تهمینه میلانی؛ روایت زنی که غایب شد
تهمینه میلانی هنوز یکی از شناختهشدهترین زنان سینمای ایران است، اما غیبت طولانی او پرسشی است که کمتر کسی سراغش رفته است
هفت صبح | تهمینه میلانی در ۶۶ سالگی هنوز از آن چهرههایی است که اسمش پیش از هر چیز با «زن» و قصههای زنانه گره خورده است. این تعریف برای کارنامهای است که از «بچههای طلاق» تا «دو زن»، «نیمه پنهان»، «واکنش پنجم»، «زن زیادی»، «آتشبس» و «سوپراستار» امتداد پیدا کرده است. میلانی در سینمایی فعالیت کرد که ساختار آن سالها مردانه بود و حضور یک زن فیلمساز که میخواست درباره مسائل زنان با زبان مستقیم حرف بزند، اتفاق مهمی به حساب میآمد. همین حضور از جنس مقاومت بود. او لازم نبود برای اثبات خودش شبیه مردان سینما رفتار کند و این ویژگی به بخشی از هویت حرفهایاش تبدیل شد.
اهمیت میلانی به مضمون فیلمها محدود نمیشود. او و محمد نیکبین، همسر و تهیهکننده بسیاری از آثارش، از معدود زوجهایی بودند که در مقاطعی حاضر شدند برای کیفیت تولید هزینه کنند و سراغ امکانات فنی گرانتر بروند. در دورهای که استفاده از فناوریهای صوتی پیشرفته، از جمله دالبی ساراند، برای تولید سینمای ایران هزینه و ریسک قابل توجهی داشت، میلانی از توان مالی و جسارت تولید برخوردار بود و تجربههای فنی تازه را وارد پروژههایش میکرد.
او در استفاده از دالبی ساراند و توجه جدیتر به تدوین و طراحی صدا پیشقدم شد و نشان داد ارتقای فنی فیلم، بخشی از هزینه تولید است. نقش سینماگرانی که برای صدا، طراحی صحنه، فیلمبرداری، تدوین و استانداردهای فنی پول بیشتری خرج کردند، در ارتقای کیفیت تولیدات قابل چشمپوشی نیست. میلانی از این جهت بخشی از جریان حرفهایتر شدن تولید سینمای ایران نیز بود.
از طرف دیگر، کارنامه او بینقص نیست و جذابیت میلانی همین تضادهاست. بهترین فیلمهایش زمانی ساخته شدند که مسئله اجتماعی در دل قصه نفس میکشید. «دو زن» توانست تصویری ماندگار از زنی تحصیلکرده و گرفتار فشارهای زندگی ارائه دهد و «نیمه پنهان» با ورود به گذشته سیاسی یک زن، هزینه سنگینی برای سازندهاش داشت. «آتشبس» نشان داد میلانی توانایی ارتباط با تماشاگر عام را دارد و میتواند موضوعاتی درباره زندگی مشترک را به فیلمی پرفروش تبدیل کند. در مقابل، در بخشی از آثار متأخر، نگاه او گاهی چنان مستقیم و خطکشیشده شد که شخصیتها، فرصت کمتری برای خاکستری شدن پیدا کردند. بعضی فیلمها بیشتر شبیه بیانیه بودند تا روایت پیچیده آدمهایی که در زندگی واقعی، همزمان خوب، بد، ترسیده، عاشق و خطاکارند.
ماجرای نقاشیها نیز ضربهای جدی به تصویر میلانی زد. نمایشگاه «فیلمهایی که نساختم» در سال ۱۳۹۷ با اعتراض گروهی از هنرمندان روبهرو شد و بحث درباره کیفیت آثار و شباهت برخی تابلوها به آثار دیگران بالا گرفت. خود میلانی درباره یکی از آثار عذرخواهی کرد و گفت تصویر مشابهی را پیشتر دیده و در ناخودآگاهش مانده است. نمایشگاه بعدی او نیز با حاشیههای مشابه روبهرو شد. مسئله مهم این بود که شهرت سینمایی در حوزه تجسمی، اعتبار تخصصی را تضمین نمیکند و ورود به حرفهای دیگر، حساسیتهای خودش را دارد.
دورههایی از سکوت در کارنامه میلانی دیده میشود. حدود دو دهه پیش، بیماری و سپس درگذشت برادرش برای مدتی او را از فضای سینما دور کرد. درباره غیبت این روزهای او کمتر کنکاش شده است. آخرین فیلم بلند او، «ملی و راههای نرفتهاش»، در سال ۱۳۹۶ ساخته و اکران شد و پروژههایی مطرح شد، از «آتشبس ۳» تا سریال «راه میانبر»، اما بخشی از آنها به تولید نرسیدند. همین فاصله، این پرسش را میسازد که چرا فیلمسازی با چنین سابقهای، در سالهای اخیر کمتر پشت دوربین دیده شده است؟ سینمای ایران، این روزها دلتنگ حضور چهرههایی همچون میلانی است. حذف نسبی نام او از سینما عجیب است. تجربه میلانی برای فهم حضور زنان در سینمای ایران مهم است.
شاید پاسخ ترکیبی از تغییر اقتصاد سینما، سختتر شدن تولید فیلمهای اجتماعی، حساسیت بیشتر نسبت به مضمونهای مورد علاقه او و انتخابهای شخصی باشد. میلانی فعال است و در پروژه «دیلیت» السا فیروزآذر به عنوان تهیهکننده حضور دارد. تهمینه میلانی کمتر فیلم میسازد، اما حضورش در تاریخ سینمای ایران مهمتر از فیلمهای سالهای اخیر است.