نقدی بر انتخابهای تازه امیرحسین قیاسی؛ از تاکشو تا دوبله مرد عنکبوتی
قیاسی در سنوسالی قرار دارد که اشتیاق تجربه کردن کاملاً طبیعی است. با این حال، یکی از نشانههای بلوغ حرفهای، توانایی انتخاب کردن و گاهی کنار گذاشتن پیشنهادهای وسوسهکننده است
گروه فرهنگ و هنر | امیرحسین قیاسی این روزها حسابی روی بورس است، از آن چهرههایی که انگار هر طرف سر میچرخانید، ردپایی از او پیدا میشود، یک روز در قامت مجری تاکشوی اینترنتی، روز دیگر در پلتفرم نمایش خانگی، چند ساعت بعد در ویدیوهای وایرالشده شبکههای اجتماعی و حالا هم پشت میکروفن دوبله مرد عنکبوتی! ظاهراً قرار است قیاسی در تمام شاخههای صنعت سرگرمی حضور داشته باشد و اگر همین فرمان را ادامه دهد، بعید نیست فردا صبح خبر برسد که برای خواندن تیتراژ یک سریال تاریخی هم قرارداد بسته است.
البته مسئله، پرکاری یک چهره محبوب نیست، اتفاقاً صنعت سرگرمی ایران به آدمهای پرانرژی، خلاق و جسور احتیاج دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که مرز میان تجربهگرایی و خرج کردن اعتبار حرفهای کمرنگ میشود. قیاسی طی سالهای اخیر توانسته جایگاهی برای خودش دستوپا کند، مخاطب جذب کند و از میان انبوه چهرههایی که سودای دیده شدن دارند، سهمی از توجه عمومی به دست بیاورد. این سرمایه ارزشمندتر از آن است که پای هر پیشنهاد تازهای به میدان آورده شود، بهخصوص پیشنهادی که خروجی آن، دستکم بر اساس بخشهای منتشرشده، چندان امیدوارکننده به گوش نمیرسد.
فرار هوشمندانه از یک بنبست خطرناک
قیاسی در اجرای تاکشو به نقطه قابل قبولی رسیده است، شوخیهایش معمولاً ضرباهنگ مناسبی دارند، در مواجهه با مهمان دستپاچه نمیشود و بلد است از موقعیتهای پیشبینینشده لحظههای سرگرمکننده بسازد، البته اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، هنوز نمیتوان از او بهعنوان مجری صاحبسبکی یاد کرد که امضای شخصی قدرتمندی پای اجرای خود گذاشته است، جنس شوخیها، واکنشها و حتی شیوه هدایت گفتوگوهایش در بسیاری از مواقع به الگوهای آشنای تاکشوهای طنز نزدیک میشود.
با این حال، قیاسی در برنامه یوتیوبی «بک استریم بویز» یک تصمیم هوشمندانه گرفته است، او بهجای آنکه همه بار جذابیت برنامه را روی دوش خودش بگذارد، سراغ مهمانانی از دنیای یوتیوب رفته است، انتخابی که شاید در نگاه اول چندان پیچیده به نظر نرسد اما از شناخت درست بازار مخاطب حکایت دارد.
یوتیوبرها جامعه مخاطبان مخصوص خودشان را دارند، ادبیاتشان متفاوت است و بسیاری از آنها برای نسلی جذاباند که ارتباط چندانی با مهمانان مرسوم برنامههای گفتوگومحور برقرار نمیکند، قیاسی با دعوت از این چهرهها، عملاً پنجره تازهای به روی برنامهاش باز کرده است. مخاطبانی که شاید برای تماشای خود او سراغ برنامه نمیرفتند، حالا به واسطه مهمان مورد علاقهشان وارد این فضا میشوند. این تصمیم از جنبه دیگری هم اهمیت دارد، قیاسی که در اجرا هنوز برگ برنده منحصربهفردی رو نکرده با تغییر ترکیب مهمانان و جنس گفتوگوها توانسته به برنامهاش تنوع بدهد، هوشمندی دقیقاً همینجاست، شناخت محدودیتهای شخصی و پیدا کردن راهی برای عبور از آنها، بدون آنکه مجری مجبور باشد هر بار ادای نسخه تازهای از خودش را دربیاورد.
دور امیر، در زمین آشنای امیر
همزمان با فعالیتهای اینترنتی، برنامه «دور امیر» نیز در شبکه نمایش خانگی به میدان آمده است. اثری که دستکم در قسمت نخست، بیش از هر چیز بر همان تواناییهای شناختهشده قیاسی تکیه میکند، شوخیهای موقعیتی، واکنشهای سریع، بازی با کلمات و تلاش برای بیرون کشیدن لحظههای بامزه از دل گفتوگو، همچنان ستونهای اصلی اجرای او هستند.
این شیوه لزوماً ایرادی ندارد، مخاطب برای تماشای قیاسی آمده و طبیعی است که انتظار داشته باشد همان شخصیتی را ببیند که پیشتر دوست داشته است با این همه، فاصله میان یک اجرای سرگرمکننده و یک برنامه ماندگار، با چند شوخی موفق پر نمیشود، مجری باید بتواند به مرور جهان مخصوص خودش را بسازد، موقعیت خلق کند و حتی مخاطب را با جنبههایی از تواناییاش غافلگیر کند.
یکی دیگر از آسیبهایی که آرامآرام در اجراهای تازه قیاسی خودش را نشان میدهد، شیفتگی او به شوخیهای خودش است، قیاسی گاهی چنان از یک شوخی استقبال میکند که انگار پیش از مخاطب، خودش تصمیم گرفته آن را به یکی از لحظههای بامزه برنامه تبدیل کند. مسئله از جایی جدیتر میشود که یک شوخی موفق، به فرمولی دائمی برای خنداندن مخاطب تبدیل میشود، اتفاقی که میتواند حتی شیرینترین ویژگیهای یک کمدین را به نقطه ضعفش تبدیل کند.
برای مثال، اصرار قیاسی بر نمایش چهره مردی که همیشه طرف زنان را میگیرد یا با افتخار خودش را در موقعیت یک مرد زنذلیل قرار میدهد، در ابتدا بانمک بود، این شوخیها با شخصیت رسانهای او همخوانی داشت و گاهی موقعیتهای خندهداری خلق میکرد اما حالا به نظر میرسد قیاسی بیش از اندازه به این تصویر علاقهمند شده است، انگار کافی است بحثی درباره روابط زن و مرد شکل بگیرد تا دوباره همان شخصیت آشنا از راه برسد، مردی که قرار است با اعلام وفاداری تمامعیار به زنان، خنده تماشاگران را تضمین کند.
مشکل اینجاست که شوخی، تاریخ مصرف دارد و کمدینی که بیش از مخاطب عاشق شوخی خودش شود، معمولاً دیرتر متوجه پایان جذابیت آن خواهد شد، قیاسی در برخی اجراهای جدیدش به جای عبور بهموقع از یک موقعیت طنز، روی آن مکث میکند، دوباره به سراغش میرود و گاهی چنان بر شیرینیاش پافشاری میکند که حاصل کار به مرز لودگی نزدیک میشود، این همان نقطه خطرناکی است که یک ویژگی دوستداشتنی میتواند به عادتی خستهکننده تبدیل شود.
قیاسی باید حواسش باشد که محبوبیت یک شوخی، مجوز استفاده بیپایان از آن نیست، مخاطب برای خندیدن به سراغ او میآید، برای کشف موقعیتهای تازه و غافلگیر شدن با ذهن یک کمدین، اگر قرار باشد در هر برنامه همان ژستها، همان واکنشها و همان شوخیهای امتحانپسداده را تحویل بگیرد، دیر یا زود جذابیت اولیه رنگ میبازد، شاید بد نباشد قیاسی پیش از آنکه دوباره به شوخی خودش بخندد، از خودش بپرسد آیا مخاطب هم هنوز به همان اندازه از شنیدنش لذت میبرد؟
مرد عنکبوتی به هر صدایی نمیچسبد!
حالا برسیم به عجیبترین ایستگاه این ماجرا، دوبله مرد عنکبوتی، انتخابی که واقعاً معلوم نیست با چه محاسبه حرفهای صورت گرفته است، قیاسی مجری و کمدین است، در بداههپردازی تواناییهایی دارد و میتواند با لحن و واکنشهایش مخاطب را بخنداند اما هیچکدام از این ویژگیها بهخودیخود کسی را به دوبلور مناسبی تبدیل نمیکند. دوبله یک حرفه تخصصی است،کنترل نفس، شناخت ریتم دیالوگ، انتقال احساس، انعطاف صوتی، شخصیتپردازی با صدا و هماهنگی با تصویر، مجموعهای از مهارتهایی هستند که با محبوبیت اینترنتی به دست نمیآیند.
حتی داشتن صدای خوش هم برای موفقیت در این حرفه کافی نیست، چه برسد به اینکه صدای یک چهره مشهور، به اعتبار شهرتش پشت شخصیت محبوبی مانند ند در مرد عنکبوتی قرار بگیرد. بخشهای منتشرشده از دوبله قیاسی، دستکم تا اینجا، نشانههای امیدوارکنندهای از یک استعداد تازه در صداپیشگی ارائه نمیکند. لحن او در این نمونهها بیش از اندازه به شخصیت گفتاری خودش نزدیک است، انعطاف لازم برای جان بخشیدن به کاراکتر چندان شنیده نمیشود و جنس صدایش نیز در این اجرا تناسب قانعکنندهای با شخصیت پیدا نکرده است.
البته قضاوت نهایی درباره یک دوبله کامل، به شنیدن تمام اثر نیاز دارد با این حال، همین نمونههای کوتاه برای طرح یک پرسش حرفهای کافی هستند، چرا باید حضور یک چهره محبوب در حوزهای تخصصی، جایگزین انتخاب بر اساس مهارت شود؟ اینجا پای مسئله بزرگتری هم وسط است، دوبله ایران سالها با صدای هنرمندانی هویت پیدا کرده که برای هر شخصیت، لحن و جهانی مستقل ساختهاند. چهرههایی مانند منوچهر اسماعیلی، چنگیز جلیلوند و منوچهر والیزاده با تکیه بر مهارت و تجربه، به صدا اعتبار بخشیدند حالا اگر قرار باشد شهرت در فضای مجازی به مهمترین امتیاز انتخاب صداپیشه تبدیل شود، طبیعی است که حساسیت نسبت به کیفیت دوبله افزایش پیدا کند.
محبوبیت، حساب بانکی بیانتها نیست
شاید قیاسی این تجربه را فرصتی برای ماجراجویی بداند. شاید هم سازندگان دوبله تصور کردهاند حضور نام او میتواند مخاطبان بیشتری جذب کند، هر دو انگیزه قابل درک هستند اما نتیجه هنری را نمیتوان با تعداد دنبالکنندگان اینستاگرام اندازه گرفت.قیاسی در سنوسالی قرار دارد که اشتیاق تجربه کردن کاملاً طبیعی است. با این حال، یکی از نشانههای بلوغ حرفهای، توانایی انتخاب کردن و گاهی کنار گذاشتن پیشنهادهای وسوسهکننده است، قرار نیست هر دری که به روی یک هنرمند باز میشود، حتماً به اتاق مناسبی برسد.
اتفاقاً محبوبیت قیاسی ایجاب میکند سختگیرتر باشد، مخاطب امروز ممکن است از سر کنجکاوی برای شنیدن صدایش در نقش ند در مرد عنکبوتی هیجانزده شود اما این کنجکاوی الزاماً به رضایت تبدیل نخواهد شد، شهرت میتواند توجه اولیه بخرد، کیفیت است که اعتماد مخاطب را حفظ میکند. قیاسی بهتر است انرژی جوانیاش را در مسیری خرج کند که استعدادهایش فرصت رشد پیدا کنند.
اجرای بهتر، طراحی برنامههای خلاقانهتر و ساختن هویت مستقل در کمدی، چشمانداز جذابتری از حضور شتابزده در حرفههای مختلف دارد. امیرحسین قیاسی امروز برای دیده شدن احتیاجی به حضور در هر پروژهای ندارد. او دیده شده، مخاطب دارد و فرصت پیشرفت پیش رویش است، حالا وقت آن رسیده که ارزش این موقعیت را بیشتر بداند، گاهی یک پیشنهاد ردشده، از چند قرارداد امضاشده برای آینده یک هنرمند مفیدتر است. آقای قیاسی، قرار نیست هر جا میکروفنی روشن شد، صدای شما از آن بیرون بیاید، کمی خودت را گرانتر بفروش!