گفتگوی خواندنی با کارگردان فیلم آریاشهر دو نفر| علاقهام سینمای کیارستمی است

حمید بهرامیان که این روزها دومین فیلم بلند خود یعنی «آریاشهر دو نفر» را روانه پرده سینماها کرده است، از زاویه نگاه خود به سینما میگوید
هفت صبح| کمال تبریزی بهعنوان یکی از پرچمداران سینمای کمدی در دهه 70 که همزمان توفیق در جشنواره و درخشش در گیشه را با آثاری همچون «لیلی با من است» و «مارمولک» در کارنامه خود دارد، به تازگی در گفتوگویی به بهانه شکست مطلق فیلمهای کمدی حاضر در جشنواره فیلم فجر گفت: «متاسفانه آنقدر فیلمهای کمدی سالهای اخیر بیآبرو شدهاند و خودشان حیثیت خودشان را به باد دادهاند که دیگر از طرف مردم هم تمایلی به دیدن فیلمهای کمدی در جشنواره دیده نمیشود.»
این خلاصهای از نگرانیهایی است که در چند سال اخیر از سوی دلسوزان درباره جریان غالب در گیشه سینمای ایران ابراز شده و گویی کمتر گوش شنوایی برای آن هست. بخشی از این نگرانی متوجه سیاستگذاران است و بخشی دیگر طبیعتا متوجه سازندگان این آثار. «آریاشهر دو نفر» یکی از کمدیهای قابلتوجه در چرخه اکران امسال سینماها محسوب میشود که اتفاقا کارگردانش هم نگاهی نقادانه به جنسی از کمدیهای «بیاصالت» در سینمای ایران سالها دارد. به بهانه اکران این فیلم گفتوگو با حمید بهرامیان داشتیم.
یکی از گزارههای پرتکرار در شرایط امروز سینمای ایران، تسلیم فیلمسازان به جریان غالب سینمای کمدی است. گویی شرایط بهگونهای است که کارگردانها مجبور به ساخت فیلم کمدی میشوند. اجازه دهید گفتوگو درباره «آریاشهر دو نفر» را از همینجا شروع کنیم؛ آیا حمید بهرامیان مجبور به ساخت فیلم کمدی شده است؟ واقعا متأثر از جریان غالب این سالها، سراغ این فیلم رفتید؟
واقعیت این است که ما در شرایط اجتماعی و اقتصادیای زندگی میکنیم که تصمیمات اغلب ما وابسته به اتفاقاتی است که در جامعه رخ میدهد. اینکه آیا شرایط سینما در سایه فیلمهای کمدی به بحران رسیده است یا نه را شخصا نمیدانم و اما اینکه فیلمسازان مجبور شدهاند برای نجات اقتصاد سینما به سمتوسویی بروند که ممکن است دلخواه خودشان نباشد، به نظرم گزاره درستی است و من هم از این قاعده مستثنا نیستم.
حتما من هم دوست دارم فیلمهای خودم را بسازم. در عین حال تلاشم این بوده است که برخوردم با کمدی هم کاسبکارانه نباشد. نمیخواستم فیلمم شبیه به کمدیهای این روزها و مشابه اجناس چینی در بازار باشد! تلاشم این بود که کمدیام یکبار مصرف نباشد. اینکه چقدر این تلاشم به ثمر نشسته است را نمیدانم اما تلاشم ساخت یک کمدی بااصالت بود که بهدنبال گول زدن مخاطب خود نیست.
به نظر میرسد قائل به تولید و عرضه جنسی از کمدی غیراصیل در این سالهای سینمای ایران هستید.
بله.
واقعا بر مبنای رصد دقیق فیلمهای کمدی این سالها به این تحلیل رسیدهاید؟
طبیعتا اینگونه نیست که مدعی شوم همه تولیدات این سالها را دیدهام. اما حتما شما هم این مسئله را تأیید میکنید که وقتی با جنسی از فیلم کمدی مواجه هستیم که در آن رقص و آواز وجود دارد، در کلیتش تنه به تنه فیلمفارسی میزند، تلاش میکند با سطحیترین اتفاقات و دیالوگها شما را بخنداند و بخشی از دیالوگهایش وامدار تکهها و شوخیهای فضای مجازی است، میتوان گفت این سینما پایه و اساسی متکی به خودش ندارد و انگار همه اجزای آن از جای دیگری وام گرفته شده است. رگههای این دست آثار را در سینمای این سالها دیدهایم و این یک واقعیت است.
پس میتوان گفت تعریف شما از «کمدی غیراصیل» کمدیای است که وامدار چیزهایی خارج از دنیای سینماست.
دقیقا. در این شرایط وقتی فیلمسازی میخواهد فیلمی بسازد که متأثر از این جریان نباشد، احتمالا اولین انتظار از او این است که خلاف جهت حرکت کند اما این تلاش، تلاشی غلط است. من هم چنین کاری نکردم و نخواستم مخالق جهت کمدیهای این روزها حرکت کنم، بلکه معتقدم یک فیلمنامه فارغ از ژانری که دارد، باید اصالت داشته باشد و به تعبیری سرپا باشد. بعد از آن هم تلاش کردم همه آموختهها و تجربههای شخصیام که در تمام این سالها در سینما به دست آوردهام را در فیلم به خدمت بگیرم تا فیلمی که میسازم، خودش باشد و شبیه به چیز دیگری نباشد.
در بخشی از پاسخ به سوال اول، از عبارت «فیلمهای خودم» استفاده کردید؛ این سینمای مطلوب شما چه ویژگیهایی دارد و چه فیلمی را میتوانیم «فیلم حمید بهرامیان» بدانیم؟
البته اعتراف میکنم هنوز به آن میزان از پختگی در فیلمسازی نرسیدهام که بخواهم مدعی داشتن یک سینمای شخصی و تألیفی باشم اما فکر میکنم در سالهای آینده این اتفاق رخ دهد. اگر بخواهم از فیلمهایی که به سینمای دلخواه من نزدیک است صحبت کنم از سینمای عباس کیارستمی و یا نوری بیگله جیلان یاد میکنم. اساسا علاقهمند به فیلمهایی هستم که موضوع اصلیشان پرداختن به پیچیدگیهای روان انسان و پیچیدگیهای روابط انسانی است.
اتفاقا رگههایی از این دغدغه تمرکز بر پیچیدگی روابط انسانها را میتوان در همین دو کمدیای که تا به امروز ساختهاید هم مشاهده کرد.
بله. این برآمده از همان علایق شخصی من در سینماست. از نگاه من زندگی، چیزی غیر از روان نیست. با وجود تمام تظاهرات بیرونیای که زندگی دارد و با تمام تلاشی که آدمیزاد برای بهدست آوردن دستاوردها میکند، همه اینها زیرمجموعهای از هدایتهای روان ماست.
به تازگی بازخوانی شاهنامه را آغاز کردهام و مشغول مطالعه هفتخان رستم بودم که در ذهنم این داستان را با تصویری مقایسه کردم که یونگ از تشخص و فردیت ارائه کرده است. جمله معروفی است که میگوید، حقیقت یکی است و حکیمان آن را به نامهای مختلف خواندهاند. با خودم گفتم انگار فردوسی و یونگ هم درباره یک حقیقت صحبت کردهاند. کنجکاویام درباره روان آدمها، به سرشت آدمها بازمیگردد و من علاقهمند این کنجکاوی هستم.
این دغدغهها چقدر متفاوت از تصویری است که امروز از حمید بهرامیان بهعنوان یک فیلمساز در سینمای ایران به ثبت رسیده است. با توجه به صحبتهای ابتدایی، شاید بتوان «آریاشهر دو نفر» را متأثر از جریان غالب سینمای کمدی در سالهای اخیر قلمداد کرد اما چرا سال 98 که شرایط کمی متفاوت از این سالها بود و میخواستید «ملاقات با جادوگر» را بهعنوان اولین فیلم خود بسازید، سراغ کمدی رفتید و این جنس از سینمای مطلوب خود را دنبال نکردید؟
اگر بهصورت کلی من با این پرسش مواجه شوم که چرا فیلم میسازی؟ پاسخم این است که من مجذوب فیلم ساختن هستم. فارغ از تمام تشویقها و تنبیهها و تشرها، من عاشق این هستم که فیلم بسازم. انگار بعد از ساخت هر فیلم بلوغی را تجربه میکنم و این حس کاملا شخصی من نسبت به سینماست. به همین دلیل اگر به من بگویند که تو تا پایان عمر تنها باید فیلم کمدی بسازی، میگویم همین که میتوانم فیلم بسازم، اشکالی ندارد!
سوال اصلی این است که چه کسی قرار است چنین انتخابی را به یک فیلمساز تحمیل کند؟
این صرفا یک مثال بود که بگویم اگر راهی جز فیلمسازی در این ژانر نداشته باشم، بازهم فیلمسازی را ادامه میدهم و الزاما بهمعنای وجود چنین فشاری نیست. در کمدیسازی یک ویژگی وجود دارد که من را به خودش جذب میکند و آن اینکه جدیت و پزهای روشنفکرانه در آن وجود ندارد...
و احتمالا به همین دلیل میتوان حرفهای تندوتیزتری را در قالب آن مطرح کرد!
میتوان حرفهای واقعیتری را در آن مطرح کرد. در فیلم «آریاشهر دو نفر» فارغ از اینکه فیلم خوب و یا بدی شده است، ما شاهد دو زوج هستیم. یک طرف کاراکتری با بازی محسن کیایی است که مانند بسیاری از جوانان امروزی، سودای یک شبه پولدار شدن دارد و تن به روند عادی زندگیاش نمیدهد. در طرف دیگر کاراکتری را داریم که کمی از او سن بالاتر است و مهران احمدی نقش او را ایفا میکند. او به یک جایگاه مالی مطمئنتری نسبت به دیگری رسیده اما شاهد آشفتگی زندگی شخصیاش هستیم. در واقع مهران احمدی، آینده محسن کیایی است و میبینیم که او حتی در این جایگاه هم به دستاورد مهمی در زندگیاش نرسیده و صرفا در لذتهای سطحی غرق شده است.
میتوان گفت که اگر حمید بهرامیان همین سوژه و موقعیت را میخواست در قالب یک ملودرام تلخ اجتماعی بسازد، حساسیتها روی آن بالا میرفت و حتی احتمال مواجه شدن با چالشهایی همچون ممیزی و یا واکنش سردتر مخاطبان وجود داشت و به همین دلیل آن را در قالب کمدی روایت کرده است؟
بله. البته از طرف دیگر یکی از جذابیتهای کمدی این است که نیازی نیست من مخاطبم را نصیحت کنم. فیلم کمدی به دلیل نبود همین نگاه آمرانه و والد نسبت به مخاطب است که مخاطب را بیشتر با خودش همراه میکند.
نکتهای که به نظرم نباید از آن غفلت کرد این است که این سالها هستند فیلمسازانی که حرفهای بسیار جدی و گاهی حتی تراژیک خودشان را ناگزیر به زبان کمدی به تصویر میکشند. فیلمهای پرفروشی مانند «فسیل» و یا همین «هفتاد سی» مشخصا دست روی زخمهای عمیقی میگذارند اما سوژه تلخشان در قالب کمدی امکان روایت پیدا میکند. اینگونه نیست که الزاما دستورالعمل و حکمی برای کمدیسازی صادر شده باشد.
با بخشی از این تحلیل موافقم و با بخشی از آن خیر؛ نکته این است که وقتی مدیری با سادهانگاری تصمیم میگیرد که فیلمهای عافیتگزین و بیضرری در سینما ساخته شود، این نگاه در طول زمان تسری پیدا میکند. وقتی تجربه به فیلمساز ثابت میکند که با ساخت فیلم کمدی با گزند کمتری هم از نظر مالی و هم از نظر پاسخگویی به نهادهای مختلف مواجه میشود، خودبهخود به این سمت کشیده میشود.
در چنین شرایطی فیلمسازی هم که میخواهد فیلم اولش را بسازد، با سوژه کمدی راحتتر میتواند سرمایهگذار دستوپا کند. به همین دلیل است که صحبت از تعطیلی سینمای اجتماعی میکنیم. از یک سو به دلیل سیاستهای فرهنگی غلط در این سالها به این سمت کشیده شدهایم و از سوی دیگر شاهد یک جریان جهانی هستیم که روابط و آدمها را تبدیل به کالا کرده است. کافیست دوری در اینستاگرام بزنید تا ببینید غیر از لذتطلبی هیچچیز دیگری در آن نیست. آنهایی که تولید محتوا میکنند هم همه تمرکزشان روی همین لذتهای آنی است.
یعنی معتقدید که بخشی از این تغییر شرایط در سینمای ایران، ناگزیر بوده است؟
ناگزیر نیست. بله این اتفاق در حال رخ دادن است اما ناگزیر از تن دادن به آن نیستیم. اگر مدیران فرهنگی ما تصمیم بگیرند فیلمهایی با عمق بیشتر بسازند، این جهتگیری قابل اصلاح است اما در حال حاضر چنین ارادهای را شاهد نیستیم.
شما در گام اول «ملاقات با جادوگر» را کارگردانی کردید که هم در اکران با حاشیههایی مواجه شد و هم از سانسور مصون نماند. حواشی تجربه اول شما را از ادامه مسیر در حوزه کمدی دلسرد نکرد؟
شرایط اکران هم برای «ملاقات با جادوگر» و هم برای «آریاشهر دو نفر» شرایط مطلوبی نبود و نیست. ما هم بنا نداشتیم با جریان قدرتمندی که جنس خاصی از کمدی را در سینما تبلیغ میکند، رقابت کنیم. آنچه برای «ملاقات با جادوگر» اتفاق افتاد، اتفاقا برای من انگیزهبخش بود نه دلسردکننده. این فیلم در اکران عمومی فروشی که انتظارش را داشتیم نداشت اما بعدتر در اکران آنلاین شاهد فروش فوقالعادهای بودیم و این نشان میداد که فیلم مخاطب خودش را دارد.
خیلی از افرادی که «ملاقات با جادوگر» را در اکران آنلاین دیدند، میگفتند اساسا خبر نداشتیم که این فیلم در سینماها اکران شده است. همان زمان این موضوع محل اختلاف آقای اعتباریان تهیهکننده فیلم با پخشکنندهاش هم بود. در مجموع از عرضه آن فیلم بازخوردهای مثبتی گرفتم. البته جریان نقدی در شبکههای اجتماعی شکل گرفته که غالبا محتوای اختصاصی ندارند و از روی دست دیگر مواردی را تکرار میکنند و من هم با آنها کاری ندارم.
مهم برایم این بود که طیفی از مخاطبان فیلم را دیده و حالشان با آن خوب شده است. اگر فیلم همین یک کارکرد را داشته و مخاطبانی برای دو ساعت از دنیای واقعی فاصله گرفته باشند و حالشان بهتر شده باشد، کار خودش را کرده است. «آریاشهر دو نفر» هم مانند همان فیلم محل اختلاف دو طیف شده است؛ گروهی بسیار آن را دوست دارند و عدهای هم آن را نپسندیدهاند! اما معتقدم این فیلم هم کار خودش را کرده است.
حدس میزنید «آریاشهر دو نفر» هم در اکران آنلاین شرایط بهتری نسبت به اکران عمومی دارد؟
امیدوارم این اتفاق رخ دهد. برخلاف فیلمهای کمدی دیگر، در هفته ابتدایی اکران عمومی این فیلم آنقدر اتفاقات عجیب و غریبی در فرآیند پخش رخ داد که از همین روند میتوان یک فیلم دیگر ساخت! سینمایی داشتیم که سه روز بعد از شروع اکران تازه اعلام کرد کیدیام (رمز اختصاصی برای امکان نمایش فیلمها) ندارد! از سوی دیگر در 10 روز اول اکران تقریبا در تمام سینماهای شهرستانها ما حتی رولآپ و سردر برای اطلاعرسانی از اکران فیلم نداشتیم. این موارد را شفاهی هم به دفتر پخش اعلام و اعتراض کردیم.