به بهانه تولد ساره بیات و مرور فراز و فرودهای کارنامهاش
ساره بیات خیلی زود در سینمای اصغر فرهادی به یک بازیگر جدی تبدیل شد، اما سالهای بعد نقشهای تکراری و انتخابهایی مثل «دل» اجازه ندادند آن درخشش مسیر تازهای پیدا کند
هفت صبح، مهناز چترفیروزه| ساره بیات یک مشکل عجیب دارد، هر بار قرار است درباره کارنامهاش حرف بزنیم، «راضیه» زودتر از همه وارد اتاق میشود! همان زن مضطرب،گرفتار و بهشدت واقعی «جدایی نادر از سیمین» که انگار هنوز گوشهای از حافظه سینمای ایران ایستاده و نمیگذارد بعضی نقشهای بعدی بیات بهراحتی فراموش شوند. شاید این بهترین هدیه و همزمان سختترین میراث همکاری با اصغر فرهادی باشد، اینکه یک بازیگر آنقدر خوب دیده شود که سالها بعد، هر نقش تازهاش را با بهترین نسخه خودش مقایسه کنند. ۱۴ مهر، زادروز ساره بیات، فرصت خوبی است برای برگشتن به کارنامه بازیگری که خیلی زود نشان داد جنس بازیاش برای نقشهای پیچیده ساخته شده اما در ادامه همیشه انتخابهایی نداشت که این استعداد را به مقصدهای تازه برساند.
راضیهای که همهچیز را عوض کرد
بیات پیش از «جدایی نادر از سیمین» بازیگر تازهکاری نبود. تئاتر را تجربه کرده بود، دورههای بازیگری مؤسسه کارنامه را پشت سر گذاشته و در «یک مشت پر عقاب»، «بیگناهان» و «بانو» جلوی دوربین رفته بود. سینما را هم با «مقلد شیطان» تجربه کرد، اما همه اینها مقدمه اتفاقی بود که سال ۱۳۸۹ رخ داد. اصغر فرهادی نقش راضیه را به او سپرد و ناگهان بازیگری که هنوز ستاره نبود، وسط یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران قرار گرفت. بیات راضیه را با مجموعهای از اضطرابهای کوچک ساخت؛ نگاههای نگران، بدن همیشه تحت فشار، تردید، ترس و خشمی که هیچوقت کاملا رها نمیشد. نتیجه آنقدر درخشان بود که کنار لیلا حاتمی، شهاب حسینی و پیمان معادی گم نشد.
«جدایی» راهی اسکار شد و بیات نیز همراه گروه بازیگران زن فیلم خرس نقرهای برلین را گرفت. جوایز دیگری هم رسیدند، اما اتفاق مهمتر ساخته شدن یک اعتبار بود: ساره بیات حالا بازیگری جدی به حساب میآمد.این اعتبار در «فصل فراموشی فریبا»، «ناهید»، «آااادت نمیکنیم»، «بیستویک روز بعد» و حتی تجربه متفاوت «محمد رسولالله» ادامه پیدا کرد. «ناهید» یکی از نقاط مهم همین دوره است. بیات آنجا نشان داد میتواند مرکز یک درام زنانه باشد و شخصیت را روی مرز استیصال، عشق، خشم و مقاومت نگه دارد.
زنی که زیادی رنج کشید!
مشکل آرامآرام خودش را نشان داد. سینما یک ویژگی موفق بیات را پیدا کرده بود و حاضر نبود رهایش کند: زن زخمی. زن نگران، مادر رنجکشیده، همسر گرفتار، زنی در بحران عاطفی، زنی که باید بغض کند، اشک بریزد، تحمل کند و دوباره بغض کند. چیزی که در «جدایی نادر از سیمین» بخشی از ساختمان پیچیده شخصیت بود، کمکم در برخی آثار تبدیل به فرمول شد.
بیات هم چندان برای فرار از این محدوده تلاش نکرد. «عاشقانه» با همه ایرادهایش توانست او را به مخاطبان گستردهتری معرفی کند، اما ادامه همکاری با منوچهر هادی همیشه به سود کارنامهاش نبود. «رحمان ۱۴۰۰» انتخابی تجاری بود و «دل» نمونه روشنتری از مسیری شد که خطر تکرار را جدیتر کرد.
رستای «دل» انگار مجموعهای فشرده از همان چیزهایی بود که پیشتر بارها از بیات دیده بودیم؛ اندوه، شکست عاطفی، چهره گرفته، اشک و مصیبتی که تمامی نداشت. این بار مشکل به توانایی بازیگر مربوط نبود. مسئله این بود که نقش چیز تازهای برای کشف کردن در اختیارش نمیگذاشت. بازیگری که زمانی با چند نگاه میتوانست اضطراب راضیه را منتقل کند، حالا گاهی در ملودرامهایی گرفتار شده بود که احساسات را با صدای بلند توضیح میدادند.
فاصله استعداد و انتخاب
همین مسئله درباره بخشی از کارنامه متأخر او نیز قابل بحث است. حضور در سریال «محکوم» دوباره این پرسش را زنده میکند که چرا بازیگری با چنین سابقهای هنوز باید سراغ نقشهایی برود که بخش آشنایی از تواناییهایش را مصرف میکنند؟ ساره بیات بازیگر ضعیفی نشده است. اتفاقا همین نکته نقد کارنامه او را جدیتر میکند. درباره بازیگری حرف میزنیم که تواناییاش قبلا اثبات شده و برای نقشآفرینیهایش جایزه گرفته است. پس توقع داریم انتخابهایش نیز به همان اندازه جاهطلبانه باشند. شاید مسئله امروز ساره بیات همین باشد؛ او دیگر احتیاجی ندارد ثابت کند میتواند زن غمگین، آسیبدیده و گرفتار را خوب بازی کند. این را سالها پیش ثابت کرده است.
حالا دوست داریم بیات دیگری ببینیم؛ زنی شرور، طناز، سرد، عجیب، قدرتمند یا حتی شخصیتی که هیچ نسبتی با تصویر تثبیتشده او نداشته باشد. نقشی که دوباره تماشاگر را غافلگیر کند و اجازه ندهد راضیه «جدایی نادر از سیمین» همچنان بیرقیب در صدر کارنامهاش بماند.شاید بهترین آرزو برای تولد ساره بیات همین باشد: یک انتخاب غیرمنتظره. نقشی که پس از سالها بتواند بالاخره رو به راضیه بایستد و بگوید کمی آنطرفتر برو؛ این بار نوبت من است.