیکه مسئله بسیاری از فعالان این حرفه، پیدا کردن کار بعدی و گذراندن فاصله میان دو پروژه است.
مسکن، یکی از جدیترین دغدغههای معیشتی جامعه هنری است و هر طرح اجرایی، شفاف و عادلانهای برای کاهش این فشار ارزش بررسی و حمایت دارد. مسئله اما اولویتهایی است که در سیاستگذاری فرهنگی گم میشوند. سینمای ایران سالهاست با نیروی کاری اداره میشود که بخش بزرگی از آن دستمزد ثابت، امنیت شغلی و چشمانداز مشخصی برای آینده ندارد. با چنین وضعیتی، خانهدارشدن ممکن است برای عدهای گرهی مهم باز کند، ولی ساختار معیوب اشتغال را دستنخورده باقی میگذارد.
کلید خانه، بدون کلید کار
سینما صنعتی پروژهمحور است. فیلمبردار، صدابردار، دستیار کارگردان، طراح صحنه، تدوینگر، منشی صحنه و دهها نیروی متخصص دیگر، معمولاً پس از پایان یک پروژه باید در انتظار پیشنهاد بعدی بمانند. این ویژگی در سینمای جهان نیز وجود دارد، اما تفاوت مهم در سازوکارهایی است که قرار است آثار بیثباتی اشتغال را کاهش دهند. برای بسیاری از عوامل سینمای ایران، فاصله میان دو فیلم میتواند به دورهای طولانی از بلاتکلیفی اقتصادی تبدیل شود.
قراردادها یکسان نیستند، زمان پرداخت دستمزدها همیشه قابل پیشبینی نیست و برخورداری از بیمه و حمایتهای صنفی نیز در همه بخشها وضعیت یکسانی ندارد. حتی سابقه حرفهای طولانی، لزوماً به معنای امنیت اقتصادی نیست. حالا پرسش این است که طرح مسکن چگونه قرار است با این واقعیت کنار بیاید؟ کسی که درآمد ماهانه ثابتی ندارد، اقساط بلندمدت را چگونه مدیریت میکند؟ معیار تشخیص توان مالی متقاضیان چیست؟ آیا نیروهای پشتصحنه نیز به اندازه چهرههای شناختهشده امکان بهرهمندی دارند؟
خانهدارکردن سینماگران، بدون توجه به استمرار درآمدشان، شبیه ساختن سقفی است که هنوز برای ستونهای اقتصادی آن فکری نشده است. حمایت واقعی باید به فرد امکان دهد با اتکا به حرفهاش زندگی کند، برنامه بریزد و آیندهاش را بسازد.
سینمایی که ستارههایش دیده میشوند، کارگرانش فراموش
یکی از مشکلات دیرینه سیاستهای فرهنگی، تصویری است که از جامعه سینمایی ارائه میشود. نام سینماگر در ذهن بسیاری از مردم با بازیگران مشهور و کارگردانان شناختهشده پیوند خورده است؛ کسانی که در مراسم رسمی حضور دارند، مقابل دوربین قرار میگیرند و سخنانشان بازتاب رسانهای پیدا میکند. اما بدنه واقعی تولید سینما بسیار گستردهتر از این چهرههاست. پشت هر فیلم، گروهی از متخصصان فعالیت میکنند که ممکن است مخاطب حتی نامشان را در تیتراژ پایانی دنبال نکند. دستیاران، عوامل فنی، نیروهای تولید و کارکنان اجرایی، بخش مهمی از بار ساخت آثار را بر دوش دارند. بااینحال، صدای این گروه در بحثهای مربوط به حمایت و معیشت، کمتر شنیده میشود.
اینجاست که طرحهای رفاهی باید با حساسیت بیشتری بررسی شوند. عنوان کلی «مسکن هنرمندان» کافی نیست. باید روشن شود چه کسانی مشمول طرح هستند، سهم نیروهای کمدرآمد چقدر است و سازوکار انتخاب متقاضیان چگونه از روابط شخصی و امتیازهای غیرحرفهای فاصله میگیرد. صنفی که نتواند وضعیت اعضای کمدرآمد خود را بهدرستی شناسایی کند، ممکن است در توزیع امکانات نیز همان نابرابریهای موجود را تکرار کند. حمایت عادلانه زمانی معنا پیدا میکند که میزان نیاز، سابقه فعالیت و وضعیت واقعی اشتغال در مرکز تصمیمگیری قرار بگیرد.
رفاه روی کاغذ، اصلاحات در انتظار
خبرهای رسمی معمولاً با واژههایی مانند حمایت، تکریم، تسهیلات و رفاه منتشر میشوند. این واژهها خوشآهنگاند و برای ساختن تصویری امیدوارکننده از عملکرد مدیران کاربرد دارند. بااینحال، سینما به چیزی فراتر از مجموعهای از خبرهای امیدوارکننده نیاز دارد؛ به قواعدی که حقوق شاغلانش را در تمام مراحل تولید تضمین کند.
در نشست یازدهم آبان، مسئولان از ضرورت شفافیت معیارهای انتخاب متقاضیان مسکن سخن گفتهاند. همچنین پیشنویس اساسنامه صندوق ملی حمایت از توسعه سینمای ایران بررسی شده است. این مباحث میتوانند زمینه اصلاحات مهمی باشند، مشروط بر آنکه نتیجه آنها در زندگی حرفهای عوامل سینما قابل مشاهده باشد.
تدوین قراردادهای استاندارد، ایجاد سازوکار مؤثر برای پیگیری دستمزدهای معوق، پوشش بیمهای متناسب با اشتغال پروژهای و ارائه اطلاعات قابل اتکا درباره وضعیت کار سینماگران، اقداماتی هستند که میتوانند معنای حمایت صنفی را تغییر دهند. همچنین صندوقهای حمایتی باید مشخص کنند منابعشان چگونه تأمین میشود و چه سهمی از آن به امنیت شغلی نیروهای تولید اختصاص خواهد یافت.
نکته مهم دیگری نیز وجود دارد. طبق اعلام سازمان سینمایی، طرح مسکن در شهر جدید مهستان هشتگرد وارد مرحله اجرایی شده و قرار است متقاضیان واجد شرایط پس از تکمیل مراحل اداری، طی یک سال صاحب واحد مسکونی شوند. بنابراین هنوز با تحویل قطعی خانهها روبهرو نیستیم. فاصله میان اعلام یک طرح و تحقق آن، همان جایی است که باید گزارشهای شفاف و پاسخگویی عمومی آغاز شود.
سینماگران حق دارند صاحب خانه شوند، اما حق دارند شغلشان نیز قابل اتکا باشد. هنرمندی که برای دریافت دستمزدش ماهها انتظار میکشد یا برای یافتن پروژه بعدی ناچار به تحمل بلاتکلیفی است، با یک وعده رفاهی به امنیت اقتصادی نمیرسد.
سینمای ایران به همان اندازه که به سقفی برای زندگی عواملش نیاز دارد، محتاج زمینی محکم زیر پای حرفهای آنهاست. خانه ساختن برای سینماگران اتفاق خوبی است؛ هنر مدیریت، ساختن صنعتی است که شاغلانش بتوانند با درآمد حاصل از کار خودشان، کلید خانه را در جیب بگذارند.